کودکی و نوجوانی

سیاه، سفید، خاکستری

صفحه 8 از 9 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف 59 في الجمعة فبراير 13, 2015 2:01 pm




Emiliano نوشته است:

"59" عزیز، ضمن تشکر از جنابعالی؛ بخاطر، خاطرات، دلنوشته ها و عکس های زیباتون، عرض کنم که همون طور که توی "لیست سیاه" قدیمی می بینید، کارگردان "شاگرد اولی ها" "محمد حسین لطیفی" بوده ن و نه "غلامحسین لطفی".
چاکریم.





امیر گرامی با درود.

- بسیار ممنونم از دیدگاه مهر شما و همچنین خرسند هستم،
که یاد‌های سوار بر قلمی که از روزهای گذشته بر کاغذ فروم رویایی مینشانیم،
مورد پسند و لطف شما قرار میگیرند.

- خدمت شما بگم که، من مطمئن بودم که کارگردان "شاگرد اولی‌ ها"،
جناب دکتر "غلامحسین لطفی‌" بودند. ... اما اکنون که فرمودید شخص دیگری بوده،
در نت جستجو کردم، و در دو لینک زیرهم، نوشته شده که کارگردان مور نظر، "غلامحسین لطفی‌" بودند.
اما، سال تولید این سریال رو در ویکی پدیا نوشتند ۱۳۶۵ (که درست نیست).
چرا که پس از جنگ، آنرا در دهه ی فجر می دیدیم. ... سال ساختش، یا ۱۳۶۷ هست یا ۱۳۶۸.
در دومین لینک هم، آقای محب اهری گفتن که سال ۱۳۶۸ بوده. ... (البته آنزمان دیگر جنگ نبود).


* (شاگرد اولی ها - کارگردان:غلامحسین لطفی - شبکه ۲):
http://fa.wikipedia.org/wiki/حسین_محب‌اهری


* (در سریال شاگرد اولی ها به کارگردانی آقای لطفی من نقش پادشاهی دیوانه را بازی می کردم) .:
http://www.tebyan-zn.ir/up/fardsaeid/510069/default.html

.
.
.

بازهم تاکید میکنم، که بر اساس سه‌ آفرینه ی دراماتیک:
۱- فیلم سینمایی "سرخپوستها-۱۳۵۷"
۲- دو فصل اصلی‌ و زیبای سریال "آیینه"
۳- سریال "شاگرد اولی‌ ها"
هنر کارگردانی جناب غلامحسین لطفی‌، به اثبات میرسد.
اما نمیدونم که چرا آن‌ هنر خوب ایشان در دهه ی شصت و اوایل هفتاد،
بناگاه در نیمه ی دهه ی هفتاد، تبدیل شد به مجموعه‌ های آبکی‌ چون "برگ سبز-۱۳۷۵"،
و بخشهای سردستی نمایشی برای "برنامه خانواده"؟!.

*در هر صورت، ایشان با همان سه‌ مورد بالا، هنر کارگردانیشان، ثابت شده است*

.
.
.
سلامت باشید.




59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الجمعة فبراير 13, 2015 4:30 pm

1. "59" عزیز، حالا که تأکید شما رو دیدم و به "لیست سیاه" ورژن گذشته ی صفحه ی پیش هم نگاه کردم، دیدم که بله. انگار کارگردان این کار "غلامحسین لطفی" بوده ن.
2. اما، چی باعث شد بنده اشتباه کنم؟
"شبکه ی نسیم". اینجا رو ببینید:



3. اما، تو سال، انگار حق با شماست و "نسیم" درست درجش کرده.



...............................


4. "اسمم" عزیز، با اجازه ت، به نوشته ی شما در مورد برنامه ی کودک شبکه ی 1 اینجا جواب می دم که پست ها زیاد نشه:
اولاً ممنون از اطلاع رسونیت.
ثانیاً بنده نه امروز و نه هفته ی پیش برنامه های کودک شبکه ی 1 رو ندیدم؛ اما، شاید از هفته ی دیگه ببینم.
اما، شمایی که دنبال کردید، مورد دندونگیر و به درد بخوری هم داشت؟
ممنون.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف 59 في الجمعة فبراير 13, 2015 4:57 pm




Emiliano نوشته است:

1. "59" عزیز، حالا که تأکید شما رو دیدم و به "لیست سیاه" ورژن گذشته ی صفحه ی پیش هم نگاه کردم، دیدم که بله. انگار کارگردان این کار "غلامحسین لطفی" بوده ن.
2. اما، چی باعث شد بنده اشتباه کنم؟
"شبکه ی نسیم". اینجا رو ببینید:



3. اما، تو سال، انگار حق با شماست و "نسیم" درست درجش کرده.



...............................


4. "اسمم" عزیز، با اجازه ت، به نوشته ی شما در مورد برنامه ی کودک شبکه ی 1 اینجا جواب می دم که پست ها زیاد نشه:
اولاً ممنون از اطلاع رسونیت.
ثانیاً بنده نه امروز و نه هفته ی پیش برنامه های کودک شبکه ی 1 رو ندیدم؛ اما، شاید از هفته ی دیگه ببینم.
اما، شمایی که دنبال کردید، مورد دندونگیر و به درد بخوری هم داشت؟
ممنون.





امیر گرامی،
بله، خواهش میکنم. ... لطف دارید.

- اشتباه کانال محترم "نسیم" هم، بخاطر سه‌ حرف "ل ط ف" بوده،
که در هر دو اسم یاد شده، وجود دارد (لبخند). ...

- در ضمن، خیلی‌ ممنونم که در این استوپ کادر از "شاگرد اولی‌ ها"، بطور ویژه،
از هنرمند  فقید "منصور والامقام (۱۳۱۵ - ۱۳۸۰)"، یادی تصویری داشتید.

- کاملن درسته. ... "شاگرد اولی‌ ها" محصول ۱۳۶۷ هست.
برای ما، زمستان سال ۱۳۶۷، اولین فصل سردی بود،
که دیگر خبری از موشکباران و جنگ نبود.
برنامه‌‌ های تلویزیون نیز، همچنان دیدنی‌ و خوشفرم ساخته میشدند.

سلامت باشید.


-------------------------------


پی‌ نوشت:

* "منصور والامقام"، علاوه بر بازیگری، هفده سال تجربه تهیه کنندگی رادیو داشت.
در زمان حیاتش، به تایید همکارانش، یکی از بهترین تهیه‌ کننده‌ های رادیو بود (از ویکی‌پدیا) .:





http://fa.wikipedia.org/wiki/منصور_والامقام




59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف sooratak في الجمعة فبراير 27, 2015 4:01 am

سلام بر دوستان گرامی
به ویژه امیر امیلیانوی عزیز
مدتها نبودم.
با پیامک دیروز امیر عزیز دوباره سری زدم.
راستش تحمل غم عجیب نوستالژی ها دیگه برام میسر نیست. خیلی آزارم می ده برای همین سعی کردم خیلی زیاد این طرف ها نیام.
البته این بار یک سوال از طرف یک عزیز هم مزید بر علت شد که دوباره بیام اینجا
سوال در مورد یک کارتون بود که گویا یک عنکبوت در یک مزرعه قسمت هایی از روزنامه را برای دیگر حیوانات مزرعه می خواند. در همین حد
امیر عزیز نمی دونم در سایر تاپیک ها اشاره شده یا نه
یادته لیست سیاه رو چند سال پیش ابداع کردی و ... یادش بخیر

sooratak

تعداد پستها : 86
Join date : 2010-07-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف sooratak في الجمعة فبراير 27, 2015 7:13 am

با سلام مجدد
اون کارتون رو پیدا کردم
دنیای زیبای شارلوت
اما دانلود قسمت های کم حجم از اون گویا پیدا نمیشه

sooratak

تعداد پستها : 86
Join date : 2010-07-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في السبت فبراير 28, 2015 6:48 am

sooratak نوشته است:سلام بر دوستان گرامی
به ویژه امیر امیلیانوی عزیز
مدتها نبودم.
با پیامک دیروز امیر عزیز دوباره سری زدم.
راستش تحمل غم عجیب نوستالژی ها دیگه برام میسر نیست. خیلی آزارم می ده برای همین سعی کردم خیلی زیاد این طرف ها نیام.
البته این بار یک سوال از طرف یک عزیز هم مزید بر علت شد که دوباره بیام اینجا
سوال در مورد یک کارتون بود که گویا یک عنکبوت در یک مزرعه قسمت هایی از روزنامه را برای دیگر حیوانات مزرعه می خواند. در همین حد
امیر عزیز نمی دونم در سایر تاپیک ها اشاره شده یا نه
یادته لیست سیاه رو چند سال پیش ابداع کردی و ... یادش بخیر


sooratak نوشته است:با سلام مجدد
اون کارتون رو پیدا کردم
دنیای زیبای شارلوت
اما دانلود قسمت های کم حجم از اون گویا پیدا نمیشه




1. "حمید" عزیز، خوشحالم که هنوز با شما در ارتباطم، بعد از این همه سال.
دیدی که شماره تو هم هنوز تو دفتر تلفنم داشتم.
باز هم به ما سر بزن؛ هرچند، خودم هم به قول شما دیگه اون حال و هوای گذشته رو نسبت به گذشته ندارم و گاهی می خوام برای همیشه بذارمش کنار؛ اما، نمی تونم.

2. من نمی دونم منظورتون از "دنیای زیبای شارلوت" چیه؟
می شه اسم اریجینالش رو بگی؟
منظورت همون "سیاره ی ما"ست؛ که، شبکه ی 2 می داد و تو "لیست سیاه"ه؟

3. بله، یادمه.
انگار همین دیروز بود. "لیست سیاه"، شما، "احمد رضا"، "فروغ" خانوم، "گفتمان"، "سجاد"، "بهرام" و تموم بچه های خاطره باز.
ای جوونی!

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في السبت فبراير 28, 2015 8:52 am

برای اولین بار در تمام وب:

"چرا و به چه علت":

The Whys And The Wherefores
نام چینی: 点播




دانلود "ویدئوف". دانلود نکنی، من دیگه به هیچچچچچی کار ندارم. باز یه ماه دیگه نیای، لینک بخوای! Very Happy Very Happy Very Happy

http://zhishisj.lib.bnu.edu.cn/ylwhvod/flv%5CYL_31SY02.f4v

موسیقی اولش بی نظیره.
یادی هم می کنیم از "ناصر ممدوح" عزیز که به زیبایی تمام می گفت: "چرا، و به چه علت؟"

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في السبت فبراير 28, 2015 9:10 am

1. مجدد سلام.

2. لطفاً چند پست بالاتر و پست قبل از شروع "لیست سیاه" و کشف "چرا و به چه علت" رو حتماً بخونید.

3. این هم کشف دوم من در طول یک روز:

رؤیای سلولوئیدی:
نام اریجینال: Touli, le Gardien des Rêves




httpwww.planete-jeunesse.comfiche-2366-touli-le-gardien-des-reves.html
http://lostmedia.wikia.com/wiki/Touli_le_gardien_des_r%C3%AAves_%281992_Stop-Motion_Animation_Series%29

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف 59 في السبت فبراير 28, 2015 10:51 am



Emiliano نوشته است:

برای اولین بار در تمام وب:

"چرا و به چه علت":

The Whys And The Wherefores
نام چینی: 点播




دانلود "ویدئوف". دانلود نکنی، من دیگه به هیچچچچچی کار ندارم. باز یه ماه دیگه نیای، لینک بخوای! Very Happy Very Happy Very Happy

http://zhishisj.lib.bnu.edu.cn/ylwhvod/flv%5CYL_31SY02.f4v

موسیقی اولش بی نظیره.
یادی هم می کنیم از "ناصر ممدوح" عزیز که به زیبایی تمام می گفت: "چرا، و به چه علت؟"




امیر گرامی با درود.

- فایل تصویری"چرا و به چه علت" را هم اکنون دیدم،
و بینهایت نوستالژیک بود. بسیار ممنونم. ... بله، موسیقی‌ اولش، عالیست.
اشاره ی بجایی هم داشتید به صدای استاد ناصر ممدوح.
عنوان "صدای الماسین"، واقعن برازنده ی ایشان است.

- در ضمن، قبل از شروع برنامه ی "چرا و به چه علت"، آرم شرکت فیلمسازی اش (کمپانی آلمانی)،
که چند مربع گرافیکی و خوشفکرانه، شبیه به صفحه تلویزیون ایجاد میشن هم، برای ما خاطره انگیز هست.
از این کمپانی فیلمسازی آلمانی، برنامه‌ های دیگری هم در دهه ی شصت در ایران پخش میشدند.
اگر اشتباه نکنم، اپتدا یا انتهای "جعبه اسباب بازی" بویژه در بخش فیلم مستندش نیز،
این آرم جذاب گرافیکی را میدیدیم. ... (آلمان و ژاپن، در هنر گرافیک، جزو بهترینها هستند)

(TRANSTEL COLOGNE).:


- از لطف و توضیحات شما در بخش فیلمها نیز، همینجا ممنون و سپاسگزارم.

سلامت باشید.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف sooratak في السبت فبراير 28, 2015 5:05 pm

امیر عزیز سلام
1- ممنون از اینکه هنوز هم اسم ما رو به روز می کنید. پ
2- دنیای شارلوت محصول 1973 با نام اصلی Charlotte’s Web
3- گویا نسخه ی جدید در 2006 هم داشته است.
4- اطلاعات زیر را از سایت های مختلف از جمله کافه کلاسیک در خصوص دوبله ی کارتون به دست آوردم
يای شارلوت
مدير دوبلاژ: زنده ياد منوچهر نوذری

زنده ياد منوچهر نوذری : قصه گو/غاز
نادره سالارپور : دختر
ناهيد اميريان : پسر
زهرا هاشمي : مادر
زنده ياد پروين ملکوتي : زن مزرعه دار
مهين کسمايي : شارلوت عنکبوت
منوچهر والی زاده : ويلبر خوک
فريدون ثقی : پدر
زنده ياد پرويز نارنجي ها : گوسفند
زنده ياد کنعان کياني : موش
جواد پزشکيان : زيمرمن مزرعه دار
امير هوشنگ قطعه اي : شاگرد مزرعه دار
با بهترین آرزوها
راستی خود این فاروم ها و دوستان قدیمی هم برای من به نوستالژی هام اضافه شدند

sooratak

تعداد پستها : 86
Join date : 2010-07-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأحد مارس 01, 2015 11:07 am

sooratak نوشته است:امیر عزیز سلام
1- ممنون از اینکه هنوز هم اسم ما رو به روز می کنید. پ
2- دنیای شارلوت محصول 1973 با نام اصلی  Charlotte’s Web
3- گویا نسخه ی جدید در 2006 هم داشته است.
4- اطلاعات زیر را از سایت های مختلف از جمله کافه کلاسیک در خصوص دوبله ی کارتون به دست آوردم
يای شارلوت
مدير دوبلاژ: زنده ياد منوچهر نوذری

زنده ياد منوچهر نوذری : قصه گو/غاز
نادره سالارپور : دختر
ناهيد اميريان : پسر
زهرا هاشمي : مادر
زنده ياد پروين ملکوتي : زن مزرعه دار
مهين کسمايي : شارلوت عنکبوت
منوچهر والی زاده : ويلبر خوک
فريدون ثقی : پدر
زنده ياد پرويز نارنجي ها : گوسفند
زنده ياد کنعان کياني : موش
جواد پزشکيان : زيمرمن مزرعه دار
امير هوشنگ قطعه اي : شاگرد مزرعه دار
با بهترین آرزوها
راستی خود این فاروم ها و دوستان قدیمی هم برای من به نوستالژی هام اضافه شدند

1. "حمید" عزیز، دل به دل راه داره و طبعاً ما هم از دیدار مجدد دوستان قدیم لذت می بریم و مث شما کیف می کنیم.
2. راستش "دنیای شارلوت" برام آشنا نبود؛ اما، ممنون.
3. حتماً همین طوره و شما هم جزوی از خاطرات تک تک دوستان خواهی بود.



sooratak نوشته است:سلام
1- چرا و به چه علت خیلی عالی بود سپاس
2- سالها برای من سوال بود که شهرام لاسمی(قلقلی) واقعا لال است یا می تواند حرف بزند. حتی سال 1378 او را دیدم و سلام کردم اما فقط ب ا سر جواب داد. البته موبایل هم گوشه ی کمرش بود!!
تا اینکه چند وقت پیش شبکه ی نسیم قسمتی از یک برنامه ی تلویزیونی مربوط به یک ساواکی را نشان داد که اویل انقلاب ساخته شده بود. شهرام لاسمی نقش یک لبو فروش را داشت و خیلی هم قشنگ صحبت می کرد. متاسفانه اسم برنامه را به خاطر ندارم

4. خوشحالم که دوستان از "چرا و به چه علت" خوششون اومده. خودم که داشتم بال درمی آوردم دیروز؛ آخه، تا دیروز تو وب بود؛ اما، قابل بارگزاری نبود و فقط می شد آنلاین به تماشاش نشست. دیروز امتحان کردم، شد.
5. بله. تهرونی با لهجه ی زیبا صحبت می کرد. اسم اون کار "مأمور مخفی" بود و "لاسمی" تو یکی دیگه از مصاحبه هاش گفته بود تو برنامه ی دیگه ای به نام "ماجراهای هوشی و کوشی" هم صحبت کرده.
از "قلقلی" به بعد بود که دیگه صحبت نکرد؛ لااقل، جلوی دوربین ها.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأربعاء مارس 04, 2015 3:29 pm

آیتم شماره ی 41:


سرزمین گل ها:
نام اریجینال: Nepos Napos
منبع: سایت "شبکه ی پویا".


Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف S@M في الخميس مارس 05, 2015 5:44 pm

شهرام لاسمی تو یه برنامه ای بازی می کرد که اونجا هم حرف میزد اما اسمش رو یادم نیست... شاید همین هوشی و کوشی بوده... ولی خلاصه اینطوری بود که انگار تو یه سفینه ای بودن (با یه شخصیت عروسکی اگه اشتباه نکنم) و هر هفته سیل عظیمی از نامه ها رو که دریافت کرده بودن در سرتاسر ساختمون و راه پله  و پشت بودم دنبال میکردن (که من همیشه پیش خودم فکر میکردم که چقدر مردم دلشون خوشه نامه میفرستن اونوقت اینا اینجوری پخش و پلاشون می کنن!) و چندتایی رو شانسی میخوندن. البته اون برنامه به سن خواهر کوچکتر من میخورد ولی من هم خیلی دوستش داشتم و البته خیلی هم طول نکشید و بعد از چند قسمت دیگه ندیدم پخش بشه...
تو یه برنامۀ دیگه ای هم بود که اونجا دیگه رسماً گریم نقره ای آدم فضایی داشت (حداقل تو اون قسمتش که من یادمه) و راجع به صرف جویی در آب بود.

S@M

تعداد پستها : 161
Join date : 2010-03-30

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف zoro-reza1980 في الأربعاء أبريل 15, 2015 7:57 pm

سلام دوستان عزیز،
امید وارم در یافتن این موضوعاتمن رو کمک کنید
۱/ فیلم تک قسمتی بتونید به من کمکی کنید،داستان یک پسر که خود نویسی رو که یادگار دائیش هست رو گم میکنه و به دوستش شک میکنه که اونو بر داشته باشه و در انتها متوجه میشه مادرش اونو قایم کرده. فکر میکنم داستان در شمال اتفاق میوفته.
۲/یک برنامه عروسکی که اسامی کارکتراش جیک و سالی و یک گربه خابالو بود.
۳/ خوشحال میشم اگر لینکی از داستانهای گربه مزرعه رو در صورت موجود بودن آپلود کنید.
سپاس
رضا

zoro-reza1980

تعداد پستها : 1
Join date : 2010-05-15

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

کارتون لکه

پست من طرف heidiiii في الأحد مايو 03, 2015 9:14 am

سلام به همه
امیدوارم خوش و خرم باشین.
نمیدونم این مشکل بقیه هم هست یا نه. به نظر میرسه اخیرا دسترسی به فروم دچار مشکل شده و صفحه ی اون (از داخل کشور) بدون ف..ی..ل..ت..ر..ش..ک..ن بالا نمیاد. من با دو سه تا اینترنت مختلف چک کردم و متاسفانه امکان دسترسی نداشتم. (مدت زیادی منتظر میمونم ولی صفحه بالا نمیاد.)

ممنون میشم دوستان قدیمی فروم (مخصوصا امیلیانوی عزیز) در مورد اسم این کارتون قدیمی منو راهنمایی کنن.
این کارتون، تا جاییکه یادم میاد یکی از اون کارتونای بلوک شرق (رومانی مجارستان لهستان یا چک) بود. داستان ساده ای داشت.
یک لکه ی مردم آزار بود که مرتب اینور اونور میرفت و جاهای مختلف می چسبید و بقیه رو اذیت میکرد.
یکی بود که با تور پروانه گیری افتاده بود دنبال لکه که بگیردش. هرموقع مینداختش توی تور، صدای تشویق و شادی و خنده ی یه سری بچه میومد. گاهی هم سعی میکرد بکشونتش توی جاروبرقی. ولی بیشتر وقتها اون لکه ول بود و اذیت میکرد.
این کارتون با کارتون لکه و قطره که قبلا امیلیانو لطف کرده بود تو لیست سیاه سفید خاکستری نوشته بودش فرق میکرد.
تقریبا مطمئنم همه ی بچه های قدیمی فروم این کارتون رو به یاد میارن.
از همه تون ممنونم و امیدوارم مشکل دسترسی به اینجا به زودی حل بشه.

heidiiii

تعداد پستها : 13
Join date : 2015-03-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف heidiiii في الأحد مايو 03, 2015 10:35 am

سلام دوباره به همه
فکر میکنم اسم اون کارتون یادم اومد. اسمش پاتراتل بود. اگه اشتباه میکنم لطفا تصحیح کنید.
ممنونم

heidiiii

تعداد پستها : 13
Join date : 2015-03-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف babak في الأحد مايو 03, 2015 4:40 pm

سلام
رضای عزیز
مورد اول و دومت را قبلا توی همین فروم در موردش صحبت کردیم.
اولی "یادگاری دایی جواد" و دومی همون " سالی و جیک" هست مورد سومت را یادم نمیاد.
هایدی عزیز" پاتراتل" داستان پسری بود که موقع بازی یه لکه کثیف روی دیوار به وجود می آورد که اون لکه ، پسرک را تشویق به شلختگی و کثیفی می کرد. پسرک یه کلاه و شلوار بندی آبی داشت که وقتی بند شلوارش باز می شد شلوارش از پاش می افتاد.آخر هر قسمت هم پسر لکه را تمیز می کرد و پسر تمیز و خوبی می شد.

babak

تعداد پستها : 297
Join date : 2009-09-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف heidiiii في الإثنين مايو 04, 2015 7:36 am

babak نوشته است:سلام

هایدی عزیز" پاتراتل" داستان پسری بود که موقع بازی یه لکه کثیف روی دیوار به وجود می آورد که اون لکه  ، پسرک را تشویق به شلختگی و کثیفی می کرد. پسرک یه کلاه و شلوار بندی آبی داشت که وقتی بند شلوارش باز می شد شلوارش از پاش می افتاد.آخر هر قسمت هم پسر لکه را تمیز می کرد و پسر تمیز و خوبی می شد.

ممنونم بابک عزیز. قطعا کارتونی که دنبالش میگشتم همین پاتراتل است که نوشتین. یادآوری شلوار بچه که مرتب پایین میومد و دوباره میکشیدش بالا، عااااالی بود. ظاهرا یک نسخه کوتاه از این کارتون توی اینترنت هست که متاسفانه خبری از لکه توش نیست. من بیشتر دنبال ماجراهای بچه و لکه بودم. به هرحال ممنون!

heidiiii

تعداد پستها : 13
Join date : 2015-03-14

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف babak في الأربعاء مايو 06, 2015 1:57 am

خواهش می کنم هایدی جان
به این لینک سری بزن امیدوارم بتونی اون لکه یک پا را پیداش کنی.
http://cauta.trilulilu.ro/toate/patratel

babak

تعداد پستها : 297
Join date : 2009-09-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الإثنين مايو 25, 2015 12:53 pm


1. سلام.
2. این هم آیتم شماره ی 30 "لیست سیاه"، "خیالباف":



3. با تشکر از سایت "شبکه ی پویا"، بگو چرا پیدا کردن این کارتون سخت بود؛ چون، هم اسم کاراکتر اصلی عوض شده و هم محصول نیوزلند بوده.

......................................


4. این هم "پات راتل"ی که "هایدی" جون دنبالش بود؛ که، به شخصه سال ها پیش از مجلات "سروش" برش داشتم:



موقعی که پسره می خواس پاکش کنه، بچه ها دسته جمعی می خوندن: "هه، هوه، هه هه هه!" (شبیه "خندوانه" شد!)
به قول خود ایشون این نسخه ی لکه ی لج درآر در جایی پیدا نمی شه و اگه از دوستان کسی پیداش کرد، لینکشو بذاره، لطفاً. از "بابک" خان باز هم ممنونم که در غیاب بنده، لطف کرده بودن.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في السبت مايو 30, 2015 1:40 pm

1. با تشکر از مدیریت محترم "شبکه ی نسیم"، این هم "یه چشم آلبالو، یه چشم گیلاس"، بالآخره:




2. لینک دانلود ویدئو:
کمتر از یه هفته ی دیگه، اینجا:

http://tvnasim.ir/memorials


Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأربعاء سبتمبر 14, 2016 4:51 pm

سیاه، سفید، خاکستری

(فهرست برنامه های کودک کشف نشده، کشف شده و نیمه کشف شده توسط "تیک"، تیم یابنده ی کارتون ها، از 01/01/1358 تا 01/01/1392)


الف) لیست سیاه (برنامه های کودک کشف نشده)

1. بچه های "تیک" ("تیم یابنده ی کارتون ها") از اواخر سال 1382 و در فورم های مختلفی (به ترتیب: "گفتمان"، "گزاره"، "مای ایمی"، "گفتگو"، "غروب"، "ایران دابینگ"، "انیمی پردایس"، "دیدار"، "کودکی" و "کودکی، نوجوانی") و یکی، دو وبلاگ شخصی و به کمک دوستانی، که در زیر اسامی شون می یاد، نام اریجینال و عکس های مختلف بیش از 2200 برنامه ی کودک خارجی و داخلی، شامل کارتون، عروسکی و زنده، رو به طور رایگان در دنیای اینترنت گذاشته ن. اسامی و عکس ها تماماً دست اول بودند، نه عکس های دستِ هزارُم و تکراری ای که حدود چهارده، پونزده ساله دست همه چرخیده!
2. ما دنبال چی هستیم؟ 1. اسامی اریجینال و در نتیجه عکس از برنامه هایی هستیم که طی این ده، یازده سالی، که از زمان تشکیل گروه می گذره، با وجود جستجوهای فراوون، هنوز پیدا نشده ن؛ به عبارتی، کشف نشده ها (تحت عنوان "لیست سیاه"). 2. نیمه کشف شده ها (تحت عنوان "لیست خاکستری")؛ که، باز خود این لیست 3 بخش داره و شرح کامل اون در زیر می یاد. 3. تکمیل عکس های پیدا شده یا همون آرشیو (تحت عنوان "لیست سفید").
1. نبودن نام و سؤال از برنامه ای در لیست اول، موسوم به "لیست سیاه"، 99 درصد به معنای پیدا شدن نام و عکس از اون برنامه ست. یک درصد هم باقی گذاشتیم برای از قلم افتاده ها. شما، دوست تازه وارد، هم می تونید با طرح سؤالاتتون یا توضیح بیشتر آیتم های این لیست، اونو کامل تر کنید. گاهی تو سؤالا، سرنخ های مفیدی برای کشف برنامه ها پیدا می شه. بزرگترین هدف "تیک"، یافتن نام اریجینال کارتون هاست. وقتی نام اریجینال پیدا بشه، در 99 درصد موارد، خیلی راحت سایر اطلاعات؛ از جمله، عکس، فایل صوتی و فایل تصویری هم پیدا می شه؛ پس، نام از همه مهم تره.
3. اگه جلوی سؤالی ننوشته ام اون سؤال از کیه، معنیش اینه که از خودم، "امیر"،ه.
4. مِلاک جمع آوری آرشیو از کارتون ها، فقط و فقط برنامه های پخش شده از دو شبکه ی تلویزیونیه؛ که، عمومی بودن و همه مون باهاشون "خاطرات مشترک" داریم: 1. شبکه ی 1 سابق. 2. شبکه ی 2 (یا شبکه ی کودک و خانواده). در آرشیو ما این کارتون ها جایی ندارن: کارتون ها و برنامه های قبل از 1357، کارتون ها و برنامه های شبکه های دیگه ی داخلی و خارجی؛ حتا، "شبکه ی پویا" ("انیمیشن")، شبکه های استانی، شبکه های ویدئویی (دی وی دی های مختلف شرکت های صوتی و تصویری)، جشنواره ها، تبلیغات تلویزیونی، برنامه هایی که خبرشون در جراید یا اخبار اینترنتی چاپ و گذاشته شده، برنامه هایی که در باکسی به جز باکس کودک داده شده ن (سریال های "آدم بزرگا")، برنامه هایی که فقط تریلر اون ها پخش شده و خودشون داده نشده ن، فیلم های انیمیشنی که فقط تو سینما داده شده و نه تلویزیون و مواردی از این دست. ضمناً برنامه هایی که از تاریخ 01/01/1392 به بعد هم پخش می شن، تو این فهرست نمی یان؛ چون، هم به شخصه حوصله ی دنبال کردن کارها رو ندارم، هم این که دنیای کارتون ها تمومی نداره و بالأخره باید یه پایانی قراردادی براش در نظر بگیریم.
5. بیشتر انجمن هایی، که در شماره ی 1 ذکر شدن، یا خیلی وقته دود شده ن و دیگه فعال نیستن، یا این که هستن و ما دیگه در اونجاها فعالیت نمی کنیم. فعلاً فقط و فقط اینجا هستیم.
6. ذکر اسامی، سؤالات، توضیحات و استفاده از عکس ها و لینک ها با ذکر منبع مجازه. به حقوق همدیگه احترام بذاریم.




1: لیست سیاه کارتون (دوبعدی، سه بعدی، رایانه ای، طلقی، کاغذی، سل انیمیشن، اتود، فتو انیمیشن، پیکسلیشن، کلاژ، کپشن، کات اوت، روتوسکوپی، داینامیشن، کپچر موشن) خارجی شبکه ی یک سابق:

1. کارتونی تک قسمتی و چینی از دو پهلوون چینی نیرومند، که یکی شون می بایست فرمانده ی سپاه می شد. پیرمردی مسابقه ای بین این دو برگزار می کرد و خودش هم داور می شد. پیرمرد اول گفت اون دو سنگی رو پرتاب کنن و هر دو تونستن این کار رو انجام بدن. بعد داور، به هر کدوم پرِ پرنده ای داد و ازشون خواست اونو به طرف دیگه ی دیوار بندازن. اون ها که سگ به اون سنگینی رو با زور بازو تونسته بودن پرت کنن، از پرت کردن پَر به اون سَبُکی عاجز بودن. یکی شون دائم به زورِ بازوش تکیه می کرد و موفق نشد؛ اما، یکی شون به عقلش رجوع کرد و فهمید با فوت ساده ای، می تونه برنده باشه. زمانی که پَر به اون سمت دیوار می رفت، بچه ها تو کوچه ها می دویدن و آواز چینی می خوندن: لَه لی لَه لَه! سبک حرکت کاراکترای این انیمیشن خیلی آروم و با موج همراه بود؛ شبیه به، کارتون "بچه گوزن". (سؤال من، "حمید" و "امین الشریعه".)
2. انیمیشنی از آدمک عابر سبز رنگ چراغ راهنمایی؛ که، هر بار از چراغ بیرون می یومد، راه می رفت و ماجراهایی براش اتفاق می افتاد. گرافیکش تو مایه های "تیلز، بلای جان گربه ها" بود. ضمناً، اون موقع که ایران این کارتون رو می داد، چراغ های عابر سبز دایره ای معمولی بودن و از این آدمک ها نداشتن و بعداً اومدن. (سؤال من، "افشین" و "صحرا".)
3. "پیت جهانگرد": "پیت" شبیه"غوغا در جزیره ی متروک" ("رابینسون کروزوئه"ی مسخره) و عینکی بود؛ اما، لاغرتر و قدبلندتر. یه بار "پیت" زیر آب می رفت و با اسب دریایی ای دوست می شد که سروکله ی کوسه ای پیدا می شد. دهه ی 60.
4. انیمیشن لهستانی و اپیسودیک با داستان های مستقل؛ که، تو یه قسمتش کاراکتراش پسری بود به همراه گوسفند و یه حیوون دیگه، که این سه سوار سه چرخه می شدن. دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
5. "مرغابی پَرآبی": تک قسمتی. نام اریجینال: "Little Duck Blue Feather" و محصول British Film Institute انگلستان. مرغابی ماده و قهوه ای رنگ، که بین پرهای بالش یه دسته پر آبی رنگ داشت. این مرغابی هر جایی، کنار برکه و توی لونه ش تخم می ذاشت، هر بار بلایی سر تخماش می یومد و وقتی "پرآبی" لونه هاشو هم عوض می کرد، فایده ای نداشت: یه بار که "پرآبی" روی کپه چوبی وسط دریاچه تخم گذاشته بود، سموری بدجنس فش فش کنون می یومد و اونا رو می خورد و نمی ذاشت تبدیل به جوجه شن. یه بار روی درخت بلندی تخم گذاشت؛ اما، کلاغی تخما رو می بُرد و می خورد، یه بار هم آب تخم های این مرغابی رو می بُرد. هر بار هم پَرآبی با دیدن از بین رفتن تخماش سرشو تو تنش فرو می کرد و پایین می نداخت، چشاشو می بست، بی صدا اشک می ریخت و دونه های اشکاش توی برکه می افتاد. در پایان درخت ها کمک کردن پر آبی تخماش به جوجه تبدیل بشن. موسیقی زیبایی هم داشت. این انیمیشن روز ایستر سال 1991 از شبکه ی BBC1 پخش شده. دهه ی 60. (سؤال من، "تیستو"، "افشین" و "بابک".)
6. Jaise Ko Taisa یا Tit For Tat: انیمیشن هندی و ساخته ی Madhab Kunte و داستان معروف روباه و لک لک و قصه ی همیشگی غذا خوردن از بشقاب و کوزه. تو این ورژن پوزه ی روباهه توی کوزه گیر می کرد. (سؤال "رامین".)
7. Darpok Ki Dosti یا Coward’s Friendship: انیمیشن هندی محصول 1982 و ساخته ی Prakash Jha. داستان روباهی که ببری رو گول می زنه که برن، به مزرعه ای حمله کنن و مرد روستایی مزرعه دار با بلوف، ببر رو می ترسونه. روباهه برای دلگرم کردن ببره، دُم خودش رو به دُم ببره می بنده تا با هم برن به مزرعه و سراغ کشاورزه؛ اما، این بار هم کشاورزه خودشو نمی بازه و به روباهه می گه متشکرم که ببر رو واسه م آوردی و دوباره ببره می ترسه و در می ره. روباه هم که دُمش به دُم ببره وصله، از بس به این طرف و اون طرف می خوره، تلف می شه. (سؤال "رامین".)
8. "خرگوش فهمیده": کارتونی تک قمستی و احتمالاً مجاری (؟) از قصه ی معروف شیری که هر بار یه حیوون جنگل رو می خورد و خرگوشی که اونو بُرد کنار چاه و بهش گفت این اجازه نمی ده من بیام پیش تو، تو منو بخوری. بعد شیره به عکس خودش تو چاه حمله کرد و حیوونا از دستش راحت شدن. دهه ی 60.
9. کرمی که می رفت تو لونه ی خرگوشی و خرگوشه می یومد، می پرسید "کی تو خونه ی منه؟" و اون هم درحالی که تصویر سرخ و مشکی و به سبک کوبیسمی رعب و وحشت رو تداعی می کرد، صداشو کلفت می کرد و می گفت "منم، من! جنگجوی بزرگ! فرزند دلیر جنگل! آن که 1000 فیل جنگی را حریف است و مردان بسیاری را بر زمین افکنده است. سرزمین های بسیاری را فتح کرده است. شمشیر من بُرّنده و نیرویم به اندازه ی صد مرد جنگی است. بدانید که من از همه برترم."کلی رجز می خوند. صداش هم که توی اون لونه می پیچید، اکو و پُرطنین می شد. خرگوش (فیل؟) هم می ترسید و می رفت و گرگ و ببر و شیر رو واسه ی کمک می آورد؛ اما، همه با شنیدن اون صدا می ترسیدن و فرار می کردن. نهایتاً قورباغه ی دانایی داخل لونه رفت و گفت "من حاضرم باهات مبارزه کنم". کرمه هم ترسید و فرار کرد. (سؤال "حمید"، "بهرام"، "سَم" و "شکیبا".)
10. "تراموای شماره ی 99" (؟): تک قسمتی و کوتاه. ساخت اروپای شرقی. تراموایی قدیمی، کند، پیر و سبزرنگ که سبیل و قیافه ی خسته ای داشت و موقع حرکت این طور به نظر می رسید که کوپه هاش از هم جدا می شن. ترامواهای جدید؛ مثل، ترن های ت. ژ. و فرانسه با سرعت کار می کردن و یکی شون سربه سرش این قدیمیه می ذاشت و پشت سرش بوق می زد یا با چنگک مسافراشو می قاپید! اما شبی تراموای 99 به ایستگاه برگشت و دید همه ی ترامواها دو طرف ایستاده ن و پروژکتورها روشن شدن و این انگار سان می دید. ترامواها حلقه ی گلی گردنش انداختن و بازنشسته ش کردن. بعد از بازنشستگی غصه دار شد؛ اما، بچه ها سراغش اومدن و رفتن شهر بازی و تراموا چرخ و فلکشون شد و سوارش شدن. (سؤال "پرشیانا"، "بهرام"، "رامین" و "افشین".)
11. "گلی برای مژگا" ("گلی سفید برای میچکا"؟): فیلمی ساخت مجارستان (یا رومانی؟) از دختری کور که پسری از "عمه پتا"ی جادوگر براش گل سفیدی می گرفت و عصاره ی اونو تو چشم دختر می چکوند و اون هم خوب می شد. (سؤال "بابک".)
12. کارتونی تک قسمتی از شهری که دچار خشکسالی شد و دخترکی که مادرش تشنه بود، با ملاقه برای اون آب می آورد. نقاشی هاش به سبک کات اوت سایه ای و سیاه بود و چهره ها دیده نمی شد. دهه ی 70.
13. کارتونی تک قسمتی از شهری که همه ی مردمش راستگو بودن. اون ها برای شام و نهار کنار دستگاه همبرگری صف می بستن و می گفتن: "من دریافت نکرده م." و دستگاه به هر کدوم ساندویچی می داد. تا این که دروغگویی از فضا اومد و به اونا دروغ گفتنو یاد داد. دستگاه هم اوایل ارور می داد؛ اما، آخر سر ترکید. (سؤال "سجاد" و "بهرام".)
14. "نقشه ی سیاه": کارتونی تک قسمتی، بلند، سیاسی و بی سر و ته از ژنرال چهارستاره ی امریکایی با عینک تک چشمی و صدای "پرویز ربیعی"داخل زیردریایی بود و دختر و پسر جوونی رو داخل موشکی می فرستاد. رؤسای اون کشورایی که زیردریاییه ممکن بود بینشون جنگ راه بندازه، یکی شبیه "نیکسون" بود و اون یکی شبیه "برژنف" و تو یه صحنه با نگرانی داشتن با هم تلفنی حرف می زدن. بیشتر درمورد جاسوس بازی بود و سگ و گربه ای هم تو این کارتون بودن که اسم سگه "سگ" و اسم گربهه "گربه" بود! دهه ی 60. (سؤال "بهرام"، "رامین" و "محمود".)
15. انیمیشنی به احتمال زیاد محصول انگلستان از مردی که کل دنیا رو می گرده تا ققنوسی به دست بیاره. این کار انجام می شه و مرد از ققنوس محافظت می کنه و اونو به نمایش می ذاره؛ اما، در پایان ققنوس آتیش می گیره و خاکستر می شه. این کارتون، محیطی بسیار خلوت و بک گراندی سفید در کل کارتون داشت. اواخر دهه ی 60. (سؤال "محمود".)
16. "میا و دوستان": ژاپنی. گربه ای کوچولو با دوستان گربه و سگش! که صاحبشون براشون خونه درست می کرد و میا کلی از دوستان گربه و سگ کوچولوشو تو اون کلبه می آورد و صاحبشو عصبانی می کرد. سبک نقاشی ها ساده و کودکانه و شبیه به "گربه ی ماجراجو" بود. بهار 84.
17. "کاستا": کارتون ترکی (؟) از دو برادر لاغر با الاغ خاکستری شون که می خواستن پول دربیارن. ظاهر شخصیت ها شرقی و لباساشون شبیه تُرک ها و لبنانی ها بود. الاغه هم شبیه الاغ "بامزی، قوی ترین خرس جهان" بود. ساعت 6 صبح تابستان 84. (سؤال من و "بهرام".)
18. "آتش نشان ها": چند سگ لاغر آتش نشان. یکی از اون ها خانوم بود و گردنبندی با آرم "رپ" داشت و این گردنبند دائم سانسور می شد. تابستان 85.


2: لیست سیاه کارتون (دوبعدی، سه بعدی، رایانه ای، طلقی، کاغذی، سل انیمیشن، اتود، فتو انیمیشن، پیکسلیشن، کلاژ، کپشن، کات اوت، روتوسکوپی، داینامیشن، کپچر موشن) خارجی شبکه ی دو:

19. "تکنیک های نقاشی": آموزش نقاشی توسط سه قلم موی سه بُعدی. یکی بلوند و زن بود، یکی مشکی و مرد و یکی قلم موی دیواری و کثیف. پاییز 84.
20. تعدادی میوه و سبزی های مختلف؛ مثل، هویج و بادمجون و خیار و ... که یه میوه ی "بدمن" با اونا سر لجبازی داشت. سبک کارش بسیار شبیه به "گربه سگ" بود. تابستان 88.


3: لیست سیاه عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، پینی، تنپوش، سایه بازی، بونراکو، میله ای (باتومی)) خارجی شبکه ی یک سابق:

21. "پرسی باربَر": مجموعه ای به صورت عروسک سایه بازی (Shadow puppet) در مورد یه باربَرِ ایستگاه راه آهن خیلی قدیمی؛ که، معمولاً یه قطار بیشتر در روز به اونجا نمی یومد. "پرسی" کلاهی به سبک باربرهای ایستگاه های راه آهن به سر داشت و دوبلورش "تورج نصر" (؟) بود. عروسک ها هم به صورت سیلوئت (سایه مانند) و سیاه رنگ بودن. (سؤال "بابک" و "فروغ".)
22. "باغ وحش مومی": خمیری و موزیکال. اولش حیوونا و درخت ها از خمیرهای رنگی درست می شدن و میمونی قهوه ای با صورت سفید و دستای خیلی دراز هم بود که در طول قصه این و بقیه ی کاراکترها مدام تبدیل به گلوله ی خمیر می شدن و دوباره به شکل اولشون درمی یومدن. طوطی و فیلی هم بودن. دهه ی 60. (سؤال "بابک".)
23. عروسکی ای تک قسمتی از داستان بندبازی چینی با صدای "تورج نصر" که اوایل تو کارش خیلی موفق بود؛ اما، به خودش و هنرش مغرور می شد. کم کم چاق و در نتیجه از کار بی کار می شد. سکانس آخر، در حالی که پشیمون شده بود، به دوربین نگاه می کرد و راوی هم نتیجه گیری اخلاقی می کرد. اواخر دهه ی 60. (سؤال من و "حمید".)
24. "کوهستان کاج" ("کوهستان بلوط"؟): سریال چند قسمتی عروسکی و روسی (؟)؛ که، مثل خیلی از کارهای روسی روباه، خرس، سمور و خرگوشی درش بودن. خرسه گریزلی (خرس قهوه ای، بزرگ هیکل و ریزچشم) بود. صدای بامزه ای هم داشت. خیلی هم خرابکار و تنبل بود. اسمش هم بود "بوچ". یه قسمتش شبیه به داستان "جیک جیک مستون" بود و در انتهای قصه، وقتی خرسه تو برف و بارون می موند، می گفت: "من بوچ سرگردانم". کلاً قصه حول و حوش ندونم کاری های این خرس می گذشت. (سؤال "محمود".)
25. "خرس کوچولوی موآبی": ("خرس موفرفری آبی"؟) تک قسمتی و محصول ژاپن یا لهستان (؟). خرس آبی رنگی شبیه به Colargol ("خرس کوچولو I") با صدای "ناهید امیریان" که از رنگ پوستش ناراضی بود و از قنادی خواست روش پودر قند بپاشه تا سفید شه؛ اما، زنبورا روش ریختن و تموم قندا رو خوردن. خرسه بعدش به خودش رنگ قهوه ای زد؛ اما، چون شبیه خرس های واقعی شده بود، همه ازش می ترسیدن. در نهایت، به همون رنگ آبیش راضی شد. یه بُز هم بود که عاشق گل بود و حتا صابونی رو که بوی گل می داد، می خورد! بزه می خوند: "تابستونه، تابستونه/ همه جا سبزه فراوونه/ چه مزه ای داره علف/ چه مزه ای داره گُلا." دهه ی 60. (سؤال من، "بهرام" و "هایدی".)
26. دو قلم موی ظریف زن و مرد؛ که، زنه بلوند بود. این دو با هم ازدواج کردن و بچه شون از خط هایی که اون دو کشیدن، به وجود اومد. یه پاک کن بدجنس هم بود که کرم می ریخت. یه بُرس نقاشی ساختمونی هم بود که بدجنس، بداخلاق، زشت و دماغ گنده بود. قلم موها گاهی مثل هلی کوپتر با موهاشون پرواز و از دست بُرسه فرار می کردن. یه صحنه قلم موی مرد، روی دماغ بُرسه وزنه ای از نوع پابند زندونیا کِشید. (سؤال "بهرام".)
27. استاپ موشن از پسری که فقط می خواست شیرینی بخوره و از نمک بدش می یومد. یه بار غذاشو انداخت دور و رفت تو رؤیا که توی اون همه چی از شیرینی ساخته شده بود. (یا دست به هرچی می زد، شیرینی می شد؟) آخر سر، برمی گشت به واقعیت و تصمیم می گرفت غذاشو بخوره. (سؤال "رامین".)
28. روباه و خرس و گورکنی با نام های "روبی"، "خرسی" و "گوری" با هم دوست بودن. دوبلور "روبی"، "تورج نصر" (؟)، دوبلور "خرسی"، "صادق ماهرو" و دوبلور "گوری"، "کنعان کیانی" بودن. "روبی"، روباه تنبل بلا، "گوری"، گورکن زودباور، رو گول می زد تا به حرفای "خرسی"، که شخصیت مثبت داستان و سرپرستشون بود، گوش نکنه. یه بار سه تایی می خواستن خونه بسازن؛ اما، "روبی"، می خورد و می خوابید و باز "گوری" رو گول زد تا برن خونه ی آماده ای پیدا کنند. اولش اونا می خواستن خونه ی سگ آبی رو تصاحب کنن؛ ولی، چون درش زیرآب بود، اونو ندیدن و سگ آبی رو مسخره کردن که چرا خونه ش در نداره. اون هم دریچه ی سد رو باز کرد تا در رو نشونشون بده و آب، "روبی" و "گوری" رو که سوار یه تشت فلزی، شبیه به تشتک نوشابه بودن با خودش برد. بعد، این دو رفتن داخل خونه ی یه جفت خارپشت. درِ خونه رو بستن و خوابیدن. خارپشت ها هم که از در زدن خسته شده بودن، رفتن بالای پشت بوم و دودکش بخاری رو بستن تا خونه پُر دود بشه و اون دو خارج شن. خلاصه، آخر "روبی" و "گوری" به این نتیجه ی اخلاقی می رسن که خودشون باید زحمت بکشن. وقتی هم که می خوان خونه ی خودشون رو افتتاح کنن، سنجابی می یومد قرعه بکشه و خیلی مسخره می خوند: "گوری و روبی و خرسه/ به یکی می گن مرخصه/ به هرکی بگن مرخصه/ دیگه نباید وایسته!" بعد قرعه می افته به "روبی" و اون هم دچار وجدان درد می شد و می گفت: "چون من کمک نکرده م، نمی تونم این کارو بکنم." بعد هم قیچی رو می داد به "خرسی" تا اون خونه رو افتتاح کنه. اوایل دهه ی 70. (سؤال من و "بهرام".)


4: لیست سیاه عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، پینی، تنپوش، سایه بازی، بونراکو، میله ای (باتومی)) خارجی شبکه ی دو:

در حال حاضر موردی موجود نیست.


5: لیست سیاه زنده (فیلم کوتاه، داستانی، سینمایی، تله فیلم، سریال، جُنگ، مجله ی تصویری، پلاتو، تله تئاتر، ترکیبی (تلفیقی)، آموزشی، مستند، مناسبتی) خارجی شبکه ی یک سابق:

29. فیلمی از بلوک شرق، و به احتمال زیاد از چک و اسلواکی سابق (؟) و درباره ی خونواده ی روستایی با 4 بچه. مادر خونواده می ره سفر به استرالیا برای کار و همچنین به دنبال ارث و میراث پدری. کارهای خونه و نگهداری از خواهر و برادرها هم می افته گردن دختر بزرگ خونواده. این فیلم به صورت سریالی از برنامه ی کودک داده شد. دهه ی 60. (سؤال "ایدو".)
30. "در این دنیای شگفت انگیز": مستندی علمی و آموزشی و شبیه به "می خواهم همه چیز را بدانم" ("گردوی دانش")؛ که، ابتدای این برنامه هم انیمیشن بود. در تیتراژ، زنبوری با صدای "ناهید امیریان" پس از چندین بار گردش به دُور کُره ی زمین و شیرجه به درون اقیانوس ها و پرواز بر فراز کوه ها و قله ها از بیننده ها دعوت می کرد در آن برنامه همراه او شوند. این تیتراژ انیمیشنی با ضرباهنگ تند و پُرشتابی ساخته شده بود. سایر بخش های این برنامه، مستند و زنده و راوی آن هم "ناصر ممدوح" بود.
31. "سرها و دُم ها" (Heads And Tails): محصول دهه ی 70 میلادی "بی بی سی" و با صدای "ژرژ پطروسی" و به صورت شعرگونه و به نوعی "راز بقا"ی کودکانه بود. (سؤال "بابک".)
32. فیلمی شبیه "توبی تایلر" با رنگ های شاد از برادر و خواهری (پسر و مادری؟) که توی سیرک کار می کردن. یه قسمت شپشی رفت توی لباس دختره (خانومه؟) و کلی مصیبت به بار آورد. ساخت دهه ی 80 یا 90 میلادی و احتمالاً محصول آلمان یا اسکاندویناوی. (سؤال "سیما".)
33. فیلم کوتاهی از شونه ی تخم مرغی که یکی از تخم ها تو همون کارخونه، باز و تبدیل به جوجه می شد و سفری ادیسه وار رو شروع می کرد. اوایل دهه ی 70.
34. "خانه ی جدید": فیلم سینمایی از دخترکی کم حرف، زیبا و ریزنقش به نام "کاترین"، که شبیه "الینا" بود؛ یا اگه بخوام شبیه ترشو بگم، "میشل" (Reiko Aylesworth) در سریال "24" کُپ خودش بود. پدر و مادر کاترین از هم جدا می شدن و اون با پدرش زندگی می کرد؛ اما، پدر برای کاری مجبور شد به خارج بره و کاترین رو به اقامتگاه بچه ها می برد. در اونجا خونواده ی پولداری از کاترین خوششون اومد و به فرزندخوندگی قبولش کردن؛ اما، پسر و دختر خونواده از اون خوششون نمی یومد. یه بار هم تو مدرسه انگشتر یکی از بچه ها گم شد و گردن کاترین انداختن. دهه ی 70.
35. فیلم پاکستانی سیاه و سفیدی درباره ی پسری سبزه که بادبادک درست می کرد و توی مسابقه ی پرواز بادبادک ها در روز فطر اول می شد. دهه ی 70.
36. "سوت کوچک نقره ای": تله فیلمی انگلیسی که فضایی مه آلود داشت و کوچه هایی باریک و تاریک که رو بندها رخت پهن می کردن. جریان فیلم تو اسکله ای اتفاق می افتاد. پدر دختربچه ای ایرلندی قبل از مرگش، به دختره سوتی کوچیک و نقره ای می ده و به اعتقاد دختر، اون سوت جادویی بوده. دخترک کلی کار کرد تا برای مادرش دامن پشمی دست دومی بخره و توی دوخت دامن حواله ای پنج پوندی پیدا کرد. (سؤال "نگین شوکتیان" و "بابک".)
37. "خانواده ی ما": مجاری. موزیکال و طنز. به سبک فیلمای صامت قدیمی؛ اما، به صورت رنگی. پدری چاق و سیبیلو، مادری شلخته و ساده، دختری بلا و داداشی اوسکول. تیتراژشو "ناهید امیریان" می گفت. یکی از عواملش Hap Magda بود که از عوامل "شهر گربه ها" هم بود. زمستان 85.
38. فیلمی روسی (شوروی سابق) از پدری که دائم تو اداره بود و همسر و بچه ش موقع تعطیل شدن اداره می یومدن پیشش. دختر بچه ی همکار پدر هم هر روز آخر وقت می یومد اداره، با مینی ژوپ و جوراب شلواری. (سؤال "سیما".)


6: لیست سیاه زنده (فیلم کوتاه، داستانی، سینمایی، تله فیلم، سریال، جُنگ، مجله ی تصویری، پلاتو، تله تئاتر، ترکیبی (تلفیقی)، آموزشی، مستند، مناسبتی) خارجی شبکه ی دو:

39. "... (؟) به شهر می رود": فیلمی چینی، کوتاه و تک قسمتی از پسرکی روستایی که برای تهیه ی دارو برای خواهرش با گاری به شهر می رفت و اتفاقاتی واسه ش می افتاد. دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
40. "کارآگاهان کوچک (I)": سریال آلمانی یا سوئدی (؟) که دختر و پسری فضولی یا به قول خودشون "کارآگاهی"! می کردن. یه قسمتش توی گلخونه ای می گذشت. "مژگان عظیمی" دوبلور یکی از بچه ها بود. جمعه های زمستان 84. (سؤال من و "اسمم".)


7: لیست سیاه کارتون (دوبعدی، سه بعدی، رایانه ای، طلقی، کاغذی، سل انیمیشن، اتود، فتو انیمیشن، پیکسلیشن، کلاژ، کپشن، کات اوت، روتوسکوپی، داینامیشن، کپچر موشن) داخلی شبکه ی یک سابق:

41. تیتراژ برنامه ی کودک قبل از "بگ بگ بگ بگ بگ"، که دختری با چشای رنگی و موهای فرفری و بلوند با آبرنگ داشت نقاشی می کشید: چمن، برکه و سه بچه اردک. موقع رنگ کردن؛ اما، برای رنگ کردن آب برکه به رنگ آبی، رنگی نداشت؛ برای همین، گوشه ی چشماش قطره ی اشکی جمع می شد (در این لحظه دوربین زوم می کرد روی صورت و بعدش هم اون قطره ی اشک) و این قطره می افتاد روی کاغذ و برکه پُر آب می شد. در این لحظه سه بچه اردک هم خوشحال تو آب ها می پریدن و با هم می گفتن: "پَه! پَه!".
42. "الفبا": آموزش الفبای فارسی که هر بار تموم حروف الفبا نوشته می شد و هر دفعه که نوبت یکی شون می شد، اون حرف هی جلو و عقب می رفت و عشوه می یومد! بعد آقایی با صدای بم مثلاً می گفت: "ب مثل باران. با، ران. ب، اسمش ب، صداش /بْ/." و این جمله شو دو بار تکرار می کرد. بعد بارون می یومد و اون حرف تطابقی ظاهری با مثالش هم داشت تا بهتر یاد بیننده بمونه. (سؤال من و "سَم".)
43. "دل موش، پوست پلنگ": تک قسمتی. نویسنده، کارگردان و راوی: "نصرت کریمی". موشی که خیلی ترسو بود و آرزو داشت بقیه ازش بترسن. یه بار به کمک پیرمردی (خرسی؟) جادوگر تبدیل به ببر شد. اولش همه ی حیوونا ازش می ترسیدند؛ اما، اون موش به محض دیدن گربه های وحشی جنگل می ترسید و اونا دنبالش می کردند. آخرش هم قصه گو گفت: "اون ترسید؛ چون، قلب یه موش درون سینه ش بود." و نهایتاً همون موش ترسو باقی موند. اسمش "دل موش، پوست پلنگ" بود؛ ولی، به اشتباه به جای پوست خالخالی پلنگ، پوست راه راه ببر تن موشه می شد! ساخت قبل از انقلاب و با تایم 13 دقیقه بود؛ اما، دهه ی 60 هم می دیدیمش. (سؤال "حمید" و "امیر 56".)
44. "نقاشی های مداد آبی": کارگردان: "بهروز یغماییان". تو تیتراژ اولش مدادی با صدای تیز و خاصی با دُور تند و سرعت مضاعف می گفت: "سلام بچه های عزیز، از پای تلویزیون تکون نخورید. الآن برنامه ی من شروع می شه. اسم برنامه ی من: نقاشی های مداد آبی." بعد، مداد رنگی ها با صدای زایلفون از بالا به پایین می افتادن. بعد اون قدر می چرخیدن و وور وور صدا می کردن تا دست آخر شکل یا نوشته ای رو درست می کردن. شکل ها از پسری چشم درشت با خروس تپلش بود. البته، شکل اولش به صورت سیاه و سایه ای نشون داده می شد تا بیننده حدس بزنه چیه و بعدش رنگی می شد. نوشته ها هم یا بیشتر مربوط به نوروز بود؛ مثل، "نوروزتان پیروز"، "عیدتان مبارک"، "هر روزتان نوروز باد/ نوروزتان پیروز باد" و از این دست، یا این اواخر پیام بهداشتی می داد؛ مثل، دوش گرفتن، مسواک زدن و تمیز بودن؛ مثلاً این که، پسره تو وان با چرتکه ای پشت خودشو تمیز می کرد یا یه چوب رو اره می کرد. نوروزهای دهه ی 60.
45. فتو انیمیشنی (پیکسلیشنی) که راوی هم داشت و می گفت: "سارا همیشه ناخناش رو کوتاه می کنه." بعد با تصاویر خیلی مسخره ای نشون می داد که "سارا" چه دختر نظیف و محبوبیه. هر سال تابستون چندین مرتبه نشونش می داد. یکی دیگه از قصه هاش، داستان "کوکب خانم" کلاس دوم دبستان بود. ضمناً با "سارا به کلاس اول می رود"؛ که، دهه ی 80 می دادنش، زمین تا آسمون فرق داشت و کمی شبیه به "تمیز باش، عزیز باش" بود؛ اما، با اون هم فرق داشت. سال 66 یا 67. (سؤال "محمود".)
46. "تقی آقا بزرگه، تقی آقا کوچیکه": آموزشی. اسم پدر و پسر هر دو "تقی" بود! یه بار به پیک نیک می رفتن و "تقی آقا کوچیکه" با همون دستمالی که مگس می کُشت، چشماشو پاک کرد و دایی شد! (خواهرش گاییده شد!) تیتراژش اسپلیت اسکرینی بود. دهه ی 60.
47. "در دندانت لانه دارم": تک قسمتی 15 دقیقه ای از پسرکی روستایی که دندونش درد می گرفت و "کِرم دندون"!ی که خفن می خندید، دندون اونو سوراخ می کرد. خود کرمه و بچه هاش مسواک می زدن تا بتونن دندون بخورن! آخر سر هم خرسی به پسرک مسواک کردنو یاد می ده. نقاش و کارگردان: "بهمن عبدی". دهه ی 60. (سؤال من و "بهرام".)
48. شعری درباره ی اتحاد از "ناصر کشاورز"؛ که، 5 انگشت دستی رو نشون می داد. هر کدوم از انگشتا، اعضای خونواده ای بودن: انگشت شست، پدر بود. انگشت اشاره، مادر، بقیه ی انگشت ها هم خواهر و برادر. معرفی و داستانش رو راوی مردی با صدای بمی با شعری رو از "وحید نیکخواه آزاد" می خوند: "مانند دست است/ هر خانواده/ هر کس یک انگشت/ در خانواده/ بابا در این جا/ انگشت شست است/ او که نخستین/ انگشت دست است/ انگشت بعدی/ یعنی نشانه/ او مادر ماست/ بانوی خانه/ انگشت بعدی/ یعنی برادر/ اینجا نشسته/ پهلوی مادر/ پس این یکی کیست؟/ انگشت دیگر/ آری درست است/ او هست خواهر/ من هستم آخر/ انگشت کوچک/ انگشت ها را/ دیدی تو تک تک." میون این انگشتا اختلاف پیدا می شد و از همدیگه جدا می شدن. بعد دشمن مشترکی پیدا می کردن و با هم جمع و تبدیل به مشت می شدن و دشمنو نابود و لِه می کردن. اینجا بود که می خوندن: "ما پنج انگشت/ هستیم با هم/ با هم شریکیم/ در شادی و غم/ گرچه جداییم/ ما پنج انگشت/ چون جمع گردیم/ هستیم یک مشت." و باز همین جا بود که همه ی انگشت ها بدجور جَوگیر می شدن و همه با هم این تیکه رو به صورت جُدا جُدا و با داد و فریاد می خوندن: "هستیم یک مشت" و بعد هم دست به شکل مُشتی در می یومد، شعار می داد و کارتون و سرود تموم می شد. دهه ی 60. (سؤال من، "رامین"، "سَم" و "بابک".)
49. "ماه مال همه است" (؟): تک قسمتی. شاهی بود که وقتی به آسمون نگاه می کرد و راه می رفت، می دید که ماه هم با اون راه می ره. وقتی وای می ستاد، ماه هم وای می ستاد. برای همین شاه فکر کرد ماه مال اونه و دستور داد هر کس که به ماه نگاه کنه، باید به اون مالیات بده. سربازی شاه به زور از مردم مالیات می گرفتن و هر کی هم که به ماه نگاه می کرد و پولی نداشت یا به فلک بسته می شد یا می رفت زندون. آخرش وزیر گفت همه ی زندون ها پُر شده؛ ولی، مردم باز هم به ماه نگاه می کنن. شاه هم دستور داد همه رو فلک کنن. وزیر هم گفت سربازا مردم رو فلک می کنن؛ ولی، اونا باز هم به ماه نگاه می کنن. (سؤال من و "سعید".)
50. تک قسمتی، موزیکال و بی کلامی در مورد فلسطین. یه قسمتش سربازی اسراییلی تبدیل به مار و بعد دختری عرب می شد و رقص شکم انجام می داد! این صحنه در نمایش های بعدی حذف شد. دهه ی 70.
51. تک قسمتی و قصه ی پسربچه ای جنوبی و سبزه که آرزو می کرد مثل ماه سفید بشه و دائم عکس ماه رو تو دریا یا حوض می دید. زمستان 84.
52. "افسانه ی حاکم شرور": دو قسمتی. راوی: "ایرج رضایی"، کارگردان: "کیانوش عابدی"، تهیه کننده و انیماتور: "محمدرضا عابدی"، کاری از "نانو کارتون". پاییز 86. (سؤال من و "اسمم".)


8: لیست سیاه کارتون (دوبعدی، سه بعدی، رایانه ای، طلقی، کاغذی، سل انیمیشن، اتود، فتو انیمیشن، پیکسلیشن، کلاژ، کپشن، کات اوت، روتوسکوپی، داینامیشن، کپچر موشن) داخلی شبکه ی دو:

53. "مملی و سکه های تنوری": شبیه "سه تا بچه". داستان های جداگونه ای که راوی هم داشت. یکی از اپیسودهاش جریان معروف پسر نازپرورده ای بود که مامانش بهش سکه ای می داد تا کار نکنه، خسته شه. شب که برمی گشت، باباهه سکه رو تو آتیش می نداخت و بقیه شو هم که می دونید. یه بار هم جریان معروف پیرمرد و پسربچه و الاغ و حرف مردم بود که تمومی نداشت. داستان دیگه ش قضیه ی مرد طماعی بود که پسر بچه ای رو پیدا می کرد و شب پیش خودش نگهش می داشت تا از باباش مژدگانی بیشتری بگیره؛ اما، باباهه گفت من می خواستم این شب بیرون نباشه و یارو تیر می خورد! نقاش: "بهمن عبدی". دهه ی 60. (سؤال من و "بابک".)


9: لیست سیاه عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، پینی، تنپوش، سایه بازی، بونراکو، میله ای (باتومی)) داخلی شبکه ی یک سابق:

54. "قصه ی آتش به سر" (؟): جُنگی که اولش سایه ی خروس دیده و صدای "ریو ریو ره ره ریو" ("قیو قیو ره ره قیو")ی زنبورکی شنیده می شد. خورشید خانومی با ابروهای قجری هم بود که سرشو آروم به یه طرف کج می کرد. شخصیت معروفش "آتیش به سر" بود. "آتیش به سر" پرنده ی سیاهی بود که دود از سرش بلند می شد و اومد و شهر "مرغ آباد" رو به "بوق آباد" تغییر نام داد و اونجا رو خراب کرد. اون به پرنده ها دونه های سوخته می داد و ذائقه شون رو تغییر داد و کلاً گمراهشون کرد. راوی قصه "ناصر غفرانی فر" (صدای "عینکی" "مدرسه ی موش ها") بود. تم داستان تو مایه های "اصیل اباد" "رضا رهگذر" بود. "آتیش به سر"؛ که، بدن براقی داش، خیلی هم ترسناک بود و به احتمال زیاد از ته چاه اومده بود بیرون (؟). "آتیش به سر" تموم مرغ آبادی ها رو دودی و سیاه و بنده ی خودش کرد؛ اما، اون ها انقلاب کردن و اون رو از شهر بیرون انداختن. دهه ی فجر اوایل دهه ی 60. (سؤال من، "حمید"، "بابک" و "رضا".)
55. "کرم شب تاب": تله تئاتر تک قسمتی و ساخته ی زنده یاد "اردشیر کشاورزی". کرم شب تابی کوچولو و سبز که ستینگش به هم ریخته بود و نمی دونست چه وقت باید بخوابه و چه وقت باید بیدار باشه. اون روزا بیدار بود و شبا هم که باید چمنزار رو روشن می کرد، باز هم بیدار بود. در اثر همین نخوابیدنا، چشاش همیشه خواب آلود و خمار بود. می خوند: "منم، شب تاب بی تاب/ منم شب تاب بی خواب/ شب و روز منم بیدار بیدار/ من از بیخوابی خود بیمناکم/ شب و روزم منم شبتاب بی تاب." بعد رفت تا از دیگرون بپرسه چجوری می تونه مشکلشو حل کنه و با جونورهای مختلفی آشنا شد که اونا از وظایف خودشون صحبت می کردن؛ مثلاً، جغدی بود، به نام "جغد دانا"، که دائم می گفت: "حق و حق و حق، گویم هر شبان، جاوید حق" و روی "ق"های این عبارت تأکید و تشدید زیادی داشت. کرم شب تاب همچنین فهمید این مشکل بی خوابی و بحران هویت رو مرغ شباهنگ و شب پره هم دارن. شباهنگ می گفت: "من شباهنگ/ شبخوان دشتم/ شب سرای شبستان دشتم/ در سکوت شبانه، شبانه/ می سرایم ترانه، ترانه/ نغمه های خوش عاشقانه/ در شب سرد و خاموش." شب پره هم می خوند: "شب پره ام، شب پره ی چمنزار/ هر شب در تاریکی، پر می کشم، سر می زنم به گلزار/ هرجا که روشنایی است، در ظلمت شبانه/ پر می کشم به سویش بی تاب و عاشقانه." بعد نوبت شب بو بود و بالأخره این کرم شب تاب رفت کنار ساحلی و نگهبان فانوس دریایی راه حل رو بهش نشون داد و اون موجود مفید واقع شد؛ بدین ترتیب که، فانوس دریایی قدیمی، خراب و از کار افتاده شده بود و کرم شب تاب مأمور می شد جلوی عدسی فانوس بره و باعث می شد کشتی ها به صخره های دریایی نخورن و راهنمای اون ها به سمت ساحل باشه. در پایان، وقتی راه حل رو پیدا کرده بود و فهمید می تونه روزا بخوابه و شب ها کار کنه، خیلی لوس و کشیده می خوند: "من کرم شب تابم/ روزها من می خوابم/ شب ها من بیدارم/ شب نیمی از دنیاست/ دنیای شب زیباست/ شب خود همه روشنایی است/ شب خود همه داستانی است/ شب قصه ها، غصه ها، شب رازها دارد/ داستان ها، پروازها دارد/ شب نیمی از زندگانی است/ شب نیز خود داستانی است." دهه ی 60. (سؤال من، "حمید"، "بهرام"، "اسمم"، "شروین"، "افشین" و "بابک".)
56. "آقای ارتباطی": ساخته ی زنده یاد "اردشیر کشاورزی" و با شرکت همسر ایشون، "الیزا جواهری". دهه ی 60.
57. "مجلس شاهانه": شبیه "دیو چو بیرون رود"؛ ولی، کاملاً عروسکی. عروسکای "شریف امامی"، "ازهاری" و "بختیار"، سه نخست وزیر آخر شاه. این برنامه مطمئناً با "دیو چو بیرون رود" فرق داشت. دهه های فجر دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
58. "نگهبان چشمه": تک قسمتی. استاپ موشنی از دختری روستایی و چشم درشت و مو مشکی، با روسری سفید به نام "سما" که پاهاش فلج بود و نمی تونست مث سایر بچه ها بدوه و بازی کنه؛ اما، برای این که حس بد و غیرمفید بودن بهش دست نده، اون رو نگهبان چشمه ی آب روستا کرده بودن؛ تا، هر وقت دزدها بخوان آب چشمه رو بدزدن، "سما" زنگی رو، که بالای اون چشمه بود، به صدا دربیاره. یه بار "سما" هنگام نگهبانی خوابش برد و طناب زنگ از دستش رها شد و وقتی آدم بدا می خواستن از آب چشمه بدزدن، "سما" که می خواست زنگ خطرو بزنه، سعی کرد طناب رو بگیره و پاش طاقت نیاورد و افتاد داخل چشمه و غرق شد و چیزی که ازش به جا موند، فقط یه جفت کفش دخترونه بود. مردم دِه به یاد اون پرچم 4 رنگ فلسطین رو (شامل رنگای سیاه و سفید و سبز و قرمز) روی پشت بوماشون نصب کردن. راوی می گفت: "سیاه به یاد چشاش، سفید به یاد روسری (یا دلش؟)، سبز به یاد چشاش و قرمز به یاد شهادتش". صحنه ای که "سما" می خواست طناب رو به دست بیاره و آدم بدا داشتن نزدیک چشمه می شدن، خیلی کِشدار و رو مخ بود. آدم بدا به صورت سایه ای و مقوایی (دوبُعدی) بودن و دستشون هم داس و بیل و کلنگ و سه شاخ بود و مث "فوتبالیست ها" شیش ساعت طول می کشید تا بیان نزدیک چشمه! دهه ی 60. (سؤال من و "بهرام".)
59. "این و اون": عروسک و مجری مردی که برنامه ش شبیه "صندوق پست" ("کلاه قرمزی" و "ایرج طهماسب") بود. مرده هم عینکی و صداش کمی تودماغی بود. (سؤال "حمید".)
60. کارآگاه کوچولو: از ساخته های استان فارس. دو نفر بودن؛ که، یکی شون تننپوش خرگوشی می پوشید و یکی هم کارآگاه بود و بارونی توسی به تن و همیشه هم مثل بچه ها بادکنک قرمزی به دست داشت. تکیه کلام "کارآگاه کوچولو" این بود: "عجیبه! غریبه! یک معمای پیچیده!" و وقتی این تیکه رو می گفتن، هر دو نفر دستاشونو مثل پیچ گوشتی می پیچوندن. (سؤال "حمید".)
61. استاپ موشنی از دو ماهی بزرگ و کوچیک که یکیشون بدجنس و آبی رنگ بود و حتا یه بار دست کارگردان و طراح رو گاز گرفت. رو پشت بدجنسه باله ی کوسه ای اغراق شده ای هم بود. (سؤال "حمید" و "بهرام".)
62. "موش کوچولو": تک قسمتی نسبتاً بلندی از موشی که از موش بودن خودش ناراضی بود و دائم تند تند می خوند: "من موش نیستم، من موش نیستم، من یک موش ترسو نیستم". بعد شیری رو که تو دام افتاده با دندوناش نجات می ده و می فهمه مهم بودن به بزرگی و کوچیکی نیست. این قصه، کتاب شماره ی 83 "کتاب های طلایی" هم بود. (سؤال "رامین" و "محمود".)
63. "بیبل و تیتل": عروسکی و از ساخته های صداوسیمای مرکز همدان یا فارس (؟). شعر معروفش این طوری بود: "پسرا، پسرعمو/ پدراشون دوقلو". اوایل دهه ی 70. (سؤال "محمود".)
64. "نی نی مون": عروسکی و به کارگردانی "بهرام شاه محمدلو". روی "نی نی مون" خانم "آزاده پورمختار" حرف می زد. نوروز 82. (سؤال من و "ماریان".)
65. "داداشی": عروسک پسری خوشگل، با کت و شلوار مشکی اتوکِشیده، ابروهای پیوسته ی قاجاری و موهای ناز که با مجری مرد جوونی شبیه "افشین هاشمی" درباره ی اول مهر و مدرسه صحبت می کردن و فضای کار شبیه "آقا کوچیک" بود؛ با این تفاوت که هر چی "آقا کوچیک" شلخته و کثیف بود، "داداشی" شیک پوش و تمیز بود. پاییز 82.
66. "شمعی در باد": تک قسمتی و بی کلام؛ البته، بی کلامِ بی کلام هم نبود و موقع صحبت اصواتشون به صورت نامفهوم بود. پدر و مادر دختر و پسری برای مداوای بچه ی کوچیک خونواده به شهر می رفتن و خواهر و برادر تنها تو کلبه می موندن؛ اما، گرازهای وحشی به مزرعه شون حمله می کردن و سبزی های باغچه رو می خوردن. در نهایت پسره با تفنگ یکیشونو کشت و بقیه پا به فرار گذاشتن. کاراکتر عروسکی پدر خونواده تو "تلاش"، "سازش" و چند سری دیگه هم از همین کارگردان بازی می کرد. ساخت کرمان. نویسنده و کارگردان: "مهرزاد شورکی". پخش مجدد: تابستان 86.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأربعاء سبتمبر 14, 2016 5:59 pm

10: لیست سیاه عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، پینی، تنپوش، سایه بازی، بونراکو، میله ای (باتومی)) داخلی شبکه ی دو:

67. "کوشا" (؟): برنامه ای عروسکی و مناسبتی که توی دهه ی فجر می دادنش. حالتی حماسی داشت. "کوشا" یه چیزی تو مایه های "کاوه ی آهنگر" بود: هیکل، ریشو و پشمالو. اسبی هم داشت. قسمت آخر هم "کوشا" از زنش جدا شد تا به جنگ پادشاه بره. زنش هم بهش گفت: "در همه ی کارها کوشا بودی." دهه ی فجر 66. (سؤال "ارین گرل" و "بابک".)
68. "شهر باتری ها": تک قسمتی. شهری آروم و امن از باتری هایی که داشتن زندگی شونو می کردن. باتری های قلمی، متوسط و بزرگ؛ اما، باتری بدمن غریبه، بزرگتر، سیاه، زشت، ترسناک و اخمویی می یومد تو اون شهر و با برقش، که از دهنش می زد بیرون، شهرو به آتیش می کشید و باتری ها و دکور شهر یکی یکی می سوختن و می افتادن. در نهایت هم مثل تموم کلیشه های معروف، باتری های کوچیک تر؛ بخصوص، باتری های قلمی که خیلی شبیه به "قوه ی پارس قلمی" بودن، دست به دست هم می دادن و با محاصره کردن اون باتری، اون رو مچاله می کردن و از بین می بردنش. موسیقی ای هم که تو این کار شنیده می شد، Swan's Splashdown از Jean Jacques Perrey بود. اواخر دهه ی 60.
69. "کودکی غلامحسین خان": کارگردان: "مرضیه برومند". مجری بازیگر: "امیر حسین صدیق". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
70. "نی نی و خاله ستاره" (؟): شخصیت های کمی درش بود: خاله، نی نی و خواهرِ بزرگترِ نی نی، که لباسش شبیه لباس عروس بود. دکورش تو ابرها و "سارا روستاپور"، درنقش"خاله ستاره"بود. فکر می کنم اولین بازی "خاله سارا" بود. "مژگان عظیمی" هم دوبلور بود و لالایی ها رو می خوند. پاییز 84.


11: لیست سیاه زنده (فیلم کوتاه، داستانی، سینمایی، تله فیلم، سریال، جُنگ، مجله ی تصویری، پلاتو، تله تئاتر، ترکیبی (تلفیقی)، آموزشی، مستند، مناسبتی) داخلی شبکه ی یک سابق:

71. فیلم کوتاه و مسخره ای از پسری که وضع باباش خوب نبود و با قرض و قوله ژیان قراضه ای خریده بود. پسره واسه همه با شوق و ذوق تعریف می کرد که باباش یه ژیان دست ششم (یا دست دهم؟) خریده و پز هم می داد! یه روز باباهه داشت با ژیانش از روی ریل راه آهن رد می شد که ماشینش خاموش شد و روشن نشد و چون قطار داشت می یومد، مجبور شد ولش کنه. قطار هم زد و ژیان رو داغونش کرد. از اون به بعد پسره کینه ی قطارها رو به دل گرفت و بهشون سنگ می زد! دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
72. برنامه ای آموزشی که دو برادر به نام های "حسام" و "احسان" بودن و باباشون واسه شون یک سری آزمایش انجام می داد. "احسان" بچه مثبت، عینکی و شبیه پسرک عینکی کارتون "ماجراهای تام" ("تام سایر") بود و خیلی شل و تودماغی حرف می زد. "حسام" نازتر بود. به احتمال زیاد کار مرکز گیلان بود. یکی از آموزش هاشون ساخت دماسنج با لوله ی خودکار و جوهر بود. اواسط دهه ی 60. (سؤال "رامین" و "بابک".)
73. "مریم و دیو سیاهه" (؟): سریالی درباره ی دختری که می خواست مردم روستایی رو از شر و بدبختی نجات بده. دخترک پیش دیو می رفت و دست آخر به کمک حرف های ابزارآلات خونه ی دیوه، شیشه ی عُمر دیو رو پیدا می کرد و می شکست. این سریال ربطی به دهه ی فجر نداشت. سال 65 و همزمان با "راز یک رمز". (سؤال "محمود".)
74. "شمیم و شیما": سریالی شبیه به "ماجراهای خانه ی ما"، با بازی دختری به نام "شمیم"؛ که، سفید پوست بود با ابروهای پُر، لب های باریک و صورتی گِرد. "شمیم" خواهری بزگتر از خودش داشت به نام "شیما"؛ که، "ویدا شهشهانی" نقشش رو بازی می کرد. این دو خواهر دائم سارافون های بلند، گَل و گشاد و گُلدار سفید و قرمز یا سبز و آبی می پوشیدن. نوروز اوایل دهه ی 70. (سؤال من و "محمود".)
75. "کودکان ما، آیینه ی ما": جُنگی کوتاه، آموزشی و تربیتی از گروه کودک؛ که، بیشتر روی سخنش با بزرگترا و شیوه ی برخورد اونا با بچه ها بود؛ حتا، ساعت پخشش هم قبل از خبر 19 شبکه ی 1 بود. تعدادی بچه ی دبستانی، تر و تمیز، خوشگل و اتوکشیده؛ که، رو به دوربین از مشکلاتشون با خونواده؛ بخصوص، با بابا و ماماناشون، حرف می زدن. اولش هم می گفتن: "من نقش پدر خونواده رو بازی می کنم" یا "من نقش مادر خونواده رو بازی می کنم" و .... شیوه ی کار "بازی در بازی" و به صورت "آگاهانه" بود؛ بدین صورت که، این ها نقش دیگران رو بازی می کردن و می دونستن دارن ازشون فیلم می گیرن. آخر هر قسمت هم پیام اخلاقی گل درشتی داده می شد. تو این بچه ها "شروین نجفیان"، "مهراوه شریفی نیا"، "بابک بادکوبه" و "امیر عباس ستایشگر" هم بودن. "شروین نجفیان" با همون تیپ اتوکشیده و بچه مثبت "دزد عروسک ها" درش بود. "امیر عباس" هم پسربچه ی کوچولو بانمک و دوست داشتنی ای توی نمایش ها بود؛ که، به دلیل سن و سال کمتر از سایر بچه ها، همیشه توی نمایشا نقش بچه ی خونواده رو بازی می کرد. اون در نوروز 91 تو سریالی به نام "کارت زرد" هم بازی می کرد؛ که، البته خیلی بزرگ شده بود. این سریال مال آدم بزرگا بود و "شبکه ی تهران" می دادش. "مهراوه شریفی نیا" هم کوچیک بود و خیلی ناز صحبت می کرد. پسر دیگه ای هم بود؛ که، شبیه "شروین نجفیان" بود و کوچیکتر و به احتمال زیاد داداشش بود. تیتراژ این کار رو "رسول نجفیان" با صدای لوس و لایتچسبکی می خوند: "آی بزرگترا/ آی بزرگترا/ آهای پدرا/ آهای مادرا/ بشینید پای/ برنامه ی ما/ بشینید پای/ برنامه ی ما/ تا که براتون صحبت بکنیم/ از رفتاراتون/ از کاراتون، رفتاراتون/ با بچه هاتون." هر بچه ای یه نقشی رو بازی می کرد: یکی می شد "پدر خونواده"، یکی "مادر خونواده" و .... "رسول نجفیان" همچنین کارگردان هنری، نویسنده و آهنگساز برنامه هم بود. کارگردان تلویزیونی "شیرین جاهد" بود. ضمناً، خوب یادمون هست که این برنامه رو با "تئاتر نوجوان" و "قصه های کوچه ی ما" اشتباه نکنیم. اون برنامه، با اون دیوار خرابه ش، یه برنامه ی دیگه ای بود. این یکی خیلی شبیه به "رفتار با کودک" بود؛ اما، اون هم نبود؛ البته، شاید هم اسمش همین "رفتار با کودک" بوده یا سری دوم همین بوده. ضمناً مادر اصلی خونواده رو هم احتمالاً "فرنوش آل احمد" (؟) بازی می کرد و عینکی به چشم داشت. (سؤال من، "حمید"، "استاکر"، "بابک" و "نگین شوکتیان" و با تشکر از "کاوه".)
76. "مدرسه ی ما" ("ماجراهای مدرسه ی ما"؟): سریالی بود که درش چند تا بچه محله بودن و یکی از بچه ها "آرش میرحسینی" بود. "آرش میرحسینی" پسری لاغر و عینکی بود؛ که، گردن بلندی داشت و کمی شبیه به "علیرضا رضاییان"، بازیگر فیلم "رابطه"، بود. ماجراها حول و حوش مدرسه می گشت و سکانس ها تو "مدرسه ی مسعودیان" (روبروی "نمایشگاه" قدیم شهر تهران) ضبط شده بود و مستخدم مدرسه، زنده یاد "حیدری"، هم درش دیده می شد. یه قسمتش راجع به خرید از دستفروش کنار مدرسه بود. تو یکی دیگه از قسمت ها بچه ها تصمیم گرفتن پروژکتور بسازن. این کار رو کردن و در انتها برادر یکی از بچه ها تصمیم گرفت یه فیلم پروژکتور بیاره و اون رو توی مدرسه نمایش بدن؛ و جالب این که، این فیلم کارتون "سوپرمن" بود. این سریال سری دومی هم داشت؛ که، در کل سریالی دیگه شد. سری دومش ماجراهای دانش آموزای مدرسه ای پسرونه بود که نقش ناظم (معاون) مدرسه رو "جلیل فرجاد" بازی می کرد. یه قسمت پسرا دُور هم جمع شده بودن که تو زیرزمین خونه ی یکی شون یه آپارات رو به کار بندازن و به تموم بچه های محله شون فیلم نشون بدن. بچه های محل می یومدن، یه پولی می دادن و فیلم می دیدن. یه قسمت دیگه هم دانش آموزی بود که شبا تو خواب حرف می زد و یه شب مادرش؛ که، زنده یاد "ملیحه نیکجومند" (زنده یاد "شیده رحمانی") نقششو بازی می کرد، یواشکی صداشو ضبط می کرد و می بُرد برای آقای ناظم پخش می کرد. پسره در مورد موضوع بخصوصی تو خواب حرف می زد؛ که، ظاهراٌ باید به گوش آقای ناظم می رسید! سال 67 یا 68. (سؤال من، "استاکر" و "بابک"، "محمود"، "جانی جونز" و "هایدی".)
77. "نگاه کنید بچه ها، یه باغ وحشه اینجا": تیتراژش این جوری شروع می شد و گروه کُر می خوندن: "نگاه کنید، نگاه کنید، نگاه کنید، نگاه کنید بچه ها/ یه باغ وحشه اینجا/ یه باغ وحش زیبا/ بیایین بریم تماشا." اسم حیوون ها رو با خط نستلعلیق سفید رنگی می نوشتن و در هر اپیسود، دو یا سه حیوون به صورت شعرگونه معرفی می شدن؛ مثلاً، در مورد ببر، "حسین باغی" (؟) از زبون ببر و با صدای بم می خوند: "ببر بنگالم من/ تیز چنگالم من". قالب شعرها مثنوی بود. دهه ی 60 و همزمان با "ابر و باد و مه و خورشید". تهیه کننده: "ناهید شهابی".
78. "سفرهای بابا صفر": "بابا صفر" پیرمردی لاغر، عینکی، سیبیلو، میرزا قلمدون و شبیه "بهرام شاه محمدلو" بود؛ که، بچه ها رو به جاهای دیدنی و تاریخی ایران می بُرد. هر بار تو کادر کلی بچه (پسر؟) باهاش همراه بود. نحوه ی ظاهر شدنشون هم با ترفند ایست دوربین بود. دهه ی 60.
79. "هفت خوان": مسابقه ای شبیه به "هوشیار و بیدار"؛ که، "مهدی بهنام"، مجری چاق و عینکی "هوشیار و بیدار"، اینجا هم بود. شخصیت دیگری هم علاوه بر "علیرضا خمسه" و زنده یاد "محسن یوسف بیک" در این مسابقه بود؛ که، انسانی باستانی بود. ضمناً این مسابقه به هیچ وجه مانند مسابقه ای به همین نام برای بزرگسالان، ادبی نبود. در این مسابقه، بچه های شرکت کننده باید در طول مسیری، 7 مرحله رو طی می کردن و به سؤالات جواب درست می دادن. در این 7 مرحله یا "خوان" با حیوونایی مث گرگ و روباه و پرنده و ... روبرو می شدن که برای بچه ها معماهایی طرح می کردن. رو اعصاب ترین بخش کار هم حرکت های تکراری و بی مزه و کلیشه ای این حیوونا بود؛ برای مثال، گرگه دائم به چپ و راست حرکت می کرد و پرنده همین طور الکی و در جا بال بال می زد! بچه های شرکت کننده تو هر یک از مراحل که با جواب درست ردش می کردن، گردو جایزه می گرفتن و دست آخر، تعداد گردوها، نشون دهنده ی این بود که کدوم شرکت کننده برنده ی مسابقه ست. محصول استان هرمزگان. (سؤال من و "حمید".)
80. "بچه لاکپشت": فیلم کوتاه از چند پسر جوون و خز و خیل که شرط می بستن لاکپشتی رو با مشت بشکنن؛ اما، برادر کوچیکتر یکی از اونا که کلاه بافتنی زرد و کثیفی به سر داشت، لاکپشت رو می خرید و نجات می داد. فیلمبردار: "علیرضا رضایی". (سؤال من و "حمید".)
81. "عینک": فیلمی داستانی و تک قسمتی و شبیه "از نو بسازیم". داستان پسری بی سر و زبون و مظلوم به نام "محمود" که سر کلاس متوجه می شد چشماش ضعیفه و با باباش رفت پیش چشم پزشک و فهمید باید عینک بزنه؛ اما، وقتی اومد مدرسه، بچه ها اونو مسخره می کردن. اون هم دیگه عینک نزد؛ تا این که، یه روز از روی پله ها افتاد زمین و آسیب دید و بچه ها متنبه شدن و به اشتباهشون پی بردن. بچه ها موقع مسخره کردنش می خوندن: "محمود عینکی، میرزا قلمدون، اومد قند بخوره، افتاد تو قندون." پسره، "محمود"، شبیه پسر فیلم "رابطه" ("علیرضا رضاییان") بود. کارگردان و تدوینگر: "کیومرث پوراحمد"، نویسنده: "مسعود کرامتی"، مدیر تولید: "وحید نیکخواه آزاد". (سؤال من و "حمید".)
82. "تابستان سال آینده": سریالی چند قسمتی. بچه های دهی کوهستانی در هیجان برملا کردن راز غاری بزرگ در نزدیکی ولایت خود به سر می بردند؛ که، مردم ده اون رو شوم و دست نیافتنی می دونستن. نام غار، "غار دیلمان" بود و قهرمان فیلم، "ولی الله"، با بازی "محمد تقی بیرجندی" نوک زبونی (سین ها رو شین می زد) می گفت: "غار دیلمان طلسم شده. اینو همه می دونن." "ولی الله و خونواده ش تو روستایی کوهستانی زندگی می کردن. پدر این پسر، "آقا میر" نام داشت و بلد راه و راهنمای کوهنوردا بود و از این طریق معاش می کرد. نقشش رو هم "سیامک اطلسی" ("عزت اطلسی فر") بازی می کرد و نقش مادر هم به عهده ی "محبوبه بیات" بود. "ولی الله"؛ که، خیلی دوست داشت مثل پدرش بلد راه کوهستان بشه، تصمیم گرفت به تنهایی غار کوهستانی دیلمان رو فتح کنه؛ ولی، بخاطر بی تجربگی از کوه سقوط کرد، پاش شکست و پاش رو بستن (گچ گرفتن)؛ ولی، چون پاش بد و کج جوش خورده بود، مجبور شد با عصا راه بره و دیگه نمی تونست حتا به خوبی راه بره؛ چه برسه، به فتح غار. به اصرار "ولی الله" و با تلاشای پدربزرگش، زنده یاد "محرم بسیم" ("محرم علی بسیم")، "آقا میر"، بابای پسر، اونو به شهر و نزد دکتر برد و دکتر پای پسر رو مجدد عمل کرد تا بتونه درست راه بره؛ شبیه، "دنی" در "بچه های آلپ". تابستان سال بعد، "ولی الله"، پدرش و یک گروه کوهنورد حرفه ای به کوه رفتند و تونستند غار دیلمان رو فتح کنن و طلسم و تابوی غار هم شکست و دیگه کسی ازش نمی ترسید. پدربزرگ "ولی الله" به اون لقب "فاتح غار دیلمان" داده بود. سایر عوامل: کارگردان و تهیه کننده: "کیومرث پوراحمد"، نویسنده: زنده یاد "نادر ابراهیمی" ("منصور فرزانه") (با نگاهی به داستان "سختون"، نوشته ی "ناصر ایرانی")، مدیر فیلمبرداری: "حسین جعفریان"، فیلمبردار: "فرهاد صبا"، صدابرداران: "محمد حقیقی"، "فریدون خوشابافرد"، "محمد محمدی" و "حسین لنگرودی"، تدوین صدا: "محمد حقیقی"، سرپرست گویندگان: "فریدون دائمی"، سایر بازیگران: "محمد تقی بیرجندی"، "سیامک اطلسی" ("عزت اطلسی فر")، "محبوبه بیات"، "عبدالله یاقوتی"، "محمد ابهری"، "محمد بهادری" و "امیر عباس همایونی" و زنده یاد "محرم بسیم" ("محرم علی بسیم"). شامل 7 قسمت، با نام های: "طلسم شده"، "هیچ صعودی آسان نیست"، "تک رو"، "پا"، "چراغ قرمز"، "امروز برای فردا" و "گام اول". محصول: 1361، پخش: جمعه های سال 63. (سؤال من، "افشین"، "بابک"، "عسگر رضایی"، "ماریان" و "علی شیرازی".)
83. نمره ی انضباط، صفر (کلاس اول گیلاس) (؟): تک قسمتی از داستان پسری به نام "شامل"؛ که، خیلی بازیگوش بود و مدام باعث دردسر اولیای مدرسه می شد. مادرش هم "کتایون ریاحی" بود؛ البته، قیافه ش با "کتایون ریاحی" امروزی خیلی فرق داشت و کاملاً دهاتی، با بینی کشیده و بلند و کلاً زهلم گیتمیش بود. در نهایت، مدیر سختگیر مدرسه، با بازی "جهانگیر الماسی"، تو یه روز بارونی اون پسرو توی سیاه چال مدرسه (زیرزمین مدرسه) می نداخت؛ اما، باز هم فایده نداشت. بعد مدیر تصمیم گرفت از راه "تهنید" (هندونه زیر بغل زدن!) و کلیشه ی معروف مدرسه ها پیش بره؛ یعنی، اونو مبصر کلاسشون کرد؛ البته، اولیای مدرسه با این کار مدیر مدرسه مخالفت می کردن؛ اما، مدیر تصمیمش رو گرفته بود. "شامل" هم؛ که، مسؤولیتی رو به عهده ش گذاشته بودن، متنبه و منضبط شد و دست از کارهای بدش برداشت و از اون پس زندگی خوب و خوشی رو ادامه داد! تو این فیلم شعرهای قشنگی خونده می شد؛ از جمله: "ب با آ چی می شه؟ با با با می شه. با "د" چی می شه؟" یا شعر تیتراژ پایانیش که خیلی زیبا بود و بچه ها می خوندن: "یک و دو و سه و چار/ از خواب غفلت بیدار/ دو و سه و چار و پنج/ کار و کوشش را بسنج." احتمالاً فیلم از ساخته های "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" (؟) و کارگردانش هم "جهانگیر الماسی" (؟) بود. معروف ترین صحنه ش جایی بود؛ که، مادره ("کتایون ریاحی") تو حیاط نشسته بود و لباسا رو تو تشت می شُست و از دست بچه ش حرص می خورد. خونه شون هم یه سری راه پله با نرده ی آهنی داشت و مادره رو از نمای بالای راه پله ها و از لای نرده های آهنی نشون می داد که نشسته بود و داشت رخت چرک ها رو تو تشت چنگ می زد. (سؤال من، "نگین شوکتیان" و "هایدی".)
84. "مشق شب" (II): تک قسمتی از پدر کارمندی که برای گذران زندگی بعدازظهرها و شب ها سفارش هایی از شرکت ها می گرفت و با خط ریز تحریری خوش، نامه هایی رو با قلم خودنویس رونویسی می کرد. بعد از مدتی پدره در اثر شب بیداری ها و فشار زیاد به خودش، شب ها خواب آلود و کم کم بیمار شد. نقش پدر رو بازیگری لاغر و سبیلو و شبیه به شمالی ها بازی می کرد؛ که، توی فیلم کوتاه "دوچرخه" هم نقش بابای پسره رو به عهده داشت. بعد پسرش تصمیم گرفت با خط خوشی، که از پدرش به ارث برده بود، نامه نگاری ها رو ادامه بده تا به اون کمک کنه. پسر دوس نداشت کسی متوجه این موضوع بشه. اون شبا، بعد از این که پدره در کنار میز چوبی به خواب می رفت، کار اون رو ادامه می داد؛ اما، تو تحصیل و مدرسه اُفت کرد. روزها خواب آلود بود و در نهایت، مدیر مدرسه نزد پدر شکایت و پدر، پسرش رو تنبیه کرد. بعدها وقتی پدر فهمید پسره شب بیداری و رونویسی می کنه تا پدر شغلشو از دست نده، شرمنده شد و اونو بخشید و "از اون پس سال های سال به خوبی و خوشی زندگی کردن"! فضای سرد فیلم و بازی بازیگرها، بیانگر سختی های زندگی در خونواده ای شریف و زحمتکش بود. صداهای فیلم هم صداهای سرصحنه ای بود. این فیلم از روی یکی از قسمت های "بچه های مدرسه ی والت" ساخته شده بود. ضمناً این "مشق شب" با "مشق شب" (I) ساخته ی زنده یاد "عباس کیارستمی" نباید اشتباه بشه. (سؤال من، "نگین شوکتیان"، "حمید" و "59".)
85. فیلم کوتاه و تک قسمتی از پسری که تازه روزه گرفتنو یاد گرفته بود. بین روز مدام وسوسه می شد روزه شو بخوره. چشمش به بچه های کوچیکی می افتاد که دستشون خوراکی بود یا هوس می کرد بره کمی آب بخوره. یه صحنه هم نشسته بود تو پارک و رو چمنا به درختی تکیه کرده بود و با وسوسه و هوس زیاد به گزی که با دو تا دستش گرفته بود جلو صورتش نگاه می کرد و آب دهنشو قورت می داد. بالأخره نتونست به وسوسه ش غلبه کنه و گز رو خورد. شب در حالی که پدرش با عبایی روی دوش نشسته بود تو حیاط، کنار حوض، رادیو روشن بود و "محمد رضا شجریان" می خوند: "این دهان بستی، دهانی باز شد". پدر هم این شعرو زمزمه می کرد و مادر داشت افطاری آماده می کرد؛ اما، پسر با ناراحتی و وجدان درد، تو اتاقش یه گوشه کز کرده بود و خجالت می کشید افطار کنه. نقش بابای پسره رو "عباس علی پور" ("منوچهر علی پور") بازی می کرد. (سؤال "هایدی".)
86. فیلم کوتاه و تک قسمتی از پسربچه ای دانش آموز که یه عالمه خودکار داشت و همه بهش مشکوک بودن و براشون سؤال شده بود که این از کجا وُسعش می رسه این همه خودکار رنگارنگ بخره. دوستاش فکر می کردن اون دزده! اما، آخر معما حل می شه و مشخص می شه بابای پسره رفتگر شهرداری و خودکارایی رو که پیدا می کرده و قابل استفاده بودن، می شُسته و به پسرش می داده. (سؤال "سَم".)
87. فیلم کوتاه و تک قسمتی از پسربچه ای مدرسه ای و شیطون که همیشه مشقاش پخش و پلا بود و مدام هم مشقاشو می ذاشت برای دقیقه ی 90 و صبح زود، قبل از رفتن به مدرسه، با لباس مدرسه و کنار سفره ی صبحونه اونا رو می نوشت. یه بار کنار سفره و سر مشق نوشتن خوابش می برد و تو خواب می دید که سر هر کدوم از مشقاش بلایی اومده و همه دارن ازش شکایت می کنن: یکی آبگوشتی شده، یکی روش چایی ریخته و .... با یکی از قسمت های "قصه های تا به تا" ("زی زی گولو") اشتباه نشه. پسره تو خواب ناظمشون رو هم می دید که با لباسی عبا مانند کُپه ای کاغذ جلوش خالی می کنه و می گه: اینا کاغذاییه که هر کدوم بوی غذایی رو می ده؛ مثل، آبگوشت یا نون و پنیر! آخه، همون طور که گفتیم، پسره همیشه کنار سفره مشقاشو می نوشت. در نهایت، پسره از خواب پا می شد و طبق معمول، متحول می شد و تصمیم می گرفت دیگه از این کارا نکنه. (سؤال من، "سَم" و "هایدی".)
88. "محاکمه ی سارا": فیلم کوتاه و تک قسمتی بسیار شبیه به کار بالایی؛ منتها، به جای پسر، دختری بازی می کرد با بازی "سارا سلطانی"، دختر "جهانبخش سلطانی"؛ که، اسمش تو فیلم هم "سارا" بود. "سارا" دختر بی نظمی بود که درس نمی خوند و مدام باباشو می خواستن بره مدرسه. یه شب خواب دید و خودشو تو فضایی مه آلود و جنگل مانند تو خواب می دید که یه سری بشقاب بودن؛ که، داخلشون چیزی شبیه به حلوا بود و نمره های درس های این رو با اونا نوشته بودن. دست آخر هم توسط لوازم التحریر محاکمه می شد. سارا طبق معمول، بعد از دیدن این خواب متحول و بچه ی خوبی شد. (سؤال "سَم" و "هایدی".)
89. فیلم کوتاه و تک قسمتی از پسربچه ای مدرسه ای که عشق خواب بود و همیشه تا دقیقه ی آخری که فرصت داشت می خوابید و به هیچ شکلی نمی تونست خودشو صبح زود از رختخواب جدا کنه و بره مدرسه. از دست مادرش هم کاری ساخته نبود و هر چی صداش می کرد، فایده ای نداشت. خلاصه، هر روز، دقیقه ی نود، با استرس از جا می پرید و دنبال وسایلش، این ور و اون ور اتاق می گشت و با عجله راهی مدرسه می شد. طبق معمول کلیشه های تکراری، جورابش هم داخل یخچال بود. بالأخره تصمیم گرفت راه حلی پیدا کنه و ساعت زنگداری رو بالای سرش می ذاشت تا بیدارش کنه؛ اما، ساعت هم هر چقدر زنگ می زد، فایده ای نداشت. کل فیلم، صدا زدن های مادره بود، با صدایی جیغ جیغو و زشت، نشون دادن عقربه های ساعت دیواری که به صاعت 8 صبح نزدیک و نزدیک تر می شدن، اینسرت هایی از چشمای بسته ی پسره زیر پتو، تصاویری از پسر که شتابزده دنبال وسایل و جوراباش می گشت و یه صحنه ی بیرونی که پسر بین جماعتی ایستاده بود و زنجیر پاره کردن پهلوونی رو بین حلقه ی مردم تماشا می کرد. (سؤال من و "هایدی".)
90. جُنگی به کارگردانی "ایرج طهماسب" (؟) معروف به "سیب زمینی پشندی"؛ که، از قسمت های زیادی ساخته شده بود: پلاتوهاش رو "سیب زمینی پشندی" و مجری، که "اکبر رحمتی" بود، بازی می کردن و این سیب زمینی پشندی که عروسکی تنپوش، زشت و با لب های شتری، آویزون، زشت و با حالت غمگین بود و رو تنش خال و جوونه هم داشت، از گونه ی سیب زمینی های پشندی بود که سیب زمینی های استانبولی (یه به گفته ی اون عروسک، "سیب زمینی اسلامبولی") به سرزمین اون تجاوز کرده بودن و این می خواست به جنگ با اون ها بره تا خودش و سایر همگونه هاشو از این فرار و آوارگی نجات بده. زنده یاد "علی سخاوت زاهدی" هم یکی از آیتم هاش رو به عهده داشت و کاراکتری به نام "آقا نبات" رو بازی می کرد؛ بدین ترتیب که، میکروفونی به دست روی سن می رفت و با همون ساعت مچی فلزی و معروفش؛ که، همیشه به دست داشت، از بچه های حاضر تو جشن، که خیلی هم زیاد بودن، سؤال و تو همون شلوغی، مسابقات شادی رو اجرا می کرد. یه قسمتش هم پادشاهی ظالم بود؛ که، طبق کلیشه های همیشگی و نخ نما، مردم علیهش قیام می کردن و پیروز می شدن! کارها خیلی حرفه ای نبود؛ اما، جالب بود. سرود هم داشت. سرودهایی دسته جمعی بود. گروه سرودی که برخلاف گروه های سرود اون سال ها؛ که، همه شق و رق و اتو کشیده بودن و همه دست هاشون پشت سرشون بود، سینه شون جلو و چونه هاشون بالا، افراد این گروه هر کدوم جایی نشسته بودن و پیرهن هاشون هم تیره نبود؛ تک رنگ سفید، آسمانی یا کِرِم رنگ، بود. پیرهنشون هم توی شلوارشون بود، نه روی اون و کلاً خیلی شیک و باکلاس بودن. همه ش هم به همدیگه نگاه می کردن و گاهی لبخند می زدن یا می خندیدن. سرودهاشون هم اینا بود: "یک تکه ابر بودیم/ بر سینه ی آسمان/ یک ابر خسته ی سرد/ یک ابر پُر ز باران/ خورشید گرممان کرد/ باران شدیم، چکیدیم/ با قطره قطره بر خاک/ از آسمان رسیدیم/ صد جوی کوچک از ما/ بر خاک شد روانه/ از دشت ها گذشتیم/ رفتیم (این تیکه با تأکید بنا می شد و درست در این لحظه دوربین می رفت روی صورت پسرک سیزده، چارده ساله ای که انصافاً خیلی خوشگل و شبیه ایتالیایی ها بود (dark, tall, and handsome)؛ که، طبق گفته ی دوستمون، "امیر ارسلان رومی"، این پسر "رامتین محسنی" نام داره!) شادمانه/ با هم شدیم یک رود/ رودی بزرگ و زیبا/ غرنده و خروشان/ رفتیم به سوی دریا/ دریا چه مهربان بود/ آبی و لبریز از آب/ رفتیم تا رسیدیم/ پیروز شد انقلاب." یه شعر دیگه ی این گروه این بود: "کی بود، کی بود که پرسید/ تو دل هاتون چی دارید؟/ صد تا ستاره داریم/ ابر بهاره داریم/ با چشمامون شهرو چراغون می کنیم/ دنیا رو ما ستاره بارون می کنیم/ کی بود، کی بود که پرسید/ رو لب هاتون چی دارید؟/ شکوفه های فریاد/ شعار جنگ و جهاد/ شکوفه ها وا می شه روی لب هامون/ پر از عطر شکوفه می شه دنیامون/ کی بود کی بود که خندید؟/ احوال ما رو پرسید؟/ بیا که دوست مایی/ هرکی و هر کجایی." (اینجا بود که افراد گروه دست هاشون رو به حالت "بیا، بیا" تکون می دادن.) و یه جا هم می خوندن: "تفنگمو بر می دارم/ پا رو رکابش می ذارم/ سوار اون می شم من/ می رم به جنگ دشمن." یه سرود انفرادی (سولو) هم بود؛ که، پسرکی زیر 10 سال با چشای خواب آلود می خوند: "گنجیشک ناز و زیبا/ که می پری اون بالا/ بال و پرت به رنگ خاک/ دلت مهربون و پاک/ به من بگو/ وقتی که پر کشیدی/ بابام رو تو ندیدی؟/ دیدمش از اینجا رفت/ اون بالا بالاها رفت/ پیش ستاره ها رفت/ یواش و بی صدا رفت/ ستاره آی ستاره/ پولک ابر پاره/ خاموشی یا می تابی؟/ بیداری یا که خوابی؟/ به من بگو/ وقتی که خواب نبودی/ بابام رو تو ندیدی؟/ دیدمش از اینجا رفت/ اون بالا بالاها رفت/ از اون طرف، از اون راه/ رفته به خونه ی ماه/ ماه سفید تنها/ که هستی پشت ابرا/ نقره نِشون کهکشون/ چراغ سقف آسمون/ به من بگو/ وقتی که نور پاشیدی/ بابام رو تو ندیدی؟/ همین جا پیش من بود/ نموند و رفت زودِ زود/ ...". خاطره انگیزترین ویدئوکلیپ این گروه سرود، اونی بود که اعضای گروه توی برف بازی می کردن و به سمت هم گلوله برفی پرتاب می کردن و می خندیدن. و در نهایت، یه بخش نمایشی هم داشت؛ که، آدم هاش ماسک داشتن با گریم های عجیب و غریب و همه ش جنگ و درگیری بود. توی لباس هاشون هم یه ورق تخته ای بود؛ که، وقتی نیزه می خورد، خیلی تابلو بود. آخر نمایش هم چند نفر آدم بزرگ با یه بچه، که از توی صندوق بیرون می یومد و کمی شبیه کوچیکی های "سپهر آزادی" بود (اما، اون نبود و به احتمال خیلی خیلی زیاد پسرک کوچولو و بامزه ی "ق مثل قلقلک" بود؛ که، میز اول و کنار "اسد محب اهری" می نشست)، می خوندن: "دیدی که چطو شد؟/ دیدی که چطو شد؟ به تن جامه ی نو شد/ هی هی/ هی هی/ هنگامه ی نو شد." یکی دیگه از شعراشون این بود: "آی بچه ها، آی بچه ها/ شنبه روز کاره/ روز تلاش و کوشش/ ...." دهه ی فجر سال 66. (سؤال من، "بهرام" ، "شروین"، "افشین"، "حمید"، "امیر ارسلان رومی"، "سَم"، "ارین گرل"، "محمود"، "59" و "حمید اسلوین".)
91. "عید دیدنی": شبیه "تخم مرغ رنگی من" و یه سال نوروز قبل یا بعد این بود. شاید هم سری دوم اون برنامه بود (؟). خونواده ای روباتی سخنگو داشتن که بسیار شبیه "کوکی"، روبات "هوشیار و بیدار" بود. شاید هم خود همون بود (؟). روی روبات دوبلور حرف می زد و موقع حرف زدن چشماش خاموش و روشن می شد. اینجا هم "علی عمرانی" پدره بود و "امید آهنگر" پسره. نوروز اواخر دهه ی 60.
92. "ساعت" (؟): تک قسمتی. دو پسربچه ی دبستانی ده، دوازده ساله که طبق معمول، یکی فقیر بود و تو درسا قوی و یکی پولدار و بازیگوش و ضعیف تو درس. یه بار زرنگه رفت خونه ی پولداره که تو درسا کمکش کنه. خونه ی اون ها، خونه باغی به جامونده از دوره ی قدیم و خیلی بزرگ و درندشت بود. اون روز ساعت گرون قیمت پسر پولداره گم و پسر فقیره به دزدی متهم می شد. بیشتر هم مادر پسر پولداره (با بازی "محبوبه بیات" (؟)) بود که سوسه می یومد و پسر فقیره رو دزد خطاب می خوند و اون قدر این کارش رو ادامه داد که این دو دوست با هم قهر کردن؛ اما، آخر فیلم که تو یه روز پاییزی شاخه های خشک یکی از درختای قدیمی باغ پسر پولداره رو، که کنار حوض بزرگی بود، می بُریدن، اون ساعت از تو لونه ی کلاغی پیدا می شد. و وقتی پسر متموله خوب فکر می کرد، یادش می یومد که اون روز برای شستن دستاش ساعت رو از دستش درمی آورد و کنار لبه ی حوض می ذاشت و یادش می رفت که اونو برداره. باغبون و مستخدم خونهه زنده یاد "حسین کسبیان" بود که وقتی ساعت پیدا می شد، سری به علامت خیلی فهمیدن تکون می داد و از اون نگاها می کرد که عاقل اندر. پسر متموله هم متنبه می شد و به دلجویی از دوستش می رفت و از دلش درمی آورد و دوستی شون سال های سال به خوبی و خوشی و گل و بلبل ادامه می یافت. برگرفته از داستان "ساعت طلا"ی "محمد رضا سرشار" ("محمد رضا رهگذر). دهه ی 60. (سؤال من، "حمید"، "بهرام"، "افشین" و "59".)
93. "تپلی": سریالی با بازی "علی عمرانی". دهه ی 60.
94. نمایش های موزیکال اصفهان؛ که، روی سن اجرا می شد و دخترا و پسرای کوچیک با شعر، در قالب مثنوی، و با صدای ضرب و با لهجه ی اصفهونی نمایش هایی رو اجرا می کردن؛ مثلاً، پیرزنی خونه رو جارو می کرد و با ضرب شعر می خوند و گاهی بین هر دو مصراع کمی وای میستاد تا صدای ریتمیک ضرب واضح تر شنیده شه. بیشتر ضرب ها به وزن "یکصد و بیست و سه، صد، صد و بیست و سه" و "بله و بله، بعله دیگه" زده می شد. (با کسب اجازه از "دلشدگان" زنده یاد "علی حاتمی".)
95. "شاهدان کوچک": به کارگردانی "غلامرضا رمضانی" و با بازی "عنایت شفیعی" (با اون چشم دریدن های همیشگیش!)، "ابراهیم آبادی"، "رضا کیانیان" و زنده یاد "عزیز هنرآموز". موضوعش هم فعالیت نوجوانان در زمان انقلاب 57 بود. محصول 1368. (سؤال "عسگر رضایی".)
96. "ورزش، بازی، شادی": برنامه ای برای تشویق بچه ها به ورزش. شعر تیتراژش گروه کُر به حالت کشیده می خوندن: "ورزششششششششش، بازیییییی، شادیییییی". بعد صدای سوت داور می یومد و ریتم شعرش تندتر می شد: "ورزش کنیم/ بازی کنیم/ در زنگ ورزش/ شادی کنیم". باز بین این مصراع ها صدای سوت داور می یومد. مجری جوون، خوش تیپ و قدبلندی هم داشت که ریش و سبیلشو می زد و دائم لباس ورزشی می پوشید و موقع گفتن پلاتوها، به عمد خالی هم می بست. تو صحبتاش، تکیه کلامش وقت خالی بندی ها این بود: "تازه این که چیزی نیست!" موهای کم پشت و تُنُکی هم داشت و کمی شبیه "رضا جاودانی" بود. سال 69 یا 70.
97. "روز امتحان": تک قسمتی. دو دختر همکلاسی بودن: یکی شون سبزه، لاغر، قد بلند، با چشمای درشت و مشکی و برق دار و جنوبی الاصل. اون یکی سفید، تپل، قد کوتاه، با چشمای ریز و رنگی و بی حال و شمالی الاصل. اینا تو آبادان با هم دوست و همکلاسی بودن. یه روز که امتحان ریاضی داشتن، دختر سبزهه اومد دنبال دوستش تا برن امتحان بدن. توی راه مدرسه داشتن جدول ضربو به صورت آواز می خوندن و می رفتن؛ که، پیکانی به دختر جنوبیه زد. راننده ی پیکان، به کمک دوست شمالیه، اونو به بیمارستان بردن و طبق معمول پَرَستاره بهشون دلداری داد؛ که، چیزی نیست؛ البته، دختر جنوبیه به امتحان نرسید. سکانس آخر، دختر شمالیه اومد سر جلسه و طبعاً دیر کرد؛ اما، خانوم معلمش بهش گفت آروم بشینه و برگه شو جواب بده. دختر؛ که، می خواست جواب امتحانو بده، همه ش می دید باد پنجره ی کلاس رو باز و بسته می کنه و همه ش کابوس شب گذشته ی امتحان ریاضی یادش می یومد و می ترسید؛ چون، شبیه به این صحنه رو دیشب خواب دیده و از ترس از خواب بیدار شده بود. آخر سر هم بلند شد و پنجره رو بست و با خیال راحت امتحان داد و "همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد"! موسیقی بندریش با ملودی "دودوتا، چارتا" کار "محمدرضا علیقلی" بود؛ که، وقتی دختربچه ها داشتن تو راه مدرسه با یونیفرم های مدرسه جدول ضرب رو تمرین می کردن نمود بیشتری داشت. دهه ی 70.
98. "آقای جورواجور": "فرهاد تجویدی" که تو برنامه های خردسال بعدازظهر با خانم مجری متبسمی به نام "خانم معلمی" برنامه اجرا می کرد. "خانم معلمی" در واقع "فریده معلمی" و جزو اولین مجری های خندون و گشاده رو در دهه ی 70 بود، که دیگه از سخت گیری های دُگم دهه ی 60 داشت کم کم کاسته می شد. سال 70 یا 71 (؟) (سؤال من و "هایدی".)
99. "نگاه کن دوباره": مجموعه ای در مورد مشاغل و کارهای روزمره ی مردم که شعر تیتراژش این بود: "به کارهای مردم/ نگاه کن دوباره". بعدازظهرای جمعه های سال 70 یا 71 و متفاوت با مجموعه ی "دوباره نگاه کن". (سؤال "هایدی".)
100. مجموعه ای تئاتری و تولید استان فارس؛ که، یک سال، تابستون داده شد. ماجراهاش تو دادگاهی می گذشت، با متهم و قاضی و بیشتر زبون طنز داشت. قاضی همیشه دادگاه رو با این جمله شروع می کرد: "جلسه ی امروز ما/ یه بار دیگه رسمیه/ قاضی کجاست؟/ متهم این میون کیه؟". این مجموعه همزمان با برنامه ی بزرگسالان "فراتر از دوهزار" پخش می شد. (سؤال "هایدی".)
101. "اینجا کودکستانه": با اجرای "فردوس حاجیان" ("عمو فردوس") و آموزش به کودکان پیش دبستانی. دهه ی 70. (سؤال "هایدی".)
102. "مداد جادو": تک قسمتی. دختری که همه ش املاشو کم می گرفت و باباش براش مدادی خرید؛ که، تهش کله ی عروسک دختر کوچولویی بود؛ که، گاه زنده می شد و با دخترک داستان صحبت می کرد. بعد باباهه بهش گفت این مداد جوابا رو درست می نویسه؛ به شرط این که، هر کلمه ای رو که می خوای بنویسی، چند بار توی گوش این عروسک بگی و بنویسی. دختر هم فکر کرد اون مداد جادوییه و این طوری بود که املاش خوب و همه ش 20 می شد. تا این که یه روز مدادشو سر جلسه ی امتحان گم کرد. تیتراژش با مدادی شروع می شد که تهش عروسکی بود و همه ش این ور و اون ور می رفت. نقش دختره رو "سارا سلطانی" و نقش باباشو هم، بابای واقعیش، "جهانبخش سلطانی"، بازی می کردن. دهه ی 70. (سؤال "حمید"، "بابک" و "هایدی".)
103. سریالی مناسبتی ماه رمضون؛ که، معمولاً برنامه ی کودک بعدازظهر رو زودتر از روزای معمول می دادن تا با مراسم اذون تداخل نداشته باشه. حدود ساعتای سه و نیم، چهار بعدازظهر، سریالی بود که خانومی جدی و بداخلاق، شوهر چاقش رو "شادزی" صدا می زد. او به خوبی نقش مادری جدی، منضبط، عبوس و بداخلاق رو بازی می کرد. این خانوم زنده یاد "پروین ابراهیمی" بود و همون سال ها هم فوت کرد. کارگردان: "مجتبی یاسینی". (سؤال "هایدی".)
104. فیلمی تک قسمتی و کوتاه از بابایی که به پسر دبستانیش که تنبل و تجدیدی بود، قول داد که اگه اون سال شاگرد اول بشه، واسه ش دوچرخه بخره. پسره هم درس خوند و شاگرد اول شد؛ اما، اوضاع باباهه به هم ریخت و کلی شرمنده شد. باباهه چون بی پول بود نمی تونست قولشو ادا کنه. پسره صبح ها چایی شیرین با پنیر می خورد و به جای شکر، چایی شو با خاکه قند شیرین می کرد و این خاکه قند کلیشه ای شده بود برای نشون دادن وضع معیشتی داغون خونواده ها اون زمونا. باباهه هم تیپ معمول کارمندی بود: لاغر، کچل، کت و شلواری، تو سری خور، سبیلو و داغون خلاصه. (سؤال من و "حمید".)
105. فیلمی تک قسمتی و کوتاه از پسری که کیفی جدید (و احتمالاً آهنگ دار؟) می خرید و وقتی می رفت دستشویی مدرسه، دوستش هم از کیف خوشش می یومد و اونو می دزدید. (سؤال "حمید".)
106. "بچه های دریا" ("اَتو و مَتو"؟): دو برادر جنوبی به نام های "اَتو" و "مَتو"؛ که، مثل همه ی بچه های جنوبی عشق رفتن به دریا رو داشتن و مادرشون هم باز مثل تموم مادرای کلیشه ای جنوبی، با دریا رفتن این دو مشکل داشت و باز طبق معمول همیشه، این دو پسر، کار خودشون رو می کردن! ضمناً این دو برادر، به شدت خیالباف بودن و یکی از قسمتاش در مورد "گرگور" بود. "گرگور" تور گردیه شبیه به توپ؛ که، با اون ماهی شکار می کنن. موسیقی بندریش به احتمال خیلی زیاد کار "محمد رضا علیقلی" بود. دهه ی 70.
107. برنامه ای حدود 10 الی 12 قسمتی با بازی کارگردانی "سعید آقاخانی". "سعید آقاخانی" بود و 5 تا عروسک انگشتی؛ که، تو 5 دقیقه ی اول انگشتی بودن و تو بقیه ی داستان بزرگ می شدن. این عروسک ها دو تا برادر بودن با یه خواهر؛ که، موهای چتری و کاموایی داشت و لباس صورتی و روسری قرمز می پوشید. پدر و مادر هم بودن. داستان از این قرار بود که "سعید آقاخانی" داشت با این 5 تا عروسک برای بچه ها "لی لی لی حوضک" رو اجرا می کرد که این عروسک ها جون می گرفتن و بزرگ می شدن. شعر تیتراژش این جوری بود: "این ورمون یه کوه/ اون ورمون یه رود". بعد دخترکی که سوار تاب بود، با صدای نازک و آرومی می خوند: "دنیای ما خیالی/ بًه، چه قشنگ و عالی/ توش پُر شور و شادی/ از غم و غصه خالی." بعد در ادمه برای برادر کوچیکه می خوند: "دیو سیاه های می کِشه/ دیو سفید هوی می کِشه/ شیشه ی عُمر اون دو تا/ می شکنه زود و دود می شه". (سؤال "حمید")
108. "مشاعره": با اجرای دکتر "اسماعیل آذر"؛ که، فک می کنم اون موقع هنوز دکتراشو نگرفته بود و دکوری ساده؛ که، ایشون وسط و پشت میزی چوبی می نشست و دو گروه شرکت کننده در سمت چپ و راست و مشاعره شروع می شد. اوایل دهه ی 80.
109. "ماه شب چهارده": سریالی 10 قسمتی از ماجرای "حسن عباسی"، معلم کاریکاتور شهر ماسوله، که می خواست به بچه های دهکده کاریکاتور یاد بده؛ ولی، آدمای سنتی دِه این کار رو بد و مسخره کننده می دونستن. نویسندگان: "محمد علی طالبی" و "محمدرضا کاتب". کارگردان: "محمد علی طالبی". بازیگران: "صدف قلی زاده"/ دخترکی کوچیک، زیبا، ریزنقش، کم حرف، سفیدپوست و نقش اول داستان، "شیرین بینا" ("شیرین صدق گویا")/ مادر دخترک، "مریم بوبانی"/ پیرزن دستفروشی؛ که، گاری هم داشت، زنده یاد "کیومرث ملک مطیعی"/ سرایدار مدرسه و یکی از مخالفین سرسخت کاریکاتور، "امیر دژاکام"/ مدیر چاپخونه؛ که، در نهایت کتابی از این معلم چاپ کرد. قسمت های اول، زنده یاد "کیومرث ملک مطیعی" با این معلمه به شدت درگیر بود. یکی از قسمتاش هم "صدف قلی زاده" به "مریم بوبانی" می گفت می خواد عکسشو بکِشه و اون هم آروم می ایستاد و این بهش می گفت "آفرین دختر خوب!" معلمه هم الاغ داشت و طرز حرف زدنش شبیه "رسول نجفیان" بود. زمستان 84.
110. "نم نم بارون": قصه هایی از "زهرا سعیدی" که خودش هم راوی قصه ها بود و هم به شیوه ی بازی در بازی، تموم نقش ها رو رو به دوربین های مختلف خودش بازی می کرد. گاهی برای این که نشون بده آدم دیگه ایه، شبیه زنده یاد "حسن نیرزاده" کلاهی به سر می ذاشت و از این کارها. تیتراژ آخرش هم دو ورژن شعر "بارون می یاد" بود، یکی کند و یکی تند و ریمیکس. تابستان 85.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأربعاء سبتمبر 14, 2016 6:01 pm

126. مسابقه ای با شرکت دو گروه شرکت کننده؛ که، هر دو گروه شامل دوقلوها بودن. دهه ی 70. (سؤال "هایدی".)
127. "این طرف دیوار کیه؟ اون طرف دیوار کیه؟": مسابقه ای که مجریش پسر جوونی بود که با عروسک کرم سبز و قلمبه ای اجرا می کرد. تو هر مسابقیه، نوجوونی دعوت می شد تا با 20 سؤال بتونه حدس بزنه اون طرف دیوار کیه و اون طرف هم یکی از دوست ها یا آشناهای مهمون مسابقه بود. یه بار دختر جوونی مهمون برنامه بود و با دیدن همشاگردی قدیمیش، خیلی هیجان زده شد و زد زیر گریه. (سؤال "جانی جونز".)
128. "صد سال به این سال ها": کارگردان: "بیژن صمصامی". بازیگران: "خسرو احمدی"، "محسن قاضی مرادی"، "رابعه اسکویی"، "امیر بنایی"، "افشین سنگ چاپ"، "مارال موسوی"، "شهاب عباسی"، "بهروز عباسی"، "محمد رضا علیمردانی"، "وحید فارسی"، "منصور غنی جاهد"، "سیامک فرامرزیان" و "عبدالله کریمی". اواسط دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
129. "فرزندان ایران": کارگردان: "امیر سماواتی". بازیگران: "اکبر رحمتی"، "عباس محبی"، "محمد کدخدایی"، "مرتضی تبریزی"، "اسفندیار یگانه"، "علی صادقی"، "همون هدایتیان"، "شکوفه طاهری"، "ابوالفضل ریاحی"، "ماندانا آشنایی" و "لیلا رحمت آبادی". اواسط دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
130. "الفبای 2000 ساله": بازیگران: زنده یاد "احمد آقالو"، زنده یاد "رضا خندان"، "مهتاب نصیرپور"، "نگار عابدی"، "فریده سپاه منصور"، "علیرضا فولادشکن"، "اشکان اشتیاق"، "علیرضا رییسی و "آرش فصیح". محصول 1370. (سؤال "عسگر رضایی".)
131. "یک درس کوچک": بازیگران: "کاوه آهنگر" و "غزل مهدوی". محصول 1370. (سؤال "عسگر رضایی".)
132. "خانه ی ما" (I): کارگردان: "مجتبی یاسینی". بازیگران: زنده یاد "جمیله شیخی"، زنده یاد "مهری ودادیان"، "آزیتا صالحی"، "جلیل فرجاد"، "مونا غمخوار"، "وحید شیخ زاده"، "حمید یزدانی"، "ماندانا اصلانی"، "محمد یگانه"، "امیر نیکیار"، "نوید حکیمی"، "سیاوش گرجستانی"، "سودابه گرجستانی"، "میترا توکلی"، "محمود حقانی"، "علی صالحی"، "رضا بی طرفان"، "حسین داداش پور"، "مهتاب رسولی"، زنده یاد "پروین ابراهیمی" و "امید صداقت". موسیقی: "محمد میرزمانی". "مونا غمخوار" و خونواده ش مستأجرهای زنده یاد "مهری ودادیان" بودن تو یه خونه ی قدیمی و زنده یاد، دختربچه رو "نخودچی" صدا می زد. صبح های جمعه ی 1376. (سؤال "عسگر رضایی" و "هایدی".)
133. سریالی مناسبتی ماه های رمضون به کارگردانی "مجتبی یاسینی". بازیگر پسرش، پسری بود که در سریال "خانه، محله، مدرسه" نقش "سینا" رو داشت و شبیه "محمد رضا فروتن" بود؛ اما، اینجا پسری یتیم و فقیر بود. نقش بابا رو "خسرو شجاع زاده" و نقش مامانشو هم "الیزا جوهری" بازی می کرد. (سؤال من و "هایدی".)
134. "بیا بیا تا بدونی": کارگردان: "جمشید کلانتری". بازیگران: "عباس ظفری"، "جهانگیر طاهری"، "محمود احمدی" و "سمیرا کارگزار". سال 1378. (سؤال "عسگر رضایی".)
135. "عید اومد، بهار اومد": کارگردان: "فرشته صدر عرفایی". بازیگران: "مهرداد نظری"، "سیامک انصاری"، "بهراد خرازی"، "بهاره ذبیحی"، "امیر غفارمنش"، "آتنه فقیه نصیری" و "کامبیز امینی". نوروز 78. (سؤال "عسگر رضایی".)
136. "رنگ، رنگ، از همه رنگ": کارگردان: "مجید رزاز". بازیگران: "مجید رزاز"، "پری کربلایی"، "مریم قربانی"، "محمد رضا گوهرمنش"، "پرتو نیلی پور"، "فروغ میرفندرسکی" و "آرمین ابراهیمی". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
137. "صدای صنوبر": کارگردان: زنده یاد "شاپور قریب". بازیگران: "مجید مظفری"، "کتایون ریاحی"، "صدیقه کیانفر"، زنده یاد "فرهاد خانمحمدی"، "مهری امیرحسینی"، "فرزانه هدایتی" و "حنانه صفوت". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
138. "مسافری از اعماق": بازیگران: "علی قربان زاده"، "شیوا بلوریان"، "رابعه اسکویی"، "محمود بصیری" و "مجید مشیری". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
139. "گل سرخی برای داوود": کارگردان: "محمد رحمانیان". بازیگران: "رضا بابک"، "فریده سپاه منصور"، "یوسف تیموری"، "اکبر گل محمدی"، "فرید محمودی" و "فرهاد نوروزی". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
140. "عروسک مادربزرگ": کارگردان: "مجتبی یاسینی". بازیگران: "اسماعیل محرابی"، "فرنوش آل احمد"، "صدیقه کیانفر"، زنده یاد "فاطمه طاهری"، "امیر نیکیار"، "اکبر قدمی"، "مانیا بنی هاشمی"، "مونا غمخوار" و "سعید نوراللهی". تدوین: "مجید میرفخرایی". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
141. "قصه ی اسباب بازی ها": کارگردان: "جمشید کلانتری". بازیگران: "محمد شیری"، "علی عمرانی"، "مینا نوروزی فر"، "مجید علم بیگی"، "هنگامه اباذری"، "حسین رفیعی"، "حمید پیشقدم"، "غلامرضا بنفشه خواه"، "کاوه آهنگر"، "پویا کرمی" و "آیدا تبیانیان". اواخر دهه ی 70. (سؤال "عسگر رضایی".)
142. "بابانقلی اومده": با بازی "علی فروتن". زمستان 75. (سؤال "ملودی".)
143. "گربه جُله و آقا پسر": گربه ای آسمون جُل شبیه به "گربه ی آوازه خوان" که با "سعید آقاخانی" همبازی بود. عروسک گردان: "لادن رضاجویی"، نویسنده: "حسن لطفی زاده" ("حسن لطفی") و "کامبوزیا پرتوی"، تهیه کننده: "مرتضی متولی" و کارگردان: "فرشته صدر عرفایی". نوروز 77. (سؤال من و "عسگر رضایی".)
144. "خانه ی نیکو": کارگردان: "مسعود کرامتی". بازیگران: "محمود جعفری"، "سهیلا عزیزی"، "محمود بصیری"، زنده یاد "سروش خلیلی"، "غلامحسین شاهوردی"، "مریم سعادت"، "غلامحسین بهرامی"، "افسانه ناصری"، "زهره صفوی"، "علی شریفیان"، "ایمان شریفیان"، "شهرام قائدی" ("ابراهیم قائدی")، "فلور نظری" و "امیر نوری". محصول 1379. (سؤال "عسگر رضایی".)
145. "آی آدم ها": کارگردانان: "محمد حسین پور" و "جهان خادم". بازیگران: "بهزاد خداویسی"، "داریوش مؤدبیان"، "زهرا سعیدی"، "ژاله علو"، "احمدرضا اسعدی"، "مجید مشیری"، "محمد نجفی"، "عباس کاظمی"، "محمد کیانی"، "حسین رستمیان"، "جمال جاودانی"، "حسین مقدم"، "اسماعیل اسدی"، "نادر دهستانی"، "مهین حبیب بیگی"، "نونا آقاکثیری"، "فائقه برهانی"، "حسین منفرد"، "تقی هاجری"، "زهرا موسوی"، "محسن عاصفی"، "حسین مددی مهر"، "راحله کریمی"، "حسین بیدار"، "زهرا مفرد"، "زهرا آزاد"، "علی کابر مرادی"، "محمود غزنوی"، "محمد قاسم نیا"، "جواد محمدیان"، "زهرا زینلی"، "محمود مقدم"، "حسین تمجیدی"، "مسعود حسن پور"، "تقی جعفری"، "حسین حامد"، "مصطفی شفیعی"، "ایرج ناجی"، "طاهره عادلی"، "رینب یوسفی"، "علی سعیدی"، "محمود بهرام پور"، "مهدی انصاری"، "رسول هنرور"، "مرتضی ده دولانی"، "حجت باقری"، "احمد حسین زاده"، "ناهید حیدری"، "محمود نصرتی"، "مهدی مجیدی"، "عباس علی عنبری"، "سام سیدی"، "امیر کفشدار"، "شهرام ظلی تبار"، "حسن هادی"، "محمد تجندی"، "اصغر سجادی"، "سعید تقی زاده"، "فروزان آرتمند"، "علیرضا روزی تبار"، "معروف قربانی"، "حسن زارعی"، "احمدعلی صبوری"، "حسین حامد"، "پروین احکامی"، "ایران برادران"، "رضا خیابانی"، "رضا محمودزاده"، "رضا کاظمی"، "حمید میرزائی"، "اعظم فراوانی"، "اسماعیل اردکانی"، "محمود مقدم"، "فریبا نوربخش"، "طیبه رحمانی"، "خلیل دادگر"، "امیر عباس زاده"، "عطا میرسعیدی"، "حسین یوسفی"، "حمید عزیزی"، "فرزانه زینلی"، "مریم قربانی"، "رضا انصاری"، زنده یاد "ابوالفضل سپهر" ("بهزاد سپهر")، "رسول شیرزاد"، "جعفر حسینی"، "اکبر دهقان"، "مسعود حریمی"، "غلامرضا دلاوری"، "حسین حدادیان"، "حسین عطار"، "محمدرضا آزاد"، "جعفر حسینی"، "مهدی شمس"، "اکرم کفشدار طوسی" و " شاهپسند طاهری". محصول 1379. (سؤال "عسگر رضایی".)
146. "یاس های کوچک": کارگردان: "حمید بهمنی". بازیگران: "جهانبخش سلطانی"، "اسرافیل علمداری"، "سیروس صابر"، "توران قادری"، "افشین نخعی"، "ماشاءالله شاهمرادی زاده"، "آذر سلیمی"، "مهناز سرمدی"، "میترا تبریزی"، "پیام مهرنوش"، "حسین فرضی زاده"، "مسعود اصفهانی"، "محمد موسوی فر"، "میلاد حسن خانی"، "سعید آقائی"، "پیمان برخورداری"، "محسن محمدقلی"، "کورش نبی زاده"، "مرتضی رحمانی"، "محبوبه محبوب"، "بهروز پیروزیان"، "اکبر غفاری"، "ژانت وسکانیان"، "سورن مناچکانیانی"، "فرهاد سهرابی"، "منصور صالحی"، "علی بخشنده پور"، "حسین حسینی"، "حسن عرب زاده"، "افسانه شبان زاده"، "امیر تجربه"، "سیف الله مقدسی"، "حسین پیرایش"، "مصطفی سهرابی"، "حمید منصوری آقازاده"، "علی دیانت خواه"، "حسین نیکخواه"، "فرشید حاج کاظمی"، "آرش سهرابی"، "ایمان یزدی"، "حسن آب پیکرانی"، "هلال فیلی"، "حسن دوستی"، "هلیا حریریان"، "حمید سهرابی"، "امیرحسین حسن خانی"، "میثم کدخدا"، "محمد نیکخواه" و "محسن دیزجی". محصول 1379. (سؤال "عسگر رضایی".)
147. "حرف آخر": کارگردان: "هومان فاضل". بازیگران: " علی نکته سنج"، "هومن پزشکی"، "محمد فریدان"، "بردیا اسماعیل لو"، "پارسا طلایی اصل"، "سیروس تقی نژاد"، "معصومه اسکندری"، زنده یاد "محمود بنفشه خواه"، "احمد بهروزی"، "علی گلزاده"، "ابوالقاسم محمدطاهر"، "منوچهر بهروج"، "امان الله رحیمی"، "حشمت آرمیده"، "رضا حافظی"، "بهروز قادری"، "آرش دادگر"، "سعید فروتن"، "محسن شرافتی"، "رضا کریمی عراقی"، "حسن علی کرمی"، "محسن دستمردی"، "فرج الله مشهدی" و "زینب ترابی آذر". محصول 1379. (سؤال "عسگر رضایی".)
148. "قصه های اردو": کارگردان: "حسن جاویده". بازیگران: " فخرالدین صدیق شریف"، "جواد شیدائیان"، "امید متقی"، "محمد جواد حق یار"، "مرضیه کرم زاده"، "زیبا پروانه زاد"، "زهرا رحیمی"، "لیلا حبیبی"، "مژگان جودکی"، "سایه افتخاری"، "سمیه رحیمی"، "ناهید اسدی"، "الهام کتال"، "مریم نادری"، "عطیه کوزه کنانی"، "الهام غلامی"، "فائزه عباسی"، "مریم افتخاری"، "آرزو حبیبی"، "لیلا میرجانی"، "امیر حسینی"، "یوسف قربانی"، "سمانه باقری وشنوئی"، "مینو خلیل خانی"، "مهناز رضازاده"، "نصیر رجب پور"، "رضا رحمتعلی"، "رضا هاشمی" و "حامد اسدیان". محصول 1380. (سؤال "عسگر رضایی".)
149. "مهمانان مادربزرگ": کارگردان: "امیر فیضی". بازیگران: "آتوسا گودرزی"، "شهاب عباسی"، "هادی کاظمی" و "بردیا ملکی". محصول 1382. (سؤال "عسگر رضایی".)
150. "دوباره بهار": تک قسمتی و مناسبتی روز مادر. با بازی "شیرین پورمختار" (در نقش "النا")، "مارال اقدم"(در نقش "ایزت") و "سارا امینیان"(در نقش "بهار"). پخش مجدد: بهار 86.
151. "به دنبال مامان": تک قسمتی از خواهر و برادری که می خواستن برای بابای زن مُرده شون، زن پیدا کنن. با بازی "کیمیا مکاری"/ "تینا"، "علی لطیفی"/ داداش، "فرید قبادی"/ باباهه و "بهاره نامجو"/ عمه. کارگردان: "سعید قاسمیان"، محصول زنجان. تابستان 86.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف Emiliano في الأربعاء سبتمبر 14, 2016 6:02 pm

ب) لیست سفید (برنامه های کودک کشف شده/ آرشیو)

1. همون طور که در مقدمه ی "لیست سیاه" هم اشاره شد، فهرست برنامه های کودک کشف شده، یا به عبارتی همون "آرشیو"مون، "لیست سفید" نامگذاری شده.
2. پیدا شدن اسم و عکس، به معنای تموم شدن کار نیست. بچه های "تیک" همیشه به دنبال آپدیت و تکمیل کردن آرشیوشون هستن. مترجما می گن "ترجمه ی نهایی وجود نداره"، ما هم می گیم "عکس نهایی وجود نداره"!
3. "لیست سفید" خارجی چند تا استثنا هم داره؛ که، تعدادشون بسیار کم بوده ن؛ و درنتیجه، ازشون چشم پوشی شده. این کارتون ها و برنامه ها شامل اون هایی می شه که هم ازشون نام دقیق خارجی داریم و هم نام فارسی و هم عکس؛ اما حتا، تو اینترنت ازشون عکس اریجینال پیدا نمی شه (حداقل تا به امروز)؛ و درنتیجه، ما از تلویزیون یا مانیتور عکس گرفتیم یا عکسشونو کپچر یا اسکن کردیم و اونا رو "سفید" شمردیم. این مشکل برمی گرده به کشور سازنده ی اون کارتونا؛ که، در زمینه ی اینترنت و عکس ضعیف عمل کرده ن؛ مثل، اکثر ساخته های استرالیا، کانادا، ترکیه و .... بذارید چند مثال بزنم: "بیلی" (Billy)، "مسافران زمان" (Albert Says)، "زیگ و زاگ" (Zig And Zag Wonder Why) و .... از این کارتون ها تا به امروز هیچ عکسی تو اینترنت پیدا نمی کنید؛ مگه این که، بچه های "تیک" ازشون عکس گذاشته باشن.





الف: لیست سفید برنامه های خارجی:

آماده نیست.



ب: لیست سفید برنامه های داخلی:

این لیستی از اکثر برنامه های کودک ایرونی بعد از انقلاب تا 01/01/1392ه. چرا این تاریخ؟ باید سطور اول نوشته های بنده در بالا رو بخونید.

از تموم موارد زیر به جز موارد مشخص شده، عکس داریم و این عکس ها به طریقه های مختلفی توسط دوستان تهیه شده (اسکن، سرچ، کپچر و ...). دوستان زیادی در این زمینه به ما کمک کرده ن؛ که، برای جلوگیری از اطاله ی کلام، اسمشون رو ذکر نکردیم و فقط می تونم بگم در همین جا از همه شون متشکریم؛ بخصوص، از "اسمم" عزیز؛ که، با در اختیار گذاشتن کلیپ های نایاب از برنامه های ایرونی، در تهیه ی بسیاری از این نام ها کمکمون کرد.

موارد استثنای "لیست سفید"؛ که، ازشون عکس توضیحات داریم و نه عکس واقعی، اینا هستن؛ که، به زبون ساده تر توی "لیست سیاه" قرار می گیرن:


1. آفتاب، گندم، آب
2. آیا این طور بهتر نیست
3. از همه رنگ
4. بابابزرگ و ترب
5. باغ
6. بچه ها ورزش
7. پونه و پوپک
8. جمعه با شما
9. خانه ی پدری
10. ده سؤال، ده جایزه
11. کودک و سوانح
12. گرایش
13. گل اومد
14. ماجراهای همسایه های روبرو
15. مجله ی نوجوان
16. مکینه
17. یک، دو، سه، زنگ مدرسه






لیست سفید برنامه ها و کارتون های ایرانی:

1. 1، 2، 3
2. 1 تا 5
3. 30 یا سی
4. 1445
5. آب (I)
6. آب (II)
7. آب، آب، زندگی (I)
8. آب، آب، زندگی (II)
9. آب پریا
10. آبنبات تلخ
11. آتش در خرمن
12. آجیل عید
13. آخرین آبادی
14. آخرین روز تابستان
15. آخرین سیب
16. آخرین گام
17. آدم برفی
18. آدمک کارتونی
19. آدیا
20. آرزو
21. آرزوهای شیرین زبان
22. آرزوی پردردسر
23. آرزوی زاغ ها
24. آزاده ی قهرمان
25. آزادی آمریکایی
26. آستانه
27. آسمون ریسمون
28. آشپز کوچولو
29. آفتاب مهتاب
30. آفتاب، گندم، آب
31. آفتابگردون
32. آقا جون سلیمون
33. آقا کوچیک
34. آقای آگاه
35. آقای حسابی
36. آقای خوش خیال
37. آقای رایا
38. آقای شاه
39. آلبوم تمبر
40. آمد بهاران
41. آن روی سکه
42. آن شب در قطار
43. آنچه باقی می ماند
44. آواز گنجشک ها
45. آیا این طور بهتر نیست
46. ابر و باد و مه و خورشید
47. ابراهیم در گلستان
48. اتاق نگار
49. اتل متل
50. اتل متل تماشا
51. اتل متل توتوله (I)
52. اتل متل توتوله (II)
53. اثاث خانه
54. اجازه خانم، اجازه
55. اچی و مچی
56. اخبار جوانه ها
57. از قلم شما
58. از مدرسه تا مدرسه
59. از نو بسازیم
60. از همه رنگ
61. استاد همه چی دون
62. اسرار اتاق آبی
63. اشاره ها
64. اعتراض حیوانات
65. افسانه های ایرانی (I)
66. افسانه های ایرانی (II)
67. افسانه های زیبا
68. افسانه های ملل
69. افسانه ی 98
70. افسانه ی آرش
71. افسانه ی پهلوان روشن
72. افسانه ی دو برادر
73. افسانه ی شکفتن
74. افسانه ی شهر عجیب
75. افسانه ی صمد
76. افسانه ی گل نور
77. افسانه ی ماردوش
78. اکسیژن
79. اگر من بزرگ بودم
80. الاغ و آواز خوش
81. السون و ولسون
82. المپیک
83. النگ و دولنگ
84. الو، الو، من جوجوام
85. اما بعد
86. امروز و فردا
87. امروز و فردا، ماجراهای نوروزی
88. امید و دوستان
89. امیدها و نجواها
90. امیدهای تازه
91. انتخاب برتر
92. انقلاب از مدرسه
93. انگشتر سحرآمیز
94. اورژانسی ها
95. اورنگ و بهرنگ
96. اولین روزی که بزرگ شدم
97. ایران تا ثریا
98. این آرمیتاست
99. این چیه
100. این سه نفر
101. اینجا پرنده بود
102. اینو شنیدی
103. با بچه های مدرسه
104. با ما بیا
105. با ما کاش باشی
106. با مشاهیر
107. با هم
108. با هم بخندیم
109. بابا باران
110. بابابزرگ و ترب
111. باباش و داداش
112. بادکنک سفید
113. باز مدرسم دیر شد
114. بازارچه ی عامو
115. بازگشت
116. بازی
117. بازی با حروف
118. بازی با دایره ها
119. بازی با کلمات
120. بازی بزرگان
121. بازی خونه
122. بازی مداد
123. بازی های سنتی
124. بازی، شادی، تماشا
125. باشو، غریبه ی کوچک
126. باغ
127. باغ رنگارنگ
128. باغ ستاره
129. باغ شادونه
130. باغ کجا، طویله کجا
131. باغ میوه
132. بانی و نانی
133. ببین و بگو (I)
134. ببین و بگو (II)
135. بچه جان حرف مادرت بشنو
136. بچه ها بیاین تماشا
137. بچه ها بیدار، بچه ها هوشیار
138. بچه ها تئاتر
139. بچه ها جدول
140. بچه ها، خبر
141. بچه ها سلامت باشید
142. بچه ها مدرسه
143. بچه ها مواظب باشید
144. بچه ها ورزش
145. بچه ها وقت بازیه
146. بچه های آسمان
147. بچه های ابری
148. بچه های اروند
149. بچه های بندر
150. بچه های بوستان
151. بچه های بهشت
152. بچه های تابستان
153. بچه های دهکده
154. بچه های راه آهن
155. بچه های شهر خرم
156. بچه های شیرکوه
157. بچه های صبح
158. بچه های عروسکی
159. بچه های مدرسه ی همت
160. بچه های وشان
161. بدوک
162. برای فردا
163. برده رقصان
164. برکه ی دوستی
165. برگ سفید
166. برنامه ی خردسالان شبکه ی دو
167. برنامه ی خردسالان شبکه ی یک
168. برنامه ی کودک شبکه ی دو
169. برنامه ی کودکان و نوجوان شبکه ی یک
170. برنده به جا
171. بز بز قندی (I)
172. بز بز قندی (II)
173. بزرگ مرد کوچک
174. بشین، پاشو، بخند
175. بلندگوهای افسانه ای
176. بوبو
177. بوستان دوستان پورنگ
178. بوستان سعدی (I)
179. بوستان سعدی (II)
180. بوسه بر آسمان
181. به آینه نگاه کن
182. به به، بهاره
183. به ترتیب قد
184. به چه فکر می کنی
185. به رنگ زیتون
186. به رنگ صدف
187. به سوی نور
188. بهار
189. بهار آمد
190. بهار بهار
191. بهار مهربانی
192. بهار نارنج
193. بهارک و رؤیا
194. بهاری شو
195. بهترین بابای دنیا
196. بهشت
197. بی احتیاطی
198. بید و باد
199. بیست (I)
200. بیست (II)
201. بیشتر توجه کنیم
202. بیکار نمی توان نشستن
203. پا برهنه
204. پاتال و آرزوهای کوچک
205. پاداش
206. پادشاه یک ساله
207. پاشو پاشو کوچولو
208. پاگرد
209. پالیز
210. پای دوستی
211. پای صحبت های بابا علی
212. پایان کودکی
213. پاییز گرم
214. پاییزه
215. پدرام و پدربزرگ
216. پدربزرگ
217. پدربزرگ گمشده
218. پر آبی قصه
219. پر سیاه، کلاغ سیاه کوچولو
220. پرپرک
221. پرستاران کوچک
222. پرستو
223. پرنده ی کوچک خوشبختی
224. پرواز دوباره
225. پرواز سپید
226. پسر بابا
227. پسر ترکمن
228. پسر کوزه گر
229. پسران عاقل
230. پسرعموها
231. پسرک
232. پسرک نقاش
233. پسری که کوچک شد
234. پشت صحنه
235. پلاتو های شبکه ی دو
236. پلاتو های شبکه ی یک
237. پلکان
238. پله پله
239. پلیس آسمانی
240. پلیس کوچولو
241. پنجره
242. پنجره های شادی
243. پود
244. پونه و پوپک
245. پویا کوچولو
246. پهلوانان
247. پیر وفا
248. پیرزن و گاو
249. پیرمرد و پرنده
250. پیک بچه ها
251. پیک سپید شادی
252. تا حضور
253. تابستان شاد
254. تابستانه
255. تار و پود
256. تارزن و تارزان
257. تازه وارد پردردسر
258. تازه ها
259. تبر
260. تپه ی عقاب ها
261. تجربه
262. تخته ی سیاه و سفید
263. تخم مرغ رنگی من
264. تداوم زندگی
265. ترافیک
266. ترانه های اتل متل
267. تربچه و خاله نگار
268. ترس و لرز
269. ترمه طلا
270. ترمه، ترنج، گل افشان
271. تصمیم کبری
272. تعطیلات پرماجرا
273. تعطیلات تابستانی
274. تق تق
275. تقی جان
276. تکبال
277. تکه ای از آسمان
278. تلاش
279. تلافی
280. تلویزیون کابلی بچه ها
281. تماشاخانه ی ایران
282. تمیز باش، عزیز باش
283. تنبل قهرمان
284. تنور طلایی
285. توپ، شوت، شیشه
286. توپ طلایی
287. تورنگ و پورنگ
288. تئاتر نوجوان
289. تیک تاک
290. جادوی فیزیک
291. جام فینگیل ها
292. جامانده
293. جایزه
294. جزیره ی جادو
295. جزیره ی چالاک
296. جستجو
297. جشن تولد انقلاب
298. جشن خاطره ها
299. جشن فجر
300. جمعمون جمعه
301. جمعه با شما
302. جمعه به جمعه، خونه به خونه
303. جنگ آفتاب
304. جنگ پرواز
305. جنگ زنگ بیداری
306. جنگل آباد
307. جنگل دره ی سپید
308. جنگل سبز
309. جنگل ما
310. جوجه، جوجه طلایی
311. جوجه های بازیگوش
312. جوجه های کاغذی
313. جورواجور
314. جیب جیب
315. چاق و لاغر
316. چاق و لاغر و مأمور سوم
317. چرا سگ ها از گربه ها متنفرند
318. چراغ جادوی گمشده
319. چراغ های خاموش
320. چرخ، چرخ، عباسی
321. چرخ و فلک
322. چرخ و فلکی
323. چرخونک
324. چشم بلبلی
325. چشم تنگ دنیادوست
326. چشم، چشم، دو ابرو (I)
327. چشم، چشم، دو ابرو (II)
328. چشمه ای که به دریا پیوست
329. چکمه
330. چل تیکه و حرف های تازه
331. چمدان
332. چوپان ابرها
333. چوپان دروغگو
334. چون باادب و تمیز باشی، نزد همه کس عزیز باشی
335. چون یکی کودک بودن
336. چهار فصل من
337. حدس بزن چه کسی برای عید می آید
338. حرفه ها
339. حسرت
340. حسگر
341. حسن آقا و آقا عمو
342. حسنک
343. حقیقت پنهان
344. حکایات سعدی، شیرین تر از قند
345. حکایات شیرین
346. حکایت مرد و دریا
347. حکایت های کمال
348. حلقه
349. حنا
350. حواستو جمع کن
351. حیوانات
352. حیوانات میوه ای
353. خاتون
354. خاطرات جنگ (I)
355. خاطرات جنگ (II)
356. خاطرات رمضان
357. خاطرات کودکی من
358. خاطرات یک الاغ مهربان
359. خاکستر و پروانه
360. خاله بهار و بابا برفی
361. خاله قورباغه
362. خاله قورباغه و آقا پسر
363. خانواده ی خوب ما
364. خانواده ی عجیب
365. خانواده ی غول های چراغ جادو
366. خانواده ی من
367. خانه، محله، مدرسه
368. خانه ی آبی
369. خانه ی اسرارآمیز
370. خانه ی پدری
371. خانه ی دوست کجاست
372. خانه ی عروسک
373. خانه ی عروسک ها
374. خانه ی کوچک ما
375. خانه ی کوچک من
376. خانه ی ما (II)
377. خبرچین
378. خبرنامه
379. خبرنگار
380. خرچنگ و ماهیخوار
381. خروس نگو، یه ساعت
382. خروس و روباه
383. خط خطی
384. خلیج فارس
385. خمره (I)
386. خمره (II)
387. خواب زمستانی
388. خواب های دنباله دار
389. خواجه نصیرالدین طوسی
390. خواهران غریب
391. خودم، من خودم
392. خورشید
393. خورشید خانم سلام
394. خورشید مال کیه
395. خوشحالی
396. خونه ی خاله کدوم وره
397. خونه ی عامو
398. خونه ی گل بابا
399. خونه ی گلپر اینا
400. خونه ی لالا پر
401. خونه ی مادربزرگه
402. خونه ی مامان گلابی
403. داداشی ها
404. داستان راستان (I)
405. داستان راستان (II)
406. داستان زال
407. داستان مشاهیر
408. داستان نامه
409. داستان های امیر علی
410. داستان های تقی
411. داستان های شاهنامه
412. داستان های شنیدنی
413. داستان های کوشا و نیوشا
414. داستان های مثنوی
415. داستان هایی شیرین تر از عسل
416. داستانک
417. دالی
418. دانا و توانا
419. دانستنی های رایانه
420. دانشمندان بزرگ
421. دایی جان و جان دایی
422. دختر دانا
423. دختر من
424. دخترانه
425. دخترک ابری
426. در آرزوی مهربانی
427. در تکاپوی معنا
428. در خانه
429. در میان آفتاب
430. درخت بخشنده (I)
431. درخت بخشنده (II)
432. درخت سیب (I)
433. درخت سیب (II)
434. درون و برون من
435. دره ی شاپرک ها
436. دره ی هزار فانوس
437. دزد عروسک ها
438. دزدان حیله گر
439. دس دسی صداش می یاد
440. دست من
441. دست های طلایی
442. دست های من و بابام
443. دستکش ها
444. دفترچه ی نقاشی های من
445. دکمه ها
446. دلاوران خلیج فارس
447. دلبندم
448. دم زری
449. دندان درد
450. دنیای اسباب بازی ها
451. دنیای شادی ما
452. دنیای شگفت انگیز حمید
453. دنیای شیرین
454. دنیای شیرین دریا
455. دنیای هیجان انگیز کار
456. دو دو تا
457. دوباره نگاه کن
458. دوچرخه
459. دوچرخه ی مقرراتی
460. دوست
461. دوستان جنگل
462. دوستان جنگل 3
463. دوستان خوب
464. دوستان دریایی
465. دوستانه
466. دوستی
467. دوقلوها
468. دویدن برای پشیمانی
469. ده سؤال، ده جایزه
470. دهاتی و دزدها
471. دهقان فداکار
472. دهکده ی بزا بزا
473. دیدی بود
474. دیدی تونستم
475. دیو چو بیرون رود
476. رابطه
477. راز باغچه
478. راز جنگل شفا
479. راکون ها
480. راوی کوچک
481. راهپیمایی
482. رایا کوچولو
483. رخت عید
484. رز سرخ
485. رستم و اسفندیار
486. رستم و برزو
487. رستوران جنگل
488. رسیدیم و رسیدیم
489. رضا کوچولو
490. رفتگر
491. رفوزه
492. رنگ، رنگ، از همه رنگ
493. رنگ کودکی
494. رنگ ها
495. رنگوارنگ
496. رنگین کمان
497. روایت نیکان
498. روباه و کلاغ
499. روباه و گوریل
500. روز پدر
501. روز کودک و تلویزیون
502. روز مادر (I)
503. روز مادر (II)
504. روزنه ی اسرار
505. روزهای آرزو
506. روزهای بزرگ
507. روزهای رادیو
508. روزهای مدرسه
509. روزی بود، روزی نبود
510. روزی روزگاری شاه آباد
511. روستای ما (I)
512. روستای ما (II)
513. رهایی
514. رهایی از زمین
515. زاغچه ی کنجکاو
516. زاغی زیرک
517. زباله دان تاریخ
518. زبر و زرنگ
519. زمین آسمانی
520. زمینی
521. زنده باد دست و پای خودم
522. زنده باد میهن
523. زنگ اول، زنگ دوم
524. زنگ بچه ها
525. زنگ بهار
526. زنگ تخیل
527. زنگ سوم
528. زنگ مدرسه
529. زهره و زهرا
530. زیر گنبد کبود (I)
531. زیر گنبد کبود (II)
532. سارا به کلاس اول می رود
533. سارهای مهاجر
534. ساز دهنی
535. ساز و کار
536. سازش
537. سال نو، سال تو
538. سامی و دوستان
539. سبزتر از بهار
540. سپید پررنگ
541. ستاره های 1 تا 6
542. سر خط
543. سر شکسته
544. سرخابی ها
545. سرزمین آرزوها
546. سرزمین توپک ها
547. سرزمین حیوانات
548. سرزمین رؤیاها
549. سرزمین زیبای ما
550. سرزمین زیتون
551. سرود
552. سرود بچه های آباده
553. سرودها
554. سرودهای زندگی
555. سرودهای هفته
556. سفر به سرزمین اعداد
557. سفر به سرزمین دور
558. سفر جادویی
559. سفرنامه ی امیر محمد
560. سفرهای خالخالی و خانم جان
561. سفرهای دانا
562. سفرهای دور و دراز
563. سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن
564. سفری با پرفسور جوتفات
565. سلام
566. سلام بهار
567. سلام و صبح و مدرسه
568. سلامتی چه خوبه
569. سلول های خاکستری
570. سمندون
571. سنجاب مهربون، مهربونی زیباست
572. سنجاب و دوستان
573. سنجاب ها
574. سنجد کجاست، خبر دارین
575. سنجد و بچه های این محله و اون محله
576. سنجد و دوستان
577. سنگان
578. سه بچه خرگوش
579. سه تا بچه
580. سه شنبه ی آخر
581. سهم
582. سیاه پرنده
583. سیب، سنجد، سمنو
584. سیب خنده
585. سیر تا پیاز
586. سیر و سرکه
587. سین پسر و آق بزرگ
588. سین جیم
589. سینمای کودک (I)
590. سینمای کودک (II)
591. شاخه نبات
592. شاد و شادان
593. شادونه در سرزمین دونه ها
594. شاگرد اولی ها
595. شاهزاده ی سرزمین آلان
596. شب بخیر بچه ها
597. شب های بمباران
598. شب های شیرین
599. شب های ململی
600. شبکه ی کودک
601. شجاع مرد کوچک
602. شجاعان
603. شجاعان جنگل
604. شرم (I)
605. شرم (II)
606. شغل دوست داشتنی من
607. شکرستان
608. شکوفه های بهاری
609. شما و آقای بهتر
610. شمشاد شجاع
611. شنگول آباد
612. شنگول و منگول (I)
613. شنگول و منگول (II)
614. شهر آفتاب
615. شهر بادکنک ها
616. شهر بستنی ها
617. شهر پرستوها
618. شهر قشنگ
619. شهر کودکان
620. شهر موش ها
621. شیب تند
622. شیب تند 2
623. شیر و هیزم شکن
624. شیرهای آلواتان
625. شیرین تر از کلاغ پر
626. شیش تاییا
627. شیشه ی شکسته
628. شیطنت
629. صبح بخیر بچه ها
630. صبح بخیر کوچولو
631. صبح روز بعد
632. صد سال به این سال ها
633. صدف و مروارید
634. صفحه ی دو
635. صندوق پست
636. صندوقچه ی هدهد
637. صندوقخانه
638. صیام و تیام
639. ضرب المثل های فارسی
640. طاهر و نویسنده
641. طرحی نو دراندازیم
642. طریق مهر
643. طلوع
644. طنزهای طلایی
645. طنزهای عروسکی
646. ظلم شاهان
647. عابر پیاده
648. عاشورا
649. عباس قلی خان دوم
650. عبور موقت
651. عجب اشتباهی
652. عروسک آرزو و دینگا لینگا دیلینگ دیلینگ
653. عزیز خانم
654. عسل آباد
655. عسل ها و مثل ها
656. عسلک
657. عصر بخیر بچه ها
658. عصر جدید
659. عطر و گلاب بپاشید
660. عکاس خانه (I)
661. عکاس خانه (II)
662. علامت سؤال
663. علی کوچولو
664. علی و دنی
665. علی و غول جنگل
666. عملیات فاو
667. عمو پورنگ
668. عمو سیبیلو
669. عمو نوروز
670. عیاران
671. عید آمد، بهار آمد
672. عیدانه
673. غروب روزهایم
674. غنچه های امید
675. غوره
676. فداکاری
677. فردا که بهار آید
678. فرستاده ای از 1404
679. فرش سپید
680. فریاد اشک
681. فرفری یه کم کوچیک بود
682. فسقلی و پدربزرگ
683. فقط 20
684. فوق برنامه ی عمو پورنگ
685. فری فضایی
686. فیتیله
687. فیتیله ی 2
688. فینگیل
689. ق مثل قلقلک
690. قاب هنر
691. قاصدک
692. قاطینگا و پاتینگا در شهر
693. قاضی باهوش
694. قامت خمیده
695. قرمزی، ماهی شگفت انگیز
696. قصه قصه
697. قصه ها و اندرزها
698. قصه ها و پندها
699. قصه های بابا
700. قصه های بازار
701. قصه های ببری و آقا جون
702. قصه های بهلول
703. قصه های بی بی خانوم
704. قصه های بی بی و بابا
705. قصه های پدر و پسر
706. قصه های تا به تا
707. قصه های جنگ
708. قصه های چمنزار
709. قصه های حسنی
710. قصه های خاله عنکبوته
711. قصه های دهخدا
712. قصه های دیار شیرین
713. قصه های رمضان
714. قصه های روباه
715. قصه های ریزه میزه
716. قصه های شب چله
717. قصه های شبانه
718. قصه های عمو نوروز
719. قصه های عمه خورشید
720. قصه های غزاله
721. قصه های فضول ترک
722. قصه های قلقلی و قلک
723. قصه های کتاب
724. قصه های کوچه ی ما
725. قصه های کهن (I)
726. قصه های کهن (II)
727. قصه های کیارش
728. قصه های لاک پوش
729. قصه های مادربزرگ (I)
730. قصه های مادربزرگ (II)
731. قصه های مادربزرگ و بوبونی
732. قصه های ماندگار
733. قصه های ماه
734. قصه های مثنوی (I)
735. قصه های مثنوی (II)
736. قصه های مجید
737. قصه های مزرعه
738. قصه های ملل
739. قصه های من و پوتی
740. قصه های موش نمکی
741. قصه های مهمان مادربزرگ
742. قصه های نقلی
743. قصه های هفته
744. قصه ی بهار
745. قصه ی پنج انگشت
746. قصه ی شهر کارستان
747. قصه ی ما مثل شد (I)
748. قصه ی ما مثل شد (II)
749. قصه ی من و دوچرخه ی بابام
750. قطار آن شب
751. قطعه ی گمشده (I)
752. قطعه ی گمشده (II)
753. قلب های مهربان، دست های کوچک
754. قلعه ی زمان
755. قلعه ی سرخ
756. قلقلی در سرزمین قلک ها
757. قله ی دنیا
758. قلی و گلی
759. قند تلخ
760. قورباغه ی سبز
761. کارآگاه لطفی
762. کاردستی
763. کارگاه خصوصی من
764. کاروان آفتاب
765. کاش و کاشکی
766. کاشی 313
767. کاغذک
768. کاغذهای رنگی
769. کافه ی سپید
770. کاکلی
771. کاوشگران نوجوان
772. کتابخانه ی کوچک من
773. کرم اندازه گیر
774. کشتیبان ایرانی
775. کفش کتانی
776. کلاغ ها
777. کلاغه می گه
778. کلاه
779. کلاه قرمزی 88
780. کلاه قرمزی 90
781. کلاه قرمزی 91
782. کلاه قرمزی 92
783. کلاه قرمزی و پسرخاله
784. کلاه قرمزی و سروناز
785. کلاه نجات
786. کلید
787. کلیله و دمنه
788. کنسرت حشرات
789. کو، کو، قصه ی امروز کو
790. کوچولوها
791. کوچولوی سیاه
792. کودک شاعر
793. کودک و اشغالگر
794. کودک و سرباز
795. کودک و سوانح
796. کودکانه
797. کودکی بزرگان
798. کودکی یک نویسنده
799. کیسه ی برنج
800. گجامبا
801. گرایش
802. گربه های هاجر
803. گربه ی آوازه خوان
804. گرداب سکندر
805. گردان آبنبات چوبی
806. گردن دراز
807. گردنه
808. گردو
809. گروه امداد جنگل
810. گزارش
811. گل اومد
812. گل برار
813. گل خورک و اسب پارچه ای
814. گل گندم (I)
815. گل کندم (II)
816. گل کندم (III)
817. گلباران (I)
818. گلباران (II)
819. گلنار
820. گنج امیر
821. گنج مثنوی
822. گنجشک و فیل
823. گنجشکک اشی مشی
824. گوسفند بلا
825. گوگوجی
826. گیوه های قلی
827. لاکی جون
828. لاکی و دوستان
829. لباسی برای خدمت
830. لحظه ها
831. لحظه های آشنا
832. لحظه های سبز
833. لحظه ی قاصدک
834. لذت دانایی
835. لوبیای سحرآمیز
836. لی لی حوضک
837. ما خونه نیستیم
838. ما می توانیم
839. ما و شما (I)
840. ما و شما (II)
841. ماتاتا
842. ماجراهای 5 انگشت
843. ماجراهای آفتاب و عزیز خانم
844. ماجراهای آنی و مانی
845. ماجراهای آنی و نانی
846. ماجراهای الک و دولک
847. ماجراهای امیر کوچولو
848. ماجراهای این و اون
849. ماجراهای بابک و نقاشی هایش
850. ماجراهای برفک
851. ماجراهای بهادر
852. ماجراهای بهمن و بختک
853. ماجراهای تاکسی نارنجی آقا جمال
854. ماجراهای جیرجیر و جانا
855. ماجراهای جمال و کمال
856. ماجراهای چموش و خموش
857. ماجراهای حاکم و حاتم
858. ماجراهای خانه ی ما
859. ماجراهای روباه و خروس
860. ماجراهای ساده
861. ماجراهای شهرک ترافیک
862. ماجراهای غنچه و خال جون کوکب
863. ماجراهای فیل کوچولو
864. ماجراهای قصه به قصه
865. ماجراهای قطار قطار
866. ماجراهای قلعه ی وروره گیس
867. ماجراهای کار و اندیشه
868. ماجراهای کاکلی
869. ماجراهای کج و کوله
870. ماجراهای کلیله و دمنه
871. ماجراهای کوشا
872. ماجراهای محله ی ما
873. ماجراهای من و استاندارد
874. ماجراهای مولی مارمولک
875. ماجراهای نمکی
876. ماجراهای ویز و زک
877. ماجراهای هلی و کوچول
878. ماجراهای همسایه های روبرو
879. مادر
880. مامان خورشید
881. مأمور مخفی
882. ماه من
883. ماهرخ
884. ماهی
885. مترسک
886. مثل چشم های بابا
887. مثل زندگی
888. مثل من، مثل تو
889. مجله ی نوجوان
890. محله ی برو بیا
891. محله ی بهداشت
892. محمد زکریای رازی
893. مداد رنگی
894. مدادهای رنگی
895. مدرسه ی ایران
896. مدرسه ی پیرمردها
897. مدرسه ی حشرات
898. مدرسه ی عمو متل
899. مدرسه ی فسقلی ها
900. مدرسه ی ما
901. مدرسه ی موش ها
902. مرزنجوش
903. مرغ ماهیخوار
904. مروارید باران
905. مروارید سرخ
906. مریم و مادربزرگ
907. مزرعه ی بی بی
908. مزرعه ی بی بی گندم
909. مزرعه ی سبز
910. مزه ی خوب کودکی (I)
911. مزه ی خوب کودکی (II)
912. مسابقه ی ببین و ببر
913. مسابقه ی جوانه ها
914. مسابقه ی دانش
915. مسابقه ی سی
916. مسابقه ی شاپرک و زنبورک
917. مسابقه ی کوچک
918. مسابقه ی گلواژه
919. مسابقه ی محله
920. مسابقه ی نوجوان
921. مسافر
922. مسافر شهر قصه ها
923. مسافر نورسیده
924. مسافری از گرونگول
925. مشاغل
926. مشق شب
927. معرکه
928. معرکه ی الفبا
929. مغازه ی آقای ساعتچی
930. مکانیک
931. مکینه
932. ملاقات
933. ململ
934. ملوچ
935. مماغم
936. من اونو می خوام
937. من خودم هستم
938. من راه خانه ام را بلد نیستم
939. من زمین را دوست دارم
940. من قهرمان نیستم
941. من کیم
942. من و بابام و باباش
943. من یار مهربانم
944. منوچ و نونوچ
945. موتو
946. موتور امداد
947. موج نو
948. مورچه ی خودخواه
949. موش موشی
950. موشه و درخت سیب
951. مومو و مومی
952. مونس
953. مهاجمین
954. مهد کودک حیوانات
955. مهدی کوچولو
956. مهر مادری
957. مهربانی و صحرا
958. مهمان ماه
959. مهمان ناخوانده
960. مهمانان ناخوانده
961. مهمانپذیر آفتابگردان
962. می خواهم داستان بنویسم
963. می ریم مسافرت
964. می گی نه، نگاه کن
965. میان برنامه
966. میان پرده های ورزشی (I)
967. میان پرده های ورزشی (II)
968. میان پرده های ورزشی (III)
969. میان پرده ی ورزشی
970. میدانک
971. مینا و پلنگ
972. میوه های سخنگو
973. میهمانی
974. ن مثل نظم
975. ناجورها
976. نادر می تواند
977. نارنج و ترنج
978. نازنین خانم
979. نامه ها و جایزه ها
980. نامه های بالدار
981. نان و شعر
982. نخودی
983. نردبان
984. نرمو
985. نسیم
986. نغمه های کودکانه
987. نفس
988. نقاش کوچولو
989. نقاشی نقاشی
990. نقاشی و حرکت
991. نقاشی ها
992. نوجوان، امروز، فردا
993. نوروز ایرانی
994. نوروزی ها
995. نون و پنیر و پسته
996. نیاز
997. نیکی و نیکان
998. نیمرخ
999. نیمکت
1000. و آن گاه کودکی
1001. والیبالیست ها
1002. ورزش، شادی، سلامتی
1003. ورزش نوجوانان
1004. ورزش و سلامتی
1005. ورود ممنوع
1006. وسایل خانه
1007. وقتی بابا کوچک بود
1008. وقتی سفر کردیم
1009. ویژه برنامه ی نورورزی
1010. هاچین و واچین
1011. هادی و هدی
1012. هتل پر ستاره
1013. هتل دریایی
1014. هدهد
1015. هر پنجره، یک قصه
1016. هر چی شما بگین
1017. هرمز و دلاوران کشتی خورشید
1018. هزار برگ، هزار رنگ
1019. هزار و شصت و شونزده
1020. هزار و یک داستان
1021. هفت تیرهای چوبی
1022. هفت خوان
1023. هفت رنگ
1024. هفت رنگ انتظار
1025. هفت سین
1026. همبازی
1027. همسایه ها
1028. همسنگران
1029. همشاگردی ها
1030. همکاری
1031. همکلاسی سلام
1032. همنشین
1033. همیشه بهار
1034. همیشه بهار در رستوران عمو مهربان و خاله رؤیا
1035. همیشه بهار همراه با سنجد خبرنگار
1036. همینه
1037. هنرمندان کوچک
1038. هو هو خان، باد مهربان
1039. هوشیار و بیدار
1040. هیچ روزی
1041. یادگاری
1042. یادگاری دایی جواد
1043. یار مهربان (I)
1044. یار مهربان (II)
1045. یک اتفاق خیلی خیلی ساده
1046. یک اتفاق ظاهراً ساده
1047. یک به علاوه ی پنج
1048. یک تابلو، یک حماسه
1049. یک خواب و صد بیداری
1050. یک دست صدا نداره
1051. یک لقمه فیل
1052. یک، دو، سه، زنگ مدرسه
1053. یکی بود، یکی نبود
1054. یه چشم آلبالو، یه چشم گیلاس
1055. یه راه تازه
1056. یه روز ایری بدون بارون
1057. یه کوچه، یه خونه
1058. یه لقمه خنده

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: سیاه، سفید، خاکستری

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 2:39 pm


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 8 از 9 الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد