کودکی و نوجوانی

سیاه، سفید، خاکستری

صفحه 4 از 9 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف stalker في الجمعة يناير 14, 2011 12:26 am

این هم لینک عکس. چون کامل نشونش نمی‌ده اینجا تو فروم:
http://i1192.photobucket.com/albums/aa340/tommy9467/kluceodmesta.jpg

stalker

تعداد پستها : 251
Join date : 2011-01-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف 59 في الأربعاء مارس 02, 2011 12:14 pm

خدمت امیر گرامی بگم که من قبلا بارها به این قسمت سر زده بودم،
اما متاسفانه تا به امروز نتونستم برای این قسمت مفید واقع بشم.
در هر صورت این پایان کار نیست و باید باز جستجو کرد.
سپاس برای زحمتی که برای یافتن و غربال اطلاعات انجام میدهید.
سلامت باشید.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الأحد مايو 29, 2011 6:26 am

سلام.من به دنبال چند برنامه قدیمی هستم که تو لیست شما ندیدمشون .
1-یه برنامه عروسکی که دقیقا کتاب شماره 83 طلایی(شیر وموش) بود.شما یه برنامه عروسکی به نام دل موش ،پوست پلنگ نام بردین ولی اونی که من یادمه مدت زمانش خیلی بیشتر بود.چون من صداش رو کاست داشتم و یه طرف نوار رو کامل پر کرده بود .روی نوارم نوشته شده بود من موش نیستم که من مطمئنم اسمش این نبود واین تکیه کلام موشه بود که میگفت(من موش نیستم من یک موش ترسو نیستم).
2-یه برنامه ای با عنوان فارسی کار هر کس نیست خرمن کوفتن. که توش یه لاک پشت بود و تو مایه های تنسی تاکسیدو بود.در هر قمت لاک پشته یه کاری رو انتخاب می کرد ولی در انتها گند میزد به همه چی.من میخوام بدونم اسم اصلیش چیه تا بتونم دانلودش کنم.
3-یه کارتون با عنوان ایلیاد که محصوال کشور شوروی بود .وماجرای یه پهلوانی بود که به سفر میرفت و با جادو گرهای مختلف رو برو میشد.این کارتون هیچ ربطی به حماسه ایلیاد همومر نداشت و یه داستان مثل هفت خوان رستم بود.یادمه فقط یه بار این کارتون کامل تو سالهای 64 یا 65 پخش شد. (من 3 یا 4 سال داشتم).بعد ها همیشه این کارتون نصفه پخش میشد .
4-یه برنامهچند قسمتی تلویزیونی ایرانی تو سالهای 65 که فکر کنم نامش مریم و دیو سیاهه بود موضوعش هم دختری بود که میخواست مردم روستا رو ازشر و از بدبختی نجات بده(مطمئن نیستم) وپیش یه دیو میره و در انتها با توجه به گفته های ابزار الات خونه دیوه شیشه عمر دیو رو پیدا میکنه و میشکنه.
5-یه کارتون عروسکی اونم مربوط به سال های 63 که خیلی کم ازش به یاد دارم(تقریبا هیچی) .فقط یه شعری توش بود که چون من اون موقع حفظش کرده بودم الان تو ذهنمه .شعرش این بود:
(وقتی ما خرگوشا باشیم کنار موشا گربه ها نابود میشن اگه باشن هزارتا)
6-یه برنامه ای ایرانی که من ازش متنفر بودم و تو لیست شما نبود.یه برنامه شامل چند عکس پشت سر هم که که یه راوی داشت که میگفت سارا همیشه ناخن هاش رو کوتاه میکنه و نشون میداد که سارا چه دختر نظیف و محبوییه).هر سال تابستون هم چندین مرتبه نشونش میداد.
7-یه برنامه عروسکی که فکر کنم روسی بود و مثل خیلی از برنامه های عروسکی روسی دیگه توش یه روباه و یه خرس و یه خرگوش و یه سمور بودن .چیز زیادی ازش یادم نیست ولی چند قسمتی بود. یادمه خرسه خیلی خرابکار و تنبل بود و اسمش بود (بوچ).یه قسمتیش بود که مثل داستان جیک جیک مستون بود و خرسه وقتی تو باد وبارون مونده بود میگفت:من بوچ سرگردانم.کلا داستان محوری حول ندانم کاری های خرسه دور میزد.
8-فکر کنم این تو لیستتون بودولی برای محکم کاری دوباره میزارمش.یه کارتون تک قسمتی که ژاپنی بود و گرافیکش تو مایه های کارتون بینوایان بود و ماجرا ی یه دختر و یه قورباغه بود .تو آخر کارتون دختره تو یه کلبه خوابیده بود که ناگهان ماری بهش حمله میکنه ولی قورباغه خودش رو تو دهن ماره پرت میکنه و بعد خودش رو اونقدر باد میکنه تا هم خودش وهم ماره میترکن.واین طوری قورباغه شهید میشه.

الان دارم فکر میکنم ببینم باز چی یادم میاد.ولی خدایی اگه فهمیدین اسم اصلی کارتون شماره 44 لیست که به نام پیتر ازش نام بردین چیه حتما ما رو در جریان بزارین.

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الخميس يونيو 02, 2011 11:52 am

mahmood666 نوشته است:سلام.من به دنبال چند برنامه قدیمی هستم که تو لیست شما ندیدمشون .
1-یه برنامه عروسکی که دقیقا کتاب شماره 83 طلایی(شیر وموش) بود.شما یه برنامه عروسکی به نام دل موش ،پوست پلنگ نام بردین ولی اونی که من یادمه مدت زمانش خیلی بیشتر بود.چون من صداش رو کاست داشتم و یه طرف نوار رو کامل پر کرده بود .روی نوارم نوشته شده بود من موش نیستم که من مطمئنم اسمش این نبود واین تکیه کلام موشه بود که میگفت(من موش نیستم من یک موش ترسو نیستم).
2-یه برنامه ای با عنوان فارسی کار هر کس نیست خرمن کوفتن. که توش یه لاک پشت بود و تو مایه های تنسی تاکسیدو بود.در هر قمت لاک پشته یه کاری رو انتخاب می کرد ولی در انتها گند میزد به همه چی.من میخوام بدونم اسم اصلیش چیه تا بتونم دانلودش کنم.
3-یه کارتون با عنوان ایلیاد که محصوال کشور شوروی بود .وماجرای یه پهلوانی بود که به سفر میرفت و با جادو گرهای مختلف رو برو میشد.این کارتون هیچ ربطی به حماسه ایلیاد همومر نداشت و یه داستان مثل هفت خوان رستم بود.یادمه فقط یه بار این کارتون کامل تو سالهای 64 یا 65 پخش شد. (من 3 یا 4 سال داشتم).بعد ها همیشه این کارتون نصفه پخش میشد .
4-یه برنامهچند قسمتی تلویزیونی ایرانی تو سالهای 65 که فکر کنم نامش مریم و دیو سیاهه بود موضوعش هم دختری بود که میخواست مردم روستا رو ازشر و از بدبختی نجات بده(مطمئن نیستم) وپیش یه دیو میره و در انتها با توجه به گفته های ابزار الات خونه دیوه شیشه عمر دیو رو پیدا میکنه و میشکنه.
5-یه کارتون عروسکی اونم مربوط به سال های 63 که خیلی کم ازش به یاد دارم(تقریبا هیچی) .فقط یه شعری توش بود که چون من اون موقع حفظش کرده بودم الان تو ذهنمه .شعرش این بود:
(وقتی ما خرگوشا باشیم کنار موشا گربه ها نابود میشن اگه باشن هزارتا)
6-یه برنامه ای ایرانی که من ازش متنفر بودم و تو لیست شما نبود.یه برنامه شامل چند عکس پشت سر هم که که یه راوی داشت که میگفت سارا همیشه ناخن هاش رو کوتاه میکنه و نشون میداد که سارا چه دختر نظیف و محبوییه).هر سال تابستون هم چندین مرتبه نشونش میداد.
7-یه برنامه عروسکی که فکر کنم روسی بود و مثل خیلی از برنامه های عروسکی روسی دیگه توش یه روباه و یه خرس و یه خرگوش و یه سمور بودن .چیز زیادی ازش یادم نیست ولی چند قسمتی بود. یادمه خرسه خیلی خرابکار و تنبل بود و اسمش بود (بوچ).یه قسمتیش بود که مثل داستان جیک جیک مستون بود و خرسه وقتی تو باد وبارون مونده بود میگفت:من بوچ سرگردانم.کلا داستان محوری حول ندانم کاری های خرسه دور میزد.
8-فکر کنم این تو لیستتون بودولی برای محکم کاری دوباره میزارمش.یه کارتون تک قسمتی که ژاپنی بود و گرافیکش تو مایه های کارتون بینوایان بود و ماجرا ی یه دختر و یه قورباغه بود .تو آخر کارتون دختره تو یه کلبه خوابیده بود که ناگهان ماری بهش حمله میکنه ولی قورباغه خودش رو تو دهن ماره پرت میکنه و بعد خودش رو اونقدر باد میکنه تا هم خودش وهم ماره میترکن.واین طوری قورباغه شهید میشه.

الان دارم فکر میکنم ببینم باز چی یادم میاد.ولی خدایی اگه فهمیدین اسم اصلی کارتون شماره 44 لیست که به نام پیتر ازش نام بردین چیه حتما ما رو در جریان بزارین.







1. دوست عزیز، خوش اومدی.
2. شما قبلاً همین جا، یا شاید هم فورم دیگه ای، تعدادی از همین سؤالا رو از من نپرسیده بودی؟
عبارت "قورباغه شهید شد" شما خیلی آشنا می زنه و یادمه همون موقع تداعیش واسه م خنده دار بود! Smile


3. اما، در مورد سؤالای شما:

3.1. یا همون سؤال 1 شما:
"لیست سیاه" رو دوباره بخونید. یا همون جور که به "محمد" گفتم، می تونید توی صفحات هر پویشگری (اینترنت بروزر) با زدن کلیدهای Ctrl+F به کلید Find یا "جستجو" برسید و جمله یا عبارتی رو تو اون صفحه پیدا کنید؛ برای مثال، برید توی "سیاه، سفید، خاکستری" و مثلاً بزنید: "موش نیستم"، اون وقت به این عبارت می رسید و می فهمید سؤالی توی لیست ها هست یا نه.
"موش کوچولو" سؤال شماره ی 76 "لیست سیاه"مون بوده و هست:

76. "موش کوچولو": تک قسمتی از موشی که از موش بودن خودش ناراضی بود و دائم تند تند می خوند: "من موش نیستم، من موش نیستم، من یک موش ترسو نیستم". بعد شیری رو که تو دام افتاده با دندوناش نجات می ده و می فهمه مهم بودن به بزرگی و کوچیکی نیست. (سؤال "رامین".)
با این حال، کمی از توضیحات شما رو هم بهش اضافه خواهم کرد.
خوب، "سیاه" بودن این برنامه به این معناست که هنوز عکسی ازش پیدا نشده.

3.2. عنوان فارسی این کارتون به هیچ وجه "کار هر بز ..." نبود؛ بلکه، این تکیه کلام لاکپشته بود.
این هم عکس و عنوانش:

توتر لاکپشته
نام اریجینال: Tooter Turtle



3.3. دقیقاً نمی دونم چیو می گید؛ اما، قبلاً "اسمم" از کارتونی عکس گذاشت و اسمشو نمی دونست. گمونم روسی هم هست. ببینید اینه:



اگه هست یا نیست، لطفاً بگید.

3.4. اینو هم اصلاً یادم نیست. برنامه ی جداگونه ای بود یا تو یکی از جُنگ ها پخش می شد؟ به گمونم باید آیتمی از یه جُنگ دهه ی فجری باشه.


3.5. اینو هم متأسفانه یادم نیست، دوست عزیز؛ اما، شعرش خیلی آشنا می زنه.


3.6. فکر می کنم منظورتون "سارا به کلاس اول می رود" باشه؛ که، اواخر شهریور و با نزدیک شدن به اول مهر می دادن:



3.7. منظورتون آیتم 36 "لیست سیاه" نیست؟

36. روباه و خرس و گورکنی با نام های "روبی"، "خرسی" و "گوری" با هم دوست بودن. دوبلور خرسی، "صادق ماهرو" و گوری، "کنعان کیانی" بودند. روبی، روباه تنبل بلا، گوری، گورکن زودباور، رو گول می زد تا به حرفای خرسه که شخصیت مثبت داستان و سرپرستشون بود گوش نکنه. یه بار سه تایی می خواستن خونه بسازن؛ اما، روبی، می خورد و می خوابید و گوری رو گول زد تا برن خونه ی آماده ای پیدا کنند. اونا می خواستن خونه ی سگ آبی رو تصاحب کنن؛ ولی، چون درش زیرآب بود، اونو ندیدن و سگ آبی رو مسخره کردن که چرا خونه ش در نداره. اون هم دریچه ی سد رو باز کرد تا در رو نشونشون بده و آب، روبی و گوری رو که سوار یه تشت فلزی بودند با خودش برد. بعد، این دو رفتند سراغ خونه ی یه جفت خارپشت و درِ خونه رو بستن و خوابیدن. خارپشت ها هم دودکش بخاری رو بستن تا خونه پُر دود بشه و اونا فرار کنن. خلاصه، آخر به این نتیجه ی اخلاقی می رسن که خودشون باید زحمت بکشن و وقتی خونه ی خودشون رو می خوان افتتاح کنن، سنجابی می یاد قرعه بکشه و خیلی مسخره می خونه "گوری و روبی و خرسه/ به یکی می گن مرخصه/ به هرکی بگن مرخصه/ دیگه نباید وایسته!." بعد قرعه می افته به روبی و روبی دچار وجدان درد می شه و می گه چون من کمک نکرده م، نمی تونم این کار رو بکنم و قیچی رو می ده به خرسی تا خونه رو افتتاح کنه. اوایل دهه ی 70. (سؤال من و "بهرام".)

3.8. من اینو خیلی یادم نمی یاد. شاید یه بخش (بخش آخر) "جعبه ی اسباب بازی" بود؛ که، صبح های جمعه ی دهه ی 60 از شبکه ی 2 داده می شد؛ اما، حالا که فکر می کنم، یادمه اونجا قورباغهه مغرور می شد و خودشو باد می کرد و از غرور می ترکسید.



4. البته 44 نه و 4. ما که هیچ وقت چیزی رو پنهون نمی کنیم. باشه. این رو هم پیدا کردیم، حتماً ازش اسم و عکس می ذاریم، دوست عزیز.
4. متشکرم و منتظر پاسخ هاتون هستم.


Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الجمعة يونيو 03, 2011 4:27 am

[quote="Emiliano"]
mahmood666 نوشته است:quote]


1. دوست عزیز، خوش اومدی.
2. شما قبلاً همین جا، یا شاید هم فورم دیگه ای، تعدادی از همین سؤالا رو از من نپرسیده بودی؟
عبارت "قورباغه شهید شد" شما خیلی آشنا می زنه و یادمه همون موقع تداعیش واسه م خنده دار بود! Smile



1- من قبلا تو فوروم کودکییه تعدادی ازاین سوالا رو مطرح کردم.
2-اره اسم این کارتون روسی هست ایلیاد.
3-نه جنگ دهه فجر نبود مریم و دیو سیاهه.یادمه همیشه بعد از راز یک رمز پخش میشد.
4- نه اون ساراهه که من میگم خیلی قدیمیه.اصلا یه سری از این نقاشی های مسخره بود که فقط تو تابستون نشون می داد.یکیش هم همون داستان کوکب خانم کلاس دوم بود .تو سال 66 67 بود(چون من کلاس اول بودم
4-دوست عزیز اسم این کارتون (کارهرکس نیست خرمن کوفتن )نبود؟پس چی بود ؟
5- بابا دیگه من(من و روبی وآقا خرسه )که دیگه یادمه.اسم این برنامه روسی تو مایه های کوهستان کاج یا بلوط یا همچین چیزی بود .شخصیت اصلی هم یه خرس گریزلی تنبل بود که خیلی صدای بامزه ای داشت.
6-نه اون کارتونه که قورباغه میترکید از این کارتونای ژاپنی با گرافیک کوزت بود و داستانش هم زاپنی بود و واقعا قورباغه شهید میشد lol!
منم حافظه عجیبی دارم اگه حوصله کردم و دونه دونه نوشته ها رو خوندم سعی میکنم منم باهاتون همکاری کنم.(یه جورایی هرچی تا حالا دیدم یادمه)

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 07, 2011 12:52 pm

[quote="mahmood666"]
Emiliano نوشته است:
mahmood666 نوشته است:quote]


1. دوست عزیز، خوش اومدی.
2. شما قبلاً همین جا، یا شاید هم فورم دیگه ای، تعدادی از همین سؤالا رو از من نپرسیده بودی؟
عبارت "قورباغه شهید شد" شما خیلی آشنا می زنه و یادمه همون موقع تداعیش واسه م خنده دار بود! Smile



1- من قبلا تو فوروم کودکییه تعدادی ازاین سوالا رو مطرح کردم.
2-اره اسم این کارتون روسی هست ایلیاد.
3-نه جنگ دهه فجر نبود مریم و دیو سیاهه.یادمه همیشه بعد از راز یک رمز پخش میشد.
4- نه اون ساراهه که من میگم خیلی قدیمیه.اصلا یه سری از این نقاشی های مسخره بود که فقط تو تابستون نشون می داد.یکیش هم همون داستان کوکب خانم کلاس دوم بود .تو سال 66 67 بود(چون من کلاس اول بودم
4-دوست عزیز اسم این کارتون (کارهرکس نیست خرمن کوفتن )نبود؟پس چی بود ؟
5- بابا دیگه من(من و روبی وآقا خرسه )که دیگه یادمه.اسم این برنامه روسی تو مایه های کوهستان کاج یا بلوط یا همچین چیزی بود .شخصیت اصلی هم یه خرس گریزلی تنبل بود که خیلی صدای بامزه ای داشت.
6-نه اون کارتونه که قورباغه میترکید از این کارتونای ژاپنی با گرافیک کوزت بود و داستانش هم زاپنی بود و واقعا قورباغه شهید میشد lol!
منم حافظه عجیبی دارم اگه حوصله کردم و دونه دونه نوشته ها رو خوندم سعی میکنم منم باهاتون همکاری کنم.(یه جورایی هرچی تا حالا دیدم یادمه)



1. خوشحالم؛ که، دوباره می بینمتون، دوست عزیز.
2. خوب، پس اسم این یکی کارتون هم پیدا شد. قابل توجه "اسمم" خان.
3. یادم نمی یاد، "محمود" جان. می ذارمش توی "لیست سیاه".
باز هم چه از این سریال، چه بقیه، هرچی یادت اومد، بنویس. شاید کمکمون کنه تو پیدا شدنشون.
4. نکنه منظورت "تمیز باش، عزیز باش"ه؟
یا سری دومش: "گر با ادب و تمیز باشی/ نزد همه کس عزیز باشی".

4 مجدد. گفتم که:
"توتر لاکپشته".
5. خوب، پس اینو هم یادم نیست. شرمنده. شاید "بابک" یا سایر دوستان یادشون بیاد.
6. یه قورباغه هم بود؛ که، می رفت توی گلوی ماره و قورباغه رو قلقلک می داد. صدای قلقلکش؛ که، شبیه به صدای مالیدن انگشت به بادکنک خیس بود، هنوز تو گوشمه.
اینی، که گفتید، اون نیست؟
7. در حافظه ی شما شکی نیست. حتماً این کار رو انجام بدید. هر کدوم رو هم که قبلاً ازش جایی عکس دیدید، از ما دریغ نکنید. متشکرم.


Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف sahra_7 في الأربعاء يونيو 08, 2011 2:48 am

[]
mahmood666 نوشته است:quote]


6-نه اون کارتونه که قورباغه میترکید از این کارتونای ژاپنی با گرافیک کوزت بود و داستانش هم زاپنی بود و واقعا قورباغه شهید میشد lol!
منم حافظه عجیبی دارم اگه حوصله کردم و دونه دونه نوشته ها رو خوندم سعی میکنم منم باهاتون همکاری کنم.(یه جورایی هرچی تا حالا دیدم یادمه)

سلام
منم این قورباغه فداکار رو یادمه! یادمه آخرشم یه بنای یادبود سنگی !! ازش ساختن. گرافیکش همون شبیه کوزت و این سری داستانایی که به اسم عربی (اسم اصلیشونو نمیدونم) حکایات عالمیه تو نت هست

حکایات عالمیه

sahra_7

تعداد پستها : 164
Join date : 2010-09-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الأربعاء يونيو 08, 2011 4:41 pm

[quote="Emiliano"][quote="mahmood666"][quote="Emiliano"]
mahmood666 نوشته است:quote]


1. دوست عزیز، خوش اومدی.
2. شما قبلاً همین جا، یا شاید هم فورم دیگه ای، تعدادی از همین سؤالا رو از من نپرسیده بودی؟
عبارت "قورباغه شهید شد" شما خیلی آشنا می زنه و یادمه همون موقع تداعیش واسه م خنده دار بود! Smile



quote]



1. خوشحالم؛ که، دوباره می بینمتون، دوست عزیز.
2. خوب، پس اسم این یکی کارتون هم پیدا شد. قابل توجه "اسمم" خان.
3. یادم نمی یاد، "محمود" جان. می ذارمش توی "لیست سیاه".
باز هم چه از این سریال، چه بقیه، هرچی یادت اومد، بنویس. شاید کمکمون کنه تو پیدا شدنشون.
4. نکنه منظورت "تمیز باش، عزیز باش"ه؟
یا سری دومش: "گر با ادب و تمیز باشی/ نزد همه کس عزیز باشی".

4 مجدد. گفتم که:
"توتر لاکپشته".
5. خوب، پس اینو هم یادم نیست. شرمنده. شاید "بابک" یا سایر دوستان یادشون بیاد.
6. یه قورباغه هم بود؛ که، می رفت توی گلوی ماره و قورباغه رو قلقلک می داد. صدای قلقلکش؛ که، شبیه به صدای مالیدن انگشت به بادکنک خیس بود، هنوز تو گوشمه.
اینی، که گفتید، اون نیست؟
7. در حافظه ی شما شکی نیست. حتماً این کار رو انجام بدید. هر کدوم رو هم که قبلاً ازش جایی عکس دیدید، از ما دریغ نکنید. متشکرم.

به ترتیب شماره ها:
4.نه تمیز باش عزیز باش یادمه .اینا خیلی احمقانه بود .فکر کنم همه سر این کانال میزدن.
5.همونه.صدای قلقلکش خیلی باحال بود .خوشحالم که فهمیدی کدوم رو میگم.
به هر حال من تو خدمت مقدس سربازی سرم خیلی شلوغه .خیلی دوست دارم کمک کنم.

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الخميس يونيو 09, 2011 9:19 am

سلام.اول از همه ببخشید که من خیلی تو هم مینویسم.این سبک نوشتاریمهSmile
سوال شماره 9:یکی از قسمتهای برنامه کارتونی که با نام (بهترین داستانهای دنیا) تو دهه60 پخش میشد وهمیشه تیتراژش ناقص بود .اولشم 3 تا میمون رو داشت نشون میداد که دارن حرف میزنن ولی سانسور میشد.وبعد قصه اصلی شروع میشد.بیشتر داستاناش از افسانه های ازوپ ولافونتن بود.گاهی هم داستانای دیگه از کریستیان اندرسن و گریمودیگران لابلاش بود.قسمتاش خیلی متنوع بود.اما در انتهای همه 3 تا میمون رو نشون میداد که در حال نتیجه گیری اخلاقی بودن.و همیشه در انتها برای میمونها یه اتفاق خنده دار می افتاد.من ائن موقع به کارتونش می گفتم 3( میمونه) Laughing
سوال شماره 25:اسمش مارتا نبود وکارتون نامی نداشت چون اولین باری که نشون داد جزو اپیزود های جعبه اسباب بازی بود.مارتا یه شخصیت فرعی بود که در ابتدای قسمت دوم(کارتون دو قسمتی بود)داستانش رو تعریف میکرد.اگه هم کارتون اسمی داشت بایدتوی مایه های نوزی یا باتلاق نوزی یا چنین چیزی باشه.نوزی همیشه میگفت:من میخوام برگردم باتلاق(با صدای تو دماغی خوانده شود).
سوال شماره26:کشور مورد اشاره در این کارتون ویتنام بود و کره شمالی نبود.
سوال شماره 90:با دیدن این سوال خیلی خندیدم.یاد اون قسمتی افتادم که توش خمینی مرده بود و دختره که اسمش مریم بود(این دختره تو یه سریال دیگه هم بازی میکرد که تو اون اسمش شمیم بود و نقش خواهر بزرگش رو ویدا شهشهانی بازی میکرد واونم تو مایه های همین سریال بود.و سوال منم این سریاله) تو خواب دیده بود که امام اومده و همش میگفت امام اومده ولی فقط یه صندلی رو نشون میداد.اونوقت بابام یه چیز خیلی مستهجن خنده داری گفت که من تا حالا چنین حرفی ازش نشنیده بودم و2تا شاخ رو سرم سبز شد ولی متاسفانه از گفتنش معذورم.
سوال شماره 102:برنامه ای از ایرج طهماسب که ماله سال 1366 بود ومن خیلی دوستش داشتم من تمام آهنگای این برنامه رو، رو کاست داشتم.فقط امیدوارم از خونه تکونی جون سالم به در برده باشه.
سوال124(خبرنامه):یه نکته اضافی .نقش مادر پسر پولداره که باباش عنایت بخشی بود رو گیتی ساعتچی(بازیگر س--ی قبل انقلاب)بازی میکرد.یه فیلم اولین کار اون تو بعد از انقلاب بود.

و حالا سوالات من .
1-فیلمی که در سال 68 یا 69 پخش شد و متشکل از 2بخش بود.نیمه اول به صورت فیلم وماجرای 2 دزد با یه پسر دودکش پاک کن بود که به بهانه پاک کردن دودکش دزدی میکردن.فیلم به احتمال زیاد انگلیسی و مربوط به عصر ویکتوریا بود.تو نیمه دوم پسر به داخل دریاچه میپره وفیلم تبدیل به کارتون میشه.نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم،چیز دیگه ای یادم نمی آد.
2-جنگی با عنوان رنگین کمان مربوط به سال 64 و65 که 2 سری داشت ومجریش تو سری دوم علی رضا توپچیان بود(مال سری اول یه مرد لاغر عینکی بودکه قیافش به قول بابام ساواکی بود).بخش های زیادی داشت که تو یکی از بخشاش یه عروسک دستی بود که دهنش با زیپ بسته میشد وهر وقت میخواستن ساکتش کنن دهنشو میبستن).اهنگ اولش این طوری بود(رنگین کمان 7رنگه رنگین کمان قشنگه قشنگه
بنفش نیلی آبی سبز زرد ونارنجی قرمز)و یه آهنگی هم داشت که کلاغه اون رو میخوند با این شعر(جنگل پر از درخته کلاغه رو بند رخته جنگل سبز پر گل آواز میونه بلبل).فکر کنم توضیحات دیگه کافی باشه.

3-جنگی برای فردا.-جنگی مربوط به سال 64 و65 که تو اون خیلی از بازیگرا بودن و دوشنبه ها پخش میشد نحوه ساخت وبخش هاش شبیه به جنگ هزار برگ و هزار رنگ تو سال 68 -69 بود که فکر کنم همه میشناسنش)

4-برنامه عروسکی مربوط به اوائل دهه 70 که اسم برنامه بود بیبل وتیتل ومال صدا وسیمای مرکز همدان یا فارس بود.من خیلی به این برنامه میخندیدم چون اسم بچه ها معنی خیلی بدی به گویش مازندرانی داره.شعرش هم این طوری بود(پسرا پسر عمو پدراشون دو قلو)
5-سریا ل چند قسمتی مربوط به سال 68 که توش چند تا بچه محله بودن وسریالش سری دوم یه سریال دیگه بود.تو یه قسمتش بچه ها تصمیم میگیرن که یه پروژکتور بسازن. ودر انتها برادر یکی از بچه ها یه فیلم پروژکتور از کارتون سوپرمن میاره و فیلم رو تو مدرسه نمایش میدن)نکته جالب کارتون سوپر منی بود که توش نشون میداد.
پیوست:
اسم کارتون قدقدی و قدقدا به زبان اصلی چیه .فکر کنم اینکارتون جزو لیست سفید باشه.خیلی دلم میخواد ببینمش.

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف ariangirl في الجمعة يونيو 10, 2011 3:42 pm

نمیدونم جای درستی دارم پست میذارم یا نه ؟
محمود جان در مورد سوال 25 : اسم موش بزرگ مارتا نبود بلکه " ریتا " بود .
سوال شماره 2 خودتون هم یادمه اسم عروسکه "تندک " بود . اسم برنامه اش هم تندک و اردک (؟) ( یا تندک و غازک ) بود .
یه شعر هم توش میخوندن که یه کلاه رو نشون میداد و اونا میخوندن :
این یه کلاه تازه اس
مال کدوم مغازه اس ؟
قرمز و سبز و آبیه
به به عجب کلاهیه !

ariangirl

تعداد پستها : 198
Join date : 2010-04-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في السبت يونيو 11, 2011 10:31 am

mahmood666 نوشته است:سلام.اول از همه ببخشید که من خیلی تو هم مینویسم.این سبک نوشتاریمهSmile
سوال شماره 9:یکی از قسمتهای برنامه کارتونی که با نام (بهترین داستانهای دنیا) تو دهه60 پخش میشد وهمیشه تیتراژش ناقص بود .اولشم 3 تا میمون رو داشت نشون میداد که دارن حرف میزنن ولی سانسور میشد.وبعد قصه اصلی شروع میشد.بیشتر داستاناش از افسانه های ازوپ ولافونتن بود.گاهی هم داستانای دیگه از کریستیان اندرسن و گریمودیگران لابلاش بود.قسمتاش خیلی متنوع بود.اما در انتهای همه 3 تا میمون رو نشون میداد که در حال نتیجه گیری اخلاقی بودن.و همیشه در انتها برای میمونها یه اتفاق خنده دار می افتاد.من ائن موقع به کارتونش می گفتم 3( میمونه) Laughing
سوال شماره 25:اسمش مارتا نبود وکارتون نامی نداشت چون اولین باری که نشون داد جزو اپیزود های جعبه اسباب بازی بود.مارتا یه شخصیت فرعی بود که در ابتدای قسمت دوم(کارتون دو قسمتی بود)داستانش رو تعریف میکرد.اگه هم کارتون اسمی داشت بایدتوی مایه های نوزی یا باتلاق نوزی یا چنین چیزی باشه.نوزی همیشه میگفت:من میخوام برگردم باتلاق(با صدای تو دماغی خوانده شود).
سوال شماره26:کشور مورد اشاره در این کارتون ویتنام بود و کره شمالی نبود.
سوال شماره 90:با دیدن این سوال خیلی خندیدم.یاد اون قسمتی افتادم که توش خمینی مرده بود و دختره که اسمش مریم بود(این دختره تو یه سریال دیگه هم بازی میکرد که تو اون اسمش شمیم بود و نقش خواهر بزرگش رو ویدا شهشهانی بازی میکرد واونم تو مایه های همین سریال بود.و سوال منم این سریاله) تو خواب دیده بود که امام اومده و همش میگفت امام اومده ولی فقط یه صندلی رو نشون میداد.اونوقت بابام یه چیز خیلی مستهجن خنده داری گفت که من تا حالا چنین حرفی ازش نشنیده بودم و2تا شاخ رو سرم سبز شد ولی متاسفانه از گفتنش معذورم.
سوال شماره 102:برنامه ای از ایرج طهماسب که ماله سال 1366 بود ومن خیلی دوستش داشتم من تمام آهنگای این برنامه رو، رو کاست داشتم.فقط امیدوارم از خونه تکونی جون سالم به در برده باشه.
سوال124(خبرنامه):یه نکته اضافی .نقش مادر پسر پولداره که باباش عنایت بخشی بود رو گیتی ساعتچی(بازیگر س--ی قبل انقلاب)بازی میکرد.یه فیلم اولین کار اون تو بعد از انقلاب بود.

و حالا سوالات من .
1-فیلمی که در سال 68 یا 69 پخش شد و متشکل از 2بخش بود.نیمه اول به صورت فیلم وماجرای 2 دزد با یه پسر دودکش پاک کن بود که به بهانه پاک کردن دودکش دزدی میکردن.فیلم به احتمال زیاد انگلیسی و مربوط به عصر ویکتوریا بود.تو نیمه دوم پسر به داخل دریاچه میپره وفیلم تبدیل به کارتون میشه.نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم،چیز دیگه ای یادم نمی آد.
2-جنگی با عنوان رنگین کمان مربوط به سال 64 و65 که 2 سری داشت ومجریش تو سری دوم علی رضا توپچیان بود(مال سری اول یه مرد لاغر عینکی بودکه قیافش به قول بابام ساواکی بود).بخش های زیادی داشت که تو یکی از بخشاش یه عروسک دستی بود که دهنش با زیپ بسته میشد وهر وقت میخواستن ساکتش کنن دهنشو میبستن).اهنگ اولش این طوری بود(رنگین کمان 7رنگه رنگین کمان قشنگه قشنگه
بنفش نیلی آبی سبز زرد ونارنجی قرمز)و یه آهنگی هم داشت که کلاغه اون رو میخوند با این شعر(جنگل پر از درخته کلاغه رو بند رخته جنگل سبز پر گل آواز میونه بلبل).فکر کنم توضیحات دیگه کافی باشه.

3-جنگی برای فردا.-جنگی مربوط به سال 64 و65 که تو اون خیلی از بازیگرا بودن و دوشنبه ها پخش میشد نحوه ساخت وبخش هاش شبیه به جنگ هزار برگ و هزار رنگ تو سال 68 -69 بود که فکر کنم همه میشناسنش)

4-برنامه عروسکی مربوط به اوائل دهه 70 که اسم برنامه بود بیبل وتیتل ومال صدا وسیمای مرکز همدان یا فارس بود.من خیلی به این برنامه میخندیدم چون اسم بچه ها معنی خیلی بدی به گویش مازندرانی داره.شعرش هم این طوری بود(پسرا پسر عمو پدراشون دو قلو)
5-سریا ل چند قسمتی مربوط به سال 68 که توش چند تا بچه محله بودن وسریالش سری دوم یه سریال دیگه بود.تو یه قسمتش بچه ها تصمیم میگیرن که یه پروژکتور بسازن. ودر انتها برادر یکی از بچه ها یه فیلم پروژکتور از کارتون سوپرمن میاره و فیلم رو تو مدرسه نمایش میدن)نکته جالب کارتون سوپر منی بود که توش نشون میداد.
پیوست:
اسم کارتون قدقدی و قدقدا به زبان اصلی چیه .فکر کنم اینکارتون جزو لیست سفید باشه.خیلی دلم میخواد ببینمش.



1. سلام "محمود" جان.
2. اولاً که خیلی هم خوب نوشتی و اصلاً هم درهم نیست؛ ثانیاً، من هم از تو متشکرم؛ بخاطر، توجهت.
3. در مورد سؤال 9:
اولاً اسم اون سه میمون؛ که، همیشه آخر قصه، نتیجه گیری اخلاقی می کردن و یکی شون "بووووم" می خورد زمین، "قصه ی کوچولوها" بود (نه "بهترین ...."). این هم عکسش:




دوم این که نه. من مطمئنم این کارتون یه تک قسمتی جداگونه بود؛ حالا شاید هم، توی "قصه ی کوچولوها" هم بوده (چون به قول خودت، خیلی معروفه و n تا ورژن داره)؛ اما، اینی که من می گم نقاشی هاش خیلی شفاف و سبک کاراش عالی بود. یال قهوه ای خوشرنگ شیره، همیشه جلوی چشامه.
4. در مورد "نوزی" و اون کارتون ویتنامی هم ممنون. در سؤال ها اِعمال و سؤالا اساسی آپدیت شد.
5. آفرین!
راستش، من قبلاً این سریال رو توی "لیست سیاه" گذاشته بودم؛ اما، به دلایلی حذفش کردم؛ چون، خیلی مهم ندیدمش.
اسمش بود: "شمیم و شیما". اسم "ویدا شهشهانی" "شیما" بودش؛ که، با "شمیم" خوش آهنگ شه. امروز مجدد این سؤال رو زنده کردم و در توضیحش نوشتم:

92. شمیم و شیما: سریالی شبیه به سریال بالا، با بازی همون دختر بازیگر نقش "مریم"؛ که البته، اینجا اسمش "شمیم" بود. ابروهای پُر و صورت گردی هم داشت. شمیم خواهری داشت بزگتر از خودش به نام "شیما"؛ که، "ویدا شهشهانی" نقشش رو بازی می کرد. این دو خواهر دائم سارافون های بلند، گشاد و گُلداری می پوشیدن. (سؤال من و "محمود".)

6. در کارگردانی "ایرج طهماسب" مطمئنی؟
خود "اکبر رحمتی" احیاناً کارگردان نبود؟
اما، در مورد آهنگاش؛ اگه، پیداشون کردی، "ستاره آی ستاره/ پولک ابر پاره" رو حتماً حتماً برای ما بذار، "محمد" جان. سایر آهنگ ها رو داریم و با کمی سرچ می شه پیداشون کنی؛ اگه هم، پیدا نشدن، یه ندا بده، بذارمشون.
اما "ستاره آی ستاره" رو خیلی ها؛ از جمله، بنده دنبالشیم.
7. در مورد "خبرنامه" هم دقیقاًَ درسته: "گیتی ساعتچی" بود؛ اما، یه سؤال هم من داشتم: مطمئنی "گیتی ساعتچی" رو با کس دیگه ای اشتباه نگرفتی؟ مثلاً، با "منیژه حکمت"؟
آخه تا جایی که یادمه (من یه زمانی فیلمفارسی خیلی می دیدم؛ برخلاف الآن که، بدم می یاد.) "گیتی ساعتچی" قبل انقلاب فیلمی نداره. می شه ازش فیلمی بگی؟


8. اما در مورد سؤالات شما:
9. من هم یه کارتون شبیه اینی؛ که، شما تشریح کردی، یادم اومد. کاش دوستان دیگه؛ مثل، "اسمم"، "بابک"، "محمد" و سایر عزیزان هم کمک کنن، اینو کشف کنیم یا سرنخ های بیشتری ازش بگن.
10. "رنگین کمان" سفیده؛ یعنی، قبلاً کشف شده:
این هم عکس از مجری ها و عروسک های "تندک"، "اردک" و "خرسک":



"محمود"، بد نیست بدونی این کار، کپی ای از روی کاری اروپاییه؛ که، با سرچ عبارت Rainbow در یکی از موتورهای جستجو می تونی بهش برسی.
11. "جُنگی برای فردا" سال های ساله؛ که، تو "لیست سیاه" جا خوش کرده؛ و اتفاقاً، از اون هایی؛ که، من آرزومه ببینمش. یعنی می شه؟
سؤال 98 "لیست سیاه" این برنامه ست. ضمناً تا جایی که ما شیش، هفت نفر یادمونه، جمعه ها می دادنش، "محمود" جان، ساعت 14 و بعد از خبر.


99. "جُنگی برای فردا"/ "جُنگِ برای فردا": جُنگی که "اکبر عبدی" کاراکتر اصلیش بود. یه بار، بادکنک می خرید و بادکنکا هی می ترکیدن و این گریه می کرد و به دوربین نگاه می کرد و می گفت: "اِه!" البته خیلی ضابلو خودش بهشون سوزن می زد. آقای چاق و عینکی ای هم بود که مجری بود و پیام اخلاقی می داد. "اکبر عبدی" هم گند می زد به کارا و حرفای مجری. اسم این مجری "نورالدین استوار" بود. یه بار "نورالدین استوار" داشت با مداد جدول حل می کرد که "اکبر عبدی" بهش گفت با خودکار حل کنه و اون هم گوش کرد و بعد "عبدی" چند تا جواب اشتباه بهش گفت که حرص طرف دراومد. دکور برنامه هم فضایی ساده و کاملاً سفید بود که گاهی صندلی یا میزی هم درش قرار می دادن. یه بار هم "اکبر عبدی" می رفت کوه و کلی خوراکی با خودش می بُرد بالای کوه و می خورد و آشغالاشو می ریخت اونجا. یه تیکه ی باحال هم داشت که می گفت: "چه کردیم با طبیعت!" زنده یاد "فرهاد خان محمدی" هم پای ثابت گروه کوه نوردا بود و اینا همیشه کوله ی بزرگ کوهنوردی رو حمل می کردن. یه بخشش هم عروسک های تنپوش بودن و شعرش این جوری شروع می شد: "سگی داشتیم ما اسمش بود توپاز/ بازی می کرد با گربه ها/ توپاز نگهبان خونه بود/ توی سگ ها اون یه دونه بود/ توپاز چه باوفا بود/ محبوب بچه ها بود/ امان از اون استخون وای وای وای/ که از سگ مهربون وای وای وای/ یه گرگ درنده ساخت/ به جون مردم انداخت." این بخشش داستان سگی به اسم "توپاز" بود؛ که، به خاطر یه تیکه استخون، که به جونش بسته بود، وظایف سگی خودشو انجام نمی داد. سایر عوامل: کارگردان هنری: "مجید مظفری"، کارگردان تلوزیونی: "داوود جم"، تهیه کننده: "مهناز میرجهانگیری"، نویسنده: "شکور لطفی"، تصویربرداران: "مهدی ربانی نژاد"، "علی شوقیان"، "جواد صفا"، "محمد خیاطان"، نورپرداز: "سعید کاظمیان"، مجری: "نورالدین استوار"، بازیگران: "هادی اسلامی"، "اکبر عبدی"، "مظفر مقدم"، "آتش تقی پور"، "عزیز هنرآموز"، "هرمز سیرتی"، "رضا رویگری"، "صدرالدین حجازی"، "آزیتا لاچینی"، "پروانه حمیدی"، "پرندیس پیکرستانی"، "هومن زرین دست"، "تامارا رشدی نوید"، "روزبه نقشینه"، "رضا شهبازی"، "فرامرز اخلاقی"، "شهرزاد نوروزی"، "محمود ابراهیم زاده"، "پیمان کمالی"، زنده یاد "فرهاد خان محمدی" و "سحرخیز". شامل 14 قسمت تشکیل شده از بخش های نمایشی، مسابقه و گزارش؛ که، در هر برنامه یک قطعه ی نمایشی از شهرستان ها، یک برنامه ی عروسکی، دو نمایش از متون قدیمی، گزارشی از کارهای هنری نوجوانان و چندین میان پرده ی کوتاه گنجانده شده بود. شعر تیتراژش هم شعری سنگین از "دیوان شمس" "مولوی" بود: "به باغ آییم فردا جمله یاران/ همه یاران همدل همچو باران/ صلا گفتیم فردا روز باغ است/ صلای عاشقان و حق گزاران." عصرهای جمعه های سال 64. (سؤال من، "بهرام"، "علیرضا"، "رامین"، "عرفان"، "بابک"، "59" و "محمود".)


12. "بیبل و تیتل" رو من یادم نمی یاد. می شه بیشتر ازشون بنویسی؟ ضمناً معنی شون مگه چی می شه به مازنی؟
13. سؤال اون سریال از بچه هایی؛ که، پروژکتور می ساختن و "سوپرمن" می دیدن، احیاناً این نیست:


119. "خانه، محله، مدرسه": پسری به نام "سینا" با خواهر، بابا و مامانش. پسره 12، 13 ساله و شبیه "محمدرضا فروتن"، ولی سبزه. خواهره هم لاغر، سبزه، قدبلند و شبیه "شیوا بلوریان" بود و دائم سارافون گل گلی می پوشید. یه قسمتشون شهرداری، اسم کوچه شونو عوض می کرد. سری اول: کارگردان: "اسماعیل براری". بازیگران: "خسرو شجاع زاده"، "مینا صارمی"، "آرمین حشمتی"، "شادی ریاحی"، "خلیل کاشانی"، "محمد اسکندری"، هوشنگ معصفری"، "رحمان مقدم"، زنده یاد "ملیحه نظری"، "نادر رشید بیگی" و "محمد باقر سیدی". سری دوم: کارگردان: "علی عبدالعلی زاده". بازیگران: "اسماعیل محرابی"، "ماندانا نیرومند"، "حسین سحرخیز"، "آرمین حشمتی"، "غزاله وحیدپور"، "نادر صحیحی"، "حسین جلیلی" و "یاشار دلپسند". بعدازظهرهای جمعه ی اواسط دهه ی 70. (سؤال من و "عرفان".)

14. اگه چه هست، چه نیست، لطفاً اعلام کن.

15. و در نهایت، اسم اصلی "قوقولی و قدقدا" اینه:

Kukori Es Kotkota

"برو، حالشو ببر".
اما، باز برای این که بهت بیشتر حال بده، این هم عکسش:



16. "محمود" جان، لطفاً باز هم سؤالا رو بخون. این که لیست رو "سیاه تر" کردی، اصلاً هم جای ناراحتی نداره و خیلی هم خوبه. این خاصیت لیسته؛ اما، لطف کن کمی هم به "سفید" شدن سؤالا کمکمون کن.
ضمناً امیدوارم زودتر خدمتت تموم شه و بیشتر از پیش تو جمع خودمون ببینیمت.
فعلاً.



ariangirl نوشته است:نمیدونم جای درستی دارم پست میذارم یا نه ؟
محمود جان در مورد سوال 25 : اسم موش بزرگ مارتا نبود بلکه " ریتا " بود .
سوال شماره 2 خودتون هم یادمه اسم عروسکه "تندک " بود . اسم برنامه اش هم تندک و اردک (؟) ( یا تندک و غازک ) بود .
یه شعر هم توش میخوندن که یه کلاه رو نشون میداد و اونا میخوندن :
این یه کلاه تازه اس
مال کدوم مغازه اس ؟
قرمز و سبز و آبیه
به به عجب کلاهیه !






17. معلومه که همین جا جای این سؤالاته، "ارین" جان!
و متشکرم از توجهت.
18. در مورد "ریتا" ممنون. تصحیح شد.
حالا که بحث این دو موش ("نوزی" و "ریتا") شد، بذار خاطره ای رو بگم، "ارین گرل" جان:
اولین باری که با شما آشنا شدم، توضیح همین سؤال بود. اتفاقاً شما بودید که جای دیگه ای (اگه اشتباه نکنم "انیمی پرادایس" یا "پرژن فورم") در مورد همین کارتون نوشته بودید و من چون دیدم قبلاً هم "بهرام" ازش سؤال کرده، نوشتم: "با اجازه تون سؤال شما رو برمی دارم." یادتونه؟
و فکر می کنم از همونجا بود که شما به "کودکی" و جمع ما اومدید و افتخار دادید.



19. اون هم همون "اردک" درسته.

20. و اما، سورپریز شما و دوستان:
رنگین کمان و دقیقاً شعر "کلاه":


http://s1.picofile.com/file/6791026156/Rangin_Kaman.rar.html





21. اینو با همین کیفیت چند سال پیش "بهرام" عزیز از روی نوارهای قدیمیش آپلود کرد. کیفیت ناجوره؛ اما، باز هم خوبه و خاطره انگیزناک.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في السبت يونيو 11, 2011 5:12 pm

امیلیانو جان در همه موارذ حق با شماست. کاملا حق داری ولی اون طور که من یادم میاد جنگی برای فردا دو شنبه بود چون به اذان مغرب برخورد میکرد. شاید من تکراری از این برنامه یادمه چون سال 64 من 3سالم بود.ولی هزار رنگ و هزار برگ جمعه ها بود.
گیتی ساعتچی فیلم زیاد داره من چند دقیقه یکیشون رو یادمه که خالم رو بتامکس تو همون زمان پخش خبرنامه داشت وته فیلم دزیره بود(متاسفانه اسمشونمیدونم).ذر نقش رییس خانم یه جایی بود و برو بیایی داشت. تو یه جاییش در حال رقص لباسش میریخت پایین.منم فیلم فارسی زیاد دیدم ولی از گیتی ساعتچی دیگه ندیدم ولی بابام فیلماش رو دیده.اینکه من وشما ندیدیم شاید به این دلیل باشه که بعضی فیلما دیگه دوباره منتشر نشدن مثل یه خروار فیلمای خیلی افتضاحی که نوش آفرین داشت و بابام حداقل 4 ،5 تاییش رو دیده وخود نوش آفرین هم اخیرا در موردشون تو بی بی سی صحبت کرده ولی من هنوز یه دونشون(منظرم فیلمای س--ی هستش)رو هم ندیدم.
اون برنامه هم کوچه محله مدرسه نبود .اینی که میگم مال سال 67 68 باید باشه.سری اولش فکر کنم(مطمئن نیستم) تو لیست شما باشه .همونی که یه تعداد پسر نوجون تو یه دکور آجری با هم نمایش اجرا میکردن و شبکه 2 پخش میکرد.چون یه تعدادی از بازیگرا با اون سریال یکی بودن.
مطمئنم که آهنگ ستاره ای ستاره رو داشتم تو همون نواری بود که آهنگای برنامه رنگین کمان توش بود وتوش چند تا آهنگ برنامه عروسکی گنجشکک اشی مشی (من دیوونه این برنامه بودم)هم بود.ولی خیلی بعیده پیدا بشه.مادرم یدتولایی تو ریختن خرت و پرت داره.نمونش هم ریختن یه باکس 50 تایی صفحه گرامافونه.
پیوست:من واقعا چاکرتم امیلیانو جان.تا حالا کسی رو ندیده بودم که مثل من مغزش اینقدر انباشه از چنین چیزایی باشه.کاش من وتو تو یه محله ،همسایه ای ،فامیلی بودم. خیلی بهمون خوش میگذشت.واقعا عجیبه که نوشتارتم منو به اشتباه می ندازه که نکنه نوشته های تو روهم خودم نوشتم.اگه همسایه خواستی منو صدا کن lol!

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف SMAM في السبت يونيو 11, 2011 8:29 pm

امیل جان در تایید صحبتهای محمودخان باید بگم(البته این کاره نیستم.اما برای از بین بردن شک لازمه) گیتی جون(از نوع ساعتچی) برای خودش واویلایی بوده.با یک سرچ ساده توی گوگل یک کلیپ ازش میاد توی یوتوب که توضیح اضافی نمیدم.اما چون اینجا مطرح شد یک چندتا عکسی میذارم تا چند درصد نشون بده



SMAM
Admin

تعداد پستها : 341
Join date : 2009-07-20

خواندن مشخصات فردي http://koodaki-nojavani.9forum.info

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الأحد يونيو 12, 2011 4:56 pm

ایول smam .اون فیلمه تو یو تیوب ماله سریاله ایتالیا ایتالیا ساخته خانم پوران درخشنده است.تو اون صحنه مهندس بیلی یا همون آقای قاطبه ختنه کرده و واسش ختنه سرون گرفتن.من این قسمتو دیده بودم ولی نمیدونستم این زنه گیتی ساعتچی بود.ولی این در برابر اونی که من ازش یادمه یه چیزه معمولیه...!
با یه مقدار سرچ بیشتر میتونین یه کلیپ تصویری ازش پدا کنین که داره تو برنامه رنگارنگ آواز میخونه.پس خانم خواننده هم بودن ما خبر نداشتیم.

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 14, 2011 5:28 am




mahmood666 نوشته است:امیلیانو جان در همه موارذ حق با شماست. کاملا حق داری ولی اون طور که من یادم میاد جنگی برای فردا دو شنبه بود چون به اذان مغرب برخورد میکرد. شاید من تکراری از این برنامه یادمه چون سال 64 من 3سالم بود.ولی هزار رنگ و هزار برگ جمعه ها بود.
گیتی ساعتچی فیلم زیاد داره من چند دقیقه یکیشون رو یادمه که خالم رو بتامکس تو همون زمان پخش خبرنامه داشت وته فیلم دزیره بود(متاسفانه اسمشونمیدونم).ذر نقش رییس خانم یه جایی بود و برو بیایی داشت. تو یه جاییش در حال رقص لباسش میریخت پایین.منم فیلم فارسی زیاد دیدم ولی از گیتی ساعتچی دیگه ندیدم ولی بابام فیلماش رو دیده.اینکه من وشما ندیدیم شاید به این دلیل باشه که بعضی فیلما دیگه دوباره منتشر نشدن مثل یه خروار فیلمای خیلی افتضاحی که نوش آفرین داشت و بابام حداقل 4 ،5 تاییش رو دیده وخود نوش آفرین هم اخیرا در موردشون تو بی بی سی صحبت کرده ولی من هنوز یه دونشون(منظرم فیلمای س--ی هستش)رو هم ندیدم.
اون برنامه هم کوچه محله مدرسه نبود .اینی که میگم مال سال 67 68 باید باشه.سری اولش فکر کنم(مطمئن نیستم) تو لیست شما باشه .همونی که یه تعداد پسر نوجون تو یه دکور آجری با هم نمایش اجرا میکردن و شبکه 2 پخش میکرد.چون یه تعدادی از بازیگرا با اون سریال یکی بودن.
مطمئنم که آهنگ ستاره ای ستاره رو داشتم تو همون نواری بود که آهنگای برنامه رنگین کمان توش بود وتوش چند تا آهنگ برنامه عروسکی گنجشکک اشی مشی (من دیوونه این برنامه بودم)هم بود.ولی خیلی بعیده پیدا بشه.مادرم یدتولایی تو ریختن خرت و پرت داره.نمونش هم ریختن یه باکس 50 تایی صفحه گرامافونه.
پیوست:من واقعا چاکرتم امیلیانو جان.تا حالا کسی رو ندیده بودم که مثل من مغزش اینقدر انباشه از چنین چیزایی باشه.کاش من وتو تو یه محله ،همسایه ای ،فامیلی بودم. خیلی بهمون خوش میگذشت.واقعا عجیبه که نوشتارتم منو به اشتباه می ندازه که نکنه نوشته های تو روهم خودم نوشتم.اگه همسایه خواستی منو صدا کن lol!


1. "محمود" جان، حالا که مطمئنی، دوشنبه ها رو هم به سؤال اضافه کردم. همون طوری که گفتم، خیلی دنبال این سریالم.
2. خوش به حال باباتون.
آره، راس می گی. خیلی از فیلم هایی هم؛ که، دهه ی 70 از پاکستان اومدن، کاملاً مثله شده بودن؛ مثلاً، فیلم "قیصر" تابلو رفته بود زیر تیغ.
یا به قول شما خیلی از کارها اصلاً بیرون نیومد.
3. حالا که "اسمم" مستند لینک داد، مطمئن شدم. ممنون از هردوتون. ما تسلیم!

4. اما، در مورد اون بچه هایی؛ که، پروژکتور درست می کردن: من این قسمت یادم نمی یاد؛ اما، با توجه به اینی؛ که، گفتی این خودش سری دوم "تئاتر نوجوان" بوده، پس مطمئناً "قصه های کوچه ی ما" بوده؛ که، سری دوم این بود و فضاها "خارجی" بود:
قصه های کوچه ی ما

3

5. خودشه؟ اگه آره، این هم از این.
6. "گنجشکک اشی مشی" رو سال پیش خیلی دادن (توی "سوغات آرشیو" جمعه ها) و با کمی جستجو می تونی فایل های صوتی و تصویری زیادی ازش گیر بیاری.
اگه نتونستی، بگو واسه ت قسمت هایی شو آپ کنم؛ اما، مهم اون هایی بوده؛ که، دیگه نیستن. همین "لیست سیاه" عکس های من و فایل های صوتی"محمد محمودی".
7. حالا آدم بیاد با کیفیت خوب مثلاً گرامافون ها، نوارها، وی ایچ اس ها و ... رو تبدیل و دیجیتالی کنه و بعد اون ها رو دور بریزه، خیالی نیست؛ اما، این که جوگیر شه و اون ها رو دور بریزه، به هوای این که "دیگه این ها قدیمی شده" یا "من دیگه بزرگ شده م"، خیلی بده!
کاری که من کردم و الآن مثل اون پسرک "15 پسر" خیلی شرمند ه ام!

8. من کوچیک همه هستم. خیلی خوشحالم؛ که، فضای اینجا باعث شده شما هم خودتو جمعی از دوستان بدونی و با ما همکاری کنی. دیدم که توی تاپیک های دیگه هم فعالی و واقعاً خوبه.
موفق باشی، "محمود" عزیز.
9. راستی، من مشهدم. شما کجایی؟ احتمالاً استان مازندارن؟
اینو از اون سریاله حدس زدم؛ که، یادت رفت بگی موضوع چی بوده، کمی بخندیم.




Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في السبت يونيو 18, 2011 7:37 pm

سلام






نمی دونم کسی اصلا این کارتون رو به خاطر میاره یانه (با اونکه خیلی قبل پیش هم پخش نشده) .کارتونی که با نام زبر و زرنگ(با نام اصلی Mortadelo y Filemón)پحش می شد و نمی دونم تو لیست هست یا نیست.ولی من عاشق کارتونش بودم.متاسفانه فقط یک سری از این کارتون توسالهای 77 -78 از تلویزیون پخش شد.یه کارتون اسپانیایی سورئالیستی تمام عیار.فکر کنم دالی و برتون وبونوئل (هنرمندای بزرگ سورئالیست)با دیدن این کارتون اشک شادی در چشماشون حلقه میزد.این کارتون از سال 1968 تا به حال تولید میشه و علاوه بر 200 وخرده ای قسمت ،یه عالمه کامیک بوک و فیلم سینمایی و فیلم کارتونی هم بر اساسش ساخته شده.من خودم در حال حاضر مشغول دانلود قسمتهای این کارتون هستم.اینم تیزر فیلم کارتونی این سریال.دانلودش کنین تا یادتون بیاد چه جواهریه(البته به نظر بعضی ها خزعبل محضه):
http://www.4shared.com/video/gLzxbK22/Clever__Smart_-_Trailer_AT-Vid.html

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأحد يونيو 19, 2011 11:06 am

1. سلام "محمود" جان.
2. ممنون؛ ولی، من به شخصه این "زبر و زرنگ" یادم نمی یاد. چقدر شبیه "داستان های پرماجرا"ست؛ همون، "اسپیرو و فانتازیو". با اون که اشتباه نشده؟

3. "سیاه، سفید، خاکستری" رو به روز می کنم.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف SMAM في الإثنين يونيو 20, 2011 3:28 pm

"زبر و زرنگ" رو یادمه مدیر دوبلاژش ناصر نظامی بودکه البته یک نسخهء بازسازی ایرونی هم داره که ازش عکسی پیدا نکردم

SMAM
Admin

تعداد پستها : 341
Join date : 2009-07-20

خواندن مشخصات فردي http://koodaki-nojavani.9forum.info

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف mahmood666 في الإثنين يونيو 20, 2011 8:09 pm

1-اسمم جان زبر وزرنگ رو با دوبله فارسی داری؟من میخواستم از سروش تهیه کنم ولی اونا این کارتون رو تو لیست فرو ش نداشتن.
2-سه برنامه به خاطرم اومده که میخوام اسمشون رو بدونم.
2.1.کارتونی که ماجرای مرخصی گرفتن شیری از سیرک بود که به جزیره اش (ماداگاسکار؟)پیش مادرش برمیگرده و ماجراهایی در اونجا پدید میاره.در انتها در حالی که مادر بزرگش براش یک پلوور پشمی خط خطی بافته،دوباره به سیرک برمیگرده.شیره خیلی با شخصیت بود .
2.2.کارتونی که فکر کنم مال بلوک شرق بود و در اون موجودی شبیه فیل بود که دونه ای رو روی زمین پیدا میزنه که همش فریاد میزنه(باصدای خیلی ظریف واکو شده):آآآآآب،آآآب.و فیله بهش آب میرسونه وقتی در آخر فیله در معرض خطر قرار میگیره دونه رشد میکنه وتبدیل به نخل میشه واونو نجات میده(یادم نیست چطوری).
یه برنامه عروسکی ایرانی مربوط به سال فکر کنم 65 یا 66 که شعر ابتدایی اون اینجوری بود:بالا بالا بالا تر از ابر هم بالاتر هرچه بالاتر بهتر هرچه بهتر زیباتر.تیتراژش هم طبق معمول همه عروسکی های اون دوره ، یه تعداد حیوون بودن که رو به دوربین هی ورجه ورجه میکردن.من عاشق آهنگ اولش بودم.

mahmood666

تعداد پستها : 47
Join date : 2010-04-17
Age : 34

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 21, 2011 5:46 am

mahmood666 نوشته است:1-اسمم جان زبر وزرنگ رو با دوبله فارسی داری؟من میخواستم از سروش تهیه کنم ولی اونا این کارتون رو تو لیست فرو ش نداشتن.
2-سه برنامه به خاطرم اومده که میخوام اسمشون رو بدونم.
2.1.کارتونی که ماجرای مرخصی گرفتن شیری از سیرک بود که به جزیره اش (ماداگاسکار؟)پیش مادرش برمیگرده و ماجراهایی در اونجا پدید میاره.در انتها در حالی که مادر بزرگش براش یک پلوور پشمی خط خطی بافته،دوباره به سیرک برمیگرده.شیره خیلی با شخصیت بود .
2.2.کارتونی که فکر کنم مال بلوک شرق بود و در اون موجودی شبیه فیل بود که دونه ای رو روی زمین پیدا میزنه که همش فریاد میزنه(باصدای خیلی ظریف واکو شده):آآآآآب،آآآب.و فیله بهش آب میرسونه وقتی در آخر فیله در معرض خطر قرار میگیره دونه رشد میکنه وتبدیل به نخل میشه واونو نجات میده(یادم نیست چطوری).
یه برنامه عروسکی ایرانی مربوط به سال فکر کنم 65 یا 66 که شعر ابتدایی اون اینجوری بود:بالا بالا بالا تر از ابر هم بالاتر هرچه بالاتر بهتر هرچه بهتر زیباتر.تیتراژش هم طبق معمول همه عروسکی های اون دوره ، یه تعداد حیوون بودن که رو به دوربین هی ورجه ورجه میکردن.من عاشق آهنگ اولش بودم.


1. "محمود" جان، می بینم که شماره گذاری می کنی. خنده
2. به ترتیب:

2.1. بانی فیکس به تعطیلات می رود
نام اریجینال: Bonifacija‏




2.2. فانتیک
نام اریجینال: Fantik
Фантик



2.3. این شعرو من خوب یادم اومد؛ اما، نمی دونم مربوط به کدوم برنامه ست. "بابک" کجایی؟

3. می دونی که باید با نام های اریجینال سرچ کنی؟

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف SMAM في الثلاثاء يونيو 21, 2011 11:44 am

mahmood666 نوشته است:1-اسمم جان زبر وزرنگ رو با دوبله فارسی داری؟من میخواستم از سروش تهیه کنم ولی اونا این کارتون رو تو لیست فرو ش نداشتن.

با شرمندگی نه.تنها مدیر دوبلاژش رو که یادمه گفتم ببینم درسته یا نه.

SMAM
Admin

تعداد پستها : 341
Join date : 2009-07-20

خواندن مشخصات فردي http://koodaki-nojavani.9forum.info

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف babak في الثلاثاء يونيو 21, 2011 12:36 pm

سلام محمود جان و امیر جان من هم زیاد برنامه عروسکیش یادم نمیاد ولی شعرش گمونم این بود.
بپر بپر زاغی جون
خوب می پری زاغی جون
تو آسمون آبی
زیباتری زاغی جون

بالا بالا بالاتر
از ابر هم بالاتر
هر چه بالاتر بهتر
هر چه بهتر زیبا تر

ببین دنیای مارو
این دنیای زیبارو
یه آسمون ستاره
از آسمون میباره....

تا لاله ها در بیاد
گلپر و شبدر بیاد
جنگل چراغون بشه
ستاره بارون بشه
تا جایی که یادم میاد چند تا دوست بودن کنار یه برکه و گمونم بر اساس داستان برکه ی دوستان بود همون داستان سنگ پشت و زاغ و غورباقه،عروسکی بود. در مورد تیتراژ هم گمانم همون زاغی بود که با کروماکی انداخته بودنش وسط نقاشی چند تا ابر

babak

تعداد پستها : 297
Join date : 2009-09-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الإثنين يونيو 27, 2011 5:27 am

babak نوشته است:سلام محمود جان و امیر جان من هم زیاد برنامه عروسکیش یادم نمیاد ولی شعرش گمونم این بود.
بپر بپر زاغی جون
خوب می پری زاغی جون
تو آسمون آبی
زیباتری زاغی جون

بالا بالا بالاتر
از ابر هم بالاتر
هر چه بالاتر بهتر
هر چه بهتر زیبا تر

ببین دنیای مارو
این دنیای زیبارو
یه آسمون ستاره
از آسمون میباره....

تا لاله ها در بیاد
گلپر و شبدر بیاد
جنگل چراغون بشه
ستاره بارون بشه
تا جایی که یادم میاد چند تا دوست بودن کنار یه برکه و گمونم بر اساس داستان برکه ی دوستان بود همون داستان سنگ پشت و زاغ و غورباقه،عروسکی بود. در مورد تیتراژ هم گمانم همون زاغی بود که با کروماکی انداخته بودنش وسط نقاشی چند تا ابر




1. سلام.
2. مرسی "بابک"! آقا، شعر تیتراژی هم هست که شما حفظ نباشی؟
آخرشی.

3. با این توضیحات خوبی؛ که گفتی، مطمئنم این بوده:

زاغچه ی کنجکاو




Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Ishpateka في الثلاثاء أغسطس 16, 2011 3:48 am

يه کارتونی اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت نشون ميداد که اگه اشتباه نکنم اسمشو تو تيتراژش ميگفت " داستانهای قشنگ پروفسور هيتزل (يا هيکسل) "موضوعش علمی و تاريخی به زبون ساده بود که از نقاشيها بصورت عکس هم استفاده ميکرد.
هميشه هم اولش بعد از مشخص شدن موضوع آقای پروفسور دستهای که بغل یه مونيتور (اون موقع ميگفتيم تلويزيون Smile ) رو ميکشيد و از طريق تصاوير اون تلويزيون وارد موضوع اصلی ميشد.

Ishpateka

تعداد پستها : 21
Join date : 2011-08-16
Age : 42
آدرس پستي : ishpateka@yahoo.com

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الخميس أغسطس 18, 2011 5:49 am

Ishpateka نوشته است:يه کارتونی اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت نشون ميداد که اگه اشتباه نکنم اسمشو تو تيتراژش ميگفت " داستانهای قشنگ پروفسور هيتزل (يا هيکسل) "موضوعش علمی و تاريخی به زبون ساده بود که از نقاشيها بصورت عکس هم استفاده ميکرد.
هميشه هم اولش بعد از مشخص شدن موضوع آقای پروفسور دستهای که بغل یه مونيتور (اون موقع ميگفتيم تلويزيون Smile ) رو ميکشيد و از طريق تصاوير اون تلويزيون وارد موضوع اصلی ميشد.


1. دوست عزیز، من متأسفانه این کارتون رو اصلاً یادم نمی یاد.
2. باید ببینیم سایر دوستان چه نظری دارن.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 2:37 pm


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 4 از 9 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد