کودکی و نوجوانی

فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

صفحه 38 از 40 الصفحة السابقة  1 ... 20 ... 37, 38, 39, 40  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في السبت يونيو 14, 2014 8:52 am





امیر گرامی‌ با درود.

- در مورد آقای کاردان موافق هستم. ... حالا جالب هم اینجاست،
که ایشون در مقام کارگردان در "نوروز ۷۲"، یعنی‌ تنها در همان مجموعه،
که بگفته ی درست شما پیشتاز و بدون دنباله بود، بسیار خوش درخشید،
و خود مهران مدیری هم، شاید به برکت ایشون بود که به شهرت در طنز رسید،
و براش سکوی پرتابی شد در "پرواز ۵۷" و "ساعت خوش". ...
از آقای کاردان بعد از آن یک مجموعه ی "نوروز ۷۲"،
هیچ کار موفقی دیگر ندیدیم. ... اما برای ایشان احترام قایل هستم،
و یکجورهایی شاید بخت و اقبال با او همراه نبوده. به همان نسبت،
این شانس، با مهران مدیری همراه بود.

- در مورد آقای کاظم افرندنیا، راستش شاید بهتر باشه،
که کسانی‌ که هنرمند هستن، اصلن وارد کارهای مالی‌ بعنوان حسابدار و چک بگیر و این چیز‌ها نشن.
آقای افرندنیا، نقش آدمهای قلدر رو خوب بازی کرد، البته رگه‌ های طنز خوبی‌ هم در کارهاش بوده،
اما وقتی‌ ایشون رو اوایل دهه ی ۷۰ از نزدیک دیدم و بعد‌ها هم از زبان برخی‌ سینماگران درباره شان شنیدم،
فهمیدم که بر خلاف آن ظاهر قلدرانه‌ ای که دارن، اخلاق و روحیشون بسیار آرام و محجوب هست.
ایشون نقاش هم هستن. ... هنرمند جماعت، هیچ سنخیتی با برگه‌ های کاغذی با نام پول نداره.
اما برعکس، گاهی‌ شما انسانهایی‌ رو می‌بینید که شبیه این شخصیت مشهور از "شرک" هستند،
اما چنان بد ذات و کلاهبردارن که من ۲-۳ باری، ضربه‌ های سخت مالی‌ از اونها خوردم .:
( البته آدمی‌ مثل من، لقمه ی چرب و نرمی یه برای کسانی که کلاه بردار باشن)



- کاملن موافقم. خودم هیچوقت چک نداشتم، اصلن هم نمیفهمم که چی‌ هست.
اما در بیشتر موارد، بهانه‌ ای میشه برای دروغ گفتن مالی‌.
امیدواریم که تاکنون مشکلات آقای افرندنیا هم برطرف شده باشه. البته حقشون نبوده.
بازی خوردن، ازشون سو استفاده کردن، چوبش رو هم ایشون خورده شوربختانه.

- مطلبی خوندم ۳ روز پیش، که درد دلهای همسر زنده یاد شاپور قریب‬‎ بود.
از تنگدستی شدید مالی‌ شون گفته بودن، که پس از فوت جناب آقای قریب، با اونها درگیر هستن.
فیلم "ممل.امریکایی.-۱۳۵۴"، بی‌ شک یکی‌ از پر فروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران هست.
اگر در کشورهای جهان اول بود، آقای قریب، با موفقیت بسیار بالای تجاری همون یک فیلم،
میتونستن بشینن در ویلاشون و دیگه هیچ کاری تا آخر عمر نسازن!. اما چند سال پیش، مصاحبه‌ ای خوندم که گفته بودن،
از فروش ممل.، چیزی به ایشون هیچوقت نرسید!. خب این بدبختی سیستم مالی سینمای ایران رو نشون میده.
آقایان مهر.جو. و کیمیا.، اگر خودشون دارای مانی نبودن، هیچگاه نمیتونستن اینهمه فیلم بسازن،
که تازه ۸۰ درصدش بیخود و ضعیف هم هست. ... سلامت باشید.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في السبت يونيو 14, 2014 11:30 am








اعتراف ...

من در پیشگاه این فروم رویایی و اعضای گرامی اعتراف مینمایم،
که باز گول خوردم، و بخاطر اسم آقای اکبر عبدی،
که در میان بازیگران فیلم معراجی‌ها بود، این فیلم را تماشا کردم.
خود کرده را تدبیر نیست. اما حتا با دور تند هم نتوانستم اشتباه خود را جبران کنم.
با اینحال، در هنگام تماشای سکانس های انگشت شماری که !!!، اکبر عبدی،
یعنی‌ آن ستاره ی درخشان فیلمهای شصت و اپتدای هفتاد در آنها بازی داشت،
ماشین فیلمبین را به سرعت عادی برگردانده، که‌ ای کاش اینکار را نمیکردم!،
از بس که نقش اکبر عبدی و بازی اش، بی‌ اهمیت تر و بدتر از تمام ۱۲ سال گذشته ا‌ش بود.
در طول این مثلن فیلم، تنها صدای اعصاب خورد کنه مهران رجبی، و گریم بسیار ناشیانه ی برزو ارجمند،
بگوش و چشم مخاطب آسیب میزند. ... درباره ی اکبر عبدی هم هیچ نگویم بهتر است. ...
در ضمن، جای بسی‌ افسوس است که در هنگام فیلمبرداری چنین کاری، حادثه ی انفجار رخ داده،
و مدیر شهرک سینمایی دفاع مقدس، یک نگهبان آنجا و سه‌ عامل سینمایی، جان باختند.

.........................
.........................
.........................


59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف slevin(HAMID في الأحد يونيو 15, 2014 1:12 am

Emiliano نوشته است:
slevin(HAMID نوشته است:سلام...به بهانه تکرار سریال نوستالژیک و زیبای خیرالله صندوقچه اسرار

سریالی که همیشه حتی یادش حس دهه شصت و قبل رو منتقل می کنه...خصوصا لباسها و لوکیشن ها و وسایل خونه ها....
یاد گاری های آشغالی و نفتی های سیار و تمام المان های دهه شصت....
بهترین قسمتی که همیشه به یادم هست قسمت طلاهای تشک عمه خانم بود...

سریال نوستالژیک و زیبای خیرالله صندوقچه اسرار در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۲ به کارگردانی داریوش مودبیان تولید و در پایان سال ۱۳۷۲ از شبکه دوم سیما پخش گردید و توانست به واسطه موضوع جالبی که داشت خاطرات خوبی را برای بینندگان رقم بزند.
از زیباترین سریال های دهه ۷۰ است که خاطرات زیادی را برای ما زنده می کند.

خلاصه داستان: خیرالله رفتگر با ذوق و خوش مرامی است که در یکی از محلات قدیمی تهران به رفتگری مشغول است. در هر قسمت اتفاقاتی که در سالهای دور و در زمان قبل از انقلاب در محل افتاده است را روایت می کند…

بازیگرانی: علی نصیریان، اکبر رحمتی، فتحعلی اویسی، فردوس کاویانی, مهوش افشار پناه, بیوک میرزایی



1. سلام.
2. من هم امروز متوجه این سریال از "شبکه ی تماشا" شدم و قسمت سومش بود؛ یعنی، قسمتی که "حمید جبلی" فرش 12 متری خونه رو عوض می کرد.
خواستم خبر بدم، دیدم "حمید" خان پیشدستی کرده و دم ایشون هم گرم.

3. سریال ها و کلاً کارهای "داریوش مؤدبیان" رو همیشه دوس داشته م: بی نظیر، ساده، بی پیرایه، با رگه های طنز و دارنده ی رگ خواب بیننده.
"خیرالله و صندوقچه ی اسرار" بی نهایت آدم رو یاد "باجناق ها" می ندازه؛ چون، تو همون سبکه، با این تفاوت که، این دومی تک قسمتی بود و ماجراهای رفتگر محترم، سریالی اپیسودیک.

تماشای این سریال رو به همه ی دوستان پیشنهاد می کنم. من که ساعت گوشی مو کوک کرده م برای دیدنش.

بفرما!! چشم زدیم تی وی رو...قسمت مهم طلاهای تو تشک رو نشون ندادند و سریال رو ختم کردند...نمی دونم چرا؟ نکنه بازیگر ممنوع التصویری تو این قسمتا بوده اما تا جایی یادمه فردوس کاویانی بود و زنشم ؟؟! که فکر نکنم مشکلی داشت!

slevin(HAMID

تعداد پستها : 127
Join date : 2010-08-11
Age : 33
آدرس پستي : تهران

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الأحد يونيو 15, 2014 8:52 pm




پاییزان - ۱۳۶۶
(فیلمی خوشساخت با شرکت بازیگران خوشسیمای دهه ی شصت)



کارگردان: رسول صدرعاملی
تهیه کنندگان: مسعود کیمیایی، رسول صدرعاملی
نویسندگان: فرید مصطفوی، ابوالحسن داوودی
پرداخت نهایی: رسول صدرعاملی، خسرو دهقان، فریدون جیرانی
مدیر فیلمبرداری: مهرداد فخیمی
موسیقی: استاد فریدون شهبازیان
سرپرست گویندگان: استاد ناصر طهماسب
بازیگران: امین تارخ، کتایون ریاحی، جعفر والی، میلاد عراقی،
زنده یادان "مهین شهابی و جمیله شیخی"، داریوش ارجمند، روح اله مفیدی، و ...
طراح صحنه: امیرحسین اثباتی
طراح لباس: علی عابدینی
ژانر: اجتماعی/خانوادگی
سال ساخت: ۱۳۶۶
مدت: ۹۶ دقیقه

* ترجمه شده به زبانهای انگلیسی و فرانسوی،
برای پخش در فستیوالهای جهانی فیلم - دهه ی هشتاد میلادی.



.
.
.




پاییزان ... پاییزان ...
شوق عبور یاران ...
تا شهر مهرورزان ... پاییزان
رهایی ... در جاده‌ های حیرت ...
گشتیم و بازگشتیم ...
آنجا ... آفاق آشنایی ...
پاییزان ... پاییزان ...
رویای روشن عشق ...
در فصل برگریزان ...
پاییزان ...

.....

http://s4.picofile.com/file/7735588816/Paizan_1360.mp3.html

موسیقی: استاد فریدون شهبازیان
شعر: استاد دکتر جواد مجابی
خواننده ی خوشسدا: ...
اجرای موسیقی‌: ارکستر افتخارآفرین سمفونیک ایران در دهه ی شصت



- دکتر جواد مجابی، شاعر، نقاش، محقق ادبی‌-هنری، روزنامه نگار، طنز پرداز و داستان نویس است.
دارای لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران میباشند. دکتر مجابی بارها از سوی مجامع جهانی،
برای سخنرانی درباره هنر و ادبیات دعوت شده‌ است، و یکی از نمایندگان شاخص ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود.  
از ایشان تا کنون بیشتر از پنجاه آفرینه ی ادبی‌، در شکلهای مختلف نشر، چاپ شده است. (از "ویکی پدیا" با ویرایش).
... با آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون برای تمامی ادیبان و هنرمندان راستین.



* دکتر جواد مجابی:
... "این روز‌ها در کاربرد واژه‌ ی طنز خیلی گشاده‌ دستی به خرج داده می‌شود،
و به هر چیز که خنده به لب می‌آورد، عنوان طنز می‌دهند؛
در حالیکه می‌تواند شوخی یا متلک باشد که ریشه‌ اش مشمول طنز نیست" ...
(با دیدگاه ایشان در مورد "گل آقا" و "توفیق" نیز کاملن موافقم. اما هیچگاه جرات بیان آنرا نداشتم)
http://bookcity.org/news-1081.aspx

.
.
.


پی‌ نوشت ۱: اتفاقن دو‌-سه‌ ماهی‌ ست به این فکر افتادم،
که ما در زمینه ی سبک های گوناگون ادبی‌ در ایران،
بقدر کافی‌ نوشته و کتاب داریم، اما در زمینه ی "طنز"،
یعنی‌ طنزی که فکاهی و یا جوکی زودگذر نباشد، داستان و رمان نداریم.
البته نگاشتن یک متن "طنز" در قالب داستان، حتا داستان کوتاه، کار ساده‌ ای نیست.
امیدوارم که در این زمینه بتوانیم به موارد خوبی‌ دست پیدا کنیم، چون نیاز است. ...

.
.
.




* فیلم ماندگار "پاییزان - ۱۳۶۶" در یک فایل فشرده (اندازه و کیفیت تصویر مناسب - ۹۴ مگابایت):
http://s5.picofile.com/file/8126700934/Paizan_1366.rar.html



.
.
.


پی‌ نوشت ۲:
- عکس‌های نوستالژیک و قابل تامل زیر، مربوط به شهر مسکو و ساکنانش،
در میانه ی دهه ی ۸۰ میلادی و یا همان دهه ی شصت خورشیدی ‌ست،
که زمینه‌ های مختلف اجتماعی‌ در آندوران را نشان میدهد .:
(توضیحات مربوط به عکسها، به ترتیب شماره ی آنها،
به فارسی‌ برگردان، و در فایل تکست بهمراه عکسها،
در فایل فشرده ی زیر موجود میباشد).



http://s5.picofile.com/file/8126701984/NostalgiYa_Maskva_80s_.rar.html

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.




اين مطلب آخرين بار توسط 59 در الثلاثاء يونيو 17, 2014 11:22 am ، و در مجموع 6 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف stalker في الإثنين يونيو 16, 2014 11:20 pm

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز. خصوصا ۵۹ و امیلیانو که این فروم بیشتر از هر کسی به این دو عزیز بند هست.

یه سریالی تلویزیون می‌داد که در واقع داستانش همون بچه‌های مدرسه‌ی والت بود ولی فیلم بود. فرم داستان به این شکل بود که این بچه‌ها بزرگ شده بودن و تو جنگ بودن و این خاطرات به یادشون می‌اومد. کسی این سریال رو یادشه؟ اسمی، عکسی ازش هست؟

stalker

تعداد پستها : 251
Join date : 2011-01-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 17, 2014 1:54 am

1. سلام به همه ی دوستان.
2. "59" عزیز، پیشاپیش ازت ممنونم بخاطر سریال "خیرالله و صندوقچه ی اسرار".
چه جالب که با "یوزپلنگ" تو یه دی وی دی بوده! آخرشه.

...............

3. "استاکر" عزیز، فک می کنم منظورتون سریال "قلب" باشه؛ که، از شبکه ی تهران پخش می شد.
این لینک رو چک کنید، خودشه؟

http://www.mediasetdistribution.com/finished/releases/detail.php?id=5

اگه آره، نام "Cuore" رو تو یکی از موتورا سرچ نمایید. چاکریم.

...............


4. باز برای این که دست خالی نباشم، تقدیم به عزیزان و باز هم با تشکر از "کریم" عزیز:





Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف stalker في الثلاثاء يونيو 17, 2014 2:12 am

امیلیانو جان. اینی که لینکشو دادی اول فکر کردم خودشه. ولی بعد که تیکه‌هاش رو دیدم این نبود. اون که من می‌گم پر از فلاش بک بود. یعنی هی تو جنگ (قشنگ با تفنگ بود جنگ مدرن) بودن و بعد فلاش بک می‌زد به مدرسه...

stalker

تعداد پستها : 251
Join date : 2011-01-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 17, 2014 8:44 am

stalker نوشته است:امیلیانو جان. اینی که لینکشو دادی اول فکر کردم خودشه. ولی بعد که تیکه‌هاش رو دیدم این نبود. اون که من می‌گم پر از فلاش بک بود. یعنی هی تو جنگ (قشنگ با تفنگ بود جنگ مدرن) بودن و بعد فلاش بک می‌زد به مدرسه...


1. سلام. پس شرمنده، باید سایر بر و بچ بیان به کمک تو، دوست عزیز. منتظر می مونیم.

...........................

2. چن روزیه که "شبکه ی نسیم" بی سروصدا تو مشهد هم اومده و انصافاً شبکه ی خوبیه. همیشه شبکه ی جدید که می یاد، تلویزیون من چن روزی رو اونه؛ می خواد، "بازار" باشه یا "نسیم" یا هر چی؛ اما، فک می کنم تا آخر تابستون ساعاتی که خونه ام، فقط و فقط "نسیم" رو ببینم و بس؛ البت، مسابقات جام جهانی فوتبال استثناس و بنده از فوتبال فقط و فقط همین یه مورد رو با چنگ و دندون دنبال می کنم و هر 4 سال لذت می برم.

خلاصه این که، این یکی، دو روز دو کلیپ "نسیم" بد جور رو من اثر کرده و گفتم شادی شو با شماهام تقسیم کنم:

2.1. ویدئوکلیپ "یوزپلنگان" با صدای "نیما عظیمی نژاد"، برادر "آریا عظیمی نژاد" معروف.
فقط کسانی با سبک و نوع خوندن این آقا حال می کنن؛ که، مث من با "محسن نامجو" حال کنن؛ اما، لااقل یه بار کلیپ رو ببینید. تنظیم های بی نظیری داره ترانه ش و اگه با هدفون گوش بدید، می رید تو فازهای خوب خوب.

همچنین دیدن این دو کلیپ رو به بازیکنای تیم ملی بی نهایت توصیه می کنم تا کمی غیرتی شن و بهتر از دیشب بازی کنن؛ بخصوص، بزنگاه کلیپ و وقتی به این عکس می رسیم:




www.youtube.com/watch?v=66w0amdUpQg

2.2. این کلیپ رو فک می کنم کمتر کسی باشه که ببینه و ازش خوشش نیاد، یه آر ان بی عالی (که بعضی به غلط "رپ" می گن؛ اما، این "R&B"ه) و کاری مشابه ویدئوکلیپ های "کرکره". "کرکره"ی نوروز 93 که یادتونه؟ این کلیپ رو هم باید مث ترانه ی بالایی ویدئویی شو دید و لذت برد و صوتیش شاید زیاد فاز نده. باز تو ویدئو، ثانیه های آخر و نگاه های بی نظیر پسربچه و پیرزن به دوربین؛ یا بهتر بگم، به بازیکنای تیم ملی بی نظیره، بی نظیر. اگه غیرتی باشه، به جوش می یاد با دیدن این. به کارگردانش هم تبریک می گم. عالی کار کرده. شعر و نوع خوندن "امیر سلطان احمدی" عزیز هم که همیشه برام جالب و ناب بوده؛ چه، وقتی توی "خونه ی گلپراینا" می خوند و چه الآن با کوله باری از تجربه:

www.youtube.com/watch?v=d-NB



Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الثلاثاء يونيو 17, 2014 10:06 am





* استالکر گرامی با درود.
از لطف شما خیلی‌ ممنون هستم. انجام وظیفه میکنم.
در مورد سریالی که فرمودی، شوربختانه بیاد ندارم،
اما همانگونه که امیر گرامی گفتند،
امیدواریم دیگر یاران اطلاع رسانی بفرمایند.
سلامت باشید.


* امیر گرامی با درود.
بله، برای خودم هم خیلی‌ خیلی‌ جالب بود که آن فیلم و سریال کنار هم بودند.
تا دو‌-سه‌ روز آینده، مواردی که در مورد "مش خیرواله" گفتگو داشتیم، عنوان میگردند.
فیلم "یوزپلنگ-۱۳۶۴" نیز تقدیم میشود. ... در کنار آن، کلن چند یوزپلنگ زنده را هم،
به فروم آورده، و بزودی برنامه‌ های سرگرم کننده‌ ای را بمناسبت فصل تابستان آغاز مینماییم.
حالا اگر جدی بگم، من همیشه خیلی‌ دوست داشتم که "ببر" داشته باشم.
مغازه ی "ببر فروشی" جایی‌ سراغ ندارین؟ ... (لبخند) ... سلامت باشید.
* نام کلیپی که شما معرفی‌ کرده بودین هم "یوزپلنگان" بود!. ...


پی‌ نوشت:
خدا بگذره ازت، ای "۷ستاره"!، که اینقدر خون ما را جوشاندی.
دعوت مینمایم از همراهان گرامی که کوچی داشته باشیم همیشگی‌،
به سایت آپلود برای عکس و تصویر: ... "http://postimg.org" ...
این سایت خارجیست، فیل.ت هم نیست، در ضمن لینک برای فایل بندانگشتی هم دارد،
که اندازه‌ ی پیشنمایش آن، از نمونه‌ های ایرانی، حتا کمی‌ بزرگتر است.
اکنون تمام عکسهای این چند صفحه را تعویض می‌کنم و در این سرور قرار میگیرند.
نکته ی مهم این سرو اینست، که فقط یک پنجره برای صدا کردن فایل دارد،
اما وقتی‌ آنرا میزنید تا از داخل کامپیوتر خود، عکس برای آپلود انتخاب نمایید،
میتوانید هر تعداد تصویر که لازم هست را، یکجا باهم انتخاب نموده،
سپس آنها را با یک "کلیک" بارگذاری کنید .:

http://postimg.org

.
.
.




59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الثلاثاء يونيو 17, 2014 2:24 pm

59 نوشته است:



* استالکر گرامی با درود.
از لطف شما خیلی‌ ممنون هستم. انجام وظیفه میکنم.
در مورد سریالی که فرمودی، شوربختانه بیاد ندارم،
اما همانگونه که امیر گرامی گفتند،
امیدواریم دیگر یاران اطلاع رسانی بفرمایند.
سلامت باشید.


* امیر گرامی با درود.
بله، برای خودم هم خیلی‌ خیلی‌ جالب بود که آن فیلم و سریال کنار هم بودند.
تا دو‌-سه‌ روز آینده، مواردی که در مورد "مش خیرواله" گفتگو داشتیم، عنوان میگردند.
فیلم "یوزپلنگ-۱۳۶۴" نیز تقدیم میشود. ... در کنار آن، کلن چند یوزپلنگ زنده را هم،
به فروم آورده، و بزودی برنامه‌ های سرگرم کننده‌ ای را بمناسبت فصل تابستان آغاز مینماییم.
حالا اگر جدی بگم، من همیشه خیلی‌ دوست داشتم که "ببر" داشته باشم.
مغازه ی "ببر فروشی" جایی‌ سراغ ندارین؟ ... (لبخند) ... سلامت باشید.
* نام کلیپی که شما معرفی‌ کرده بودین هم "یوزپلنگان" بود!. ...


پی‌ نوشت:
خدا بگذره ازت، ای "۷ستاره"!، که اینقدر خون ما را جوشاندی.
دعوت مینمایم از همراهان گرامی که کوچی داشته باشیم همیشگی‌،
به سایت آپلود برای عکس و تصویر: ... "http://postimg.org" ...
این سایت خارجیست، فیل.ت هم نیست، در ضمن لینک برای فایل بندانگشتی هم دارد،
که اندازه‌ ی پیشنمایش آن، از نمونه‌ های ایرانی، حتا کمی‌ بزرگتر است.
اکنون تمام عکسهای این چند صفحه را تعویض می‌کنم و در این سرور قرار میگیرند.
نکته ی مهم این سرو اینست، که فقط یک پنجره برای صدا کردن فایل دارد،
اما وقتی‌ آنرا میزنید تا از داخل کامپیوتر خود، عکس برای آپلود انتخاب نمایید،
میتوانید هر تعداد تصویر که لازم هست را، یکجا باهم انتخاب نموده،
سپس آنها را با یک "کلیک" بارگذاری کنید .:

http://postimg.org

.
.
.






1. "59" عزیز، این "ببرفروشی" رو خودتون گفتید یا بنده خاطره ش رو تعریف کرده م؟
2. کلیپ ها رو دیدید؟ چطور بودن؟

3. متأسفانه سایت آپلود عکسی که فرمودید، اینجا فیله؛ اما، همیشه آرزو داشتم که سروری پیدا شه؛ که، شبیه به FB باشه و بتونه چن تا چن تا عکس رو بگیره تا تو زمانمون صرفه جویی شه. حالا این سرور کپی دادنای نهاییش چطوریه؟ همه با همه یا به صورت تک تک و سنتی؟ منظورم خروجی های نهایی و لینک هاست؟
ما که متأسفانه از سایتی که معرفی کردید، محرومیم؛ اما، شما حالشو ببرید. خوش بگذره.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الثلاثاء يونيو 17, 2014 7:10 pm




Emiliano نوشته است:
1. "59" عزیز، این "ببرفروشی" رو خودتون گفتید یا بنده خاطره ش رو تعریف کرده م؟
2. کلیپ ها رو دیدید؟ چطور بودن؟

3. متأسفانه سایت آپلود عکسی که فرمودید، اینجا فیله؛ اما، همیشه آرزو داشتم که سروری پیدا شه؛ که، شبیه به FB باشه و بتونه چن تا چن تا عکس رو بگیره تا تو زمانمون صرفه جویی شه. حالا این سرور کپی دادنای نهاییش چطوریه؟ همه با همه یا به صورت تک تک و سنتی؟ منظورم خروجی های نهایی و لینک هاست؟
ما که متأسفانه از سایتی که معرفی کردید، محرومیم؛ اما، شما حالشو ببرید. خوش بگذره.



امیر گرامی،

- "ببر فروشی" رو زمانی‌ که داشتم متن رو می‌نوشتم اومد در ذهنم،
چون همیشه به داشتن "ببر" علاقه داشتم. ...
پس باز تلپاتی بوده!، خوشحال میشیم که ماجرای اونرو برامون تعریف بفرمایید.

- راستش کلیپ ها رو ندیدم، تمایلی نبود، ... اگر میدیدم، حتمن همانند همیشه، دیدگاهم رو میگفتم. البته از لطف شما ممنونم.

- عجب!، چه حیف که این سایت قوی و جهانی‌ آپلود، فیله*. ... اما عکسهای ۴ صفحه رو که عوض کردم،
نمایش داده میشن در فروم. برای شما هم نمایان هستند؟. .... خدمت شما بگم که، انتخاب تصویرها،
بصورت یکجا هست، هر چند عدد که باشن با یک کلیک انتخاب میشن، و خروجی اونها در یک صفحه،
بصورت پیش نمایش هست که عکسها رو در اندازه ی کوچکشون کنار هم نشون میده، و زیر هر عکس یک لینک داره، اونرو که بزنیم،
بعدش یک نیم صفحه باز می‌شه جداگانه، که لینکهای بندانگشتی و لینک تصویر با اندازه ی اصلی‌ مربوط به اون عکس میباشد.
سیستم کاریش خوب و حرفه‌ ای هست، یعنی‌ حتا تا این حد، که زبان این سایت برای من با توجه به اینترنت و منطقه جغرافیایی،
زبان روسی هست همه ی نوشته هاش. ... حالا بگمانم اگر شما آنرا با قندشکن باز کنید، برای شما انگلیسی باشه.
فرقی‌ نمیکنه، برای من باز میشه، انگار که در خدمت شما هم هست. ... با احترام. ... سلامت باشید.

* این "فیله" که فرمودین، (که خیلی‌ هم عالی‌ بود)،
به آلمانی یعنی‌ "بسیاری"، ... "Viele"،
که در اینجا، صفت برای موصوف جمع هست.
ولی‌ اگر بگیم: "فیل - Viel"، اونوقت میشه برای مفرد،
و معنی "بسیار" هم میده.

من یک لحظه احساس کردم شما دارید آلمانی‌ صحبت می‌کنید.
(لبخند)، ... جدی میگم. گفتم لابد مسئله ی سکرتی پیش اومده،
که باید با زبان مخصوص مطرح کنید. ...
.ساندویچ زبان مخصوص که سفارش داده بودین آماده هست، نوش جان.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف stalker في الأربعاء يونيو 18, 2014 2:13 am

سلام امیر و ۵۹ عزیز. سوال من در کافه کلاسیک هم مطرح شده بوده. با خوندن پست‌های اون‌ها پیداش کردم:
http://cafeclassic4.ir/thread-262-post-6775.html#pid6775
کلش هم روی یوتوب هست:
https://www.youtube.com/watch?v=4wwtsRCquiI
این آقا (یا خانم؟) واترلو توی اون فروم جواب همه رو در جا می‌ده. به احتمال خیلی زیاد از بچه‌های صدا و سیماست.

stalker

تعداد پستها : 251
Join date : 2011-01-07

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الأربعاء يونيو 18, 2014 7:15 pm





بینندگان گرامی همانگونه که در جریان هستید، ...
.
.
.
پوزش میخواهیم از وقفه‌ ای که در پخش شبکه ایجاد شد ...






- خب، برویم سر اصل مطلب، یعنی‌ سریال نوستالژیک "خیرواله صندوقچه اسرار (۱۳۶۹-۱۳۷۲)".
بنده ی کمترین، تعداد ۹ قسمت از این سریال خاطره انگیز را در آرشیو دارا میباشم.
البته این مقدار، تمام سریال نیست، اما آنچه که موجود است، به شرح زیر میباشد.


۱ تا ۴) - ماجرای خود آقای خیرواله با بازی جناب آقای علی‌ نصیریان (چهار قسمت) .:






۵ و ۶) - ماجرای پسری که آرزوی خرید کت و شلواری را داشت که در ویترین مغازه دیده بود،
از اینرو برای بدست آوردن پول خرید آن، دست به فروش هندوانه، ماهی های قرمز و ... میزند (دو قسمت) .:






۷ تا ۹) - ماجرای بسیار دیدنی‌ پنبه زن محله، با بازی خوب و صمیمانه ی جناب آقای فردوس کاویانی،
که روزی لحاف و دشکی بجای مزد کارش به او داده میشود که در آنها پر از جواهر است!.
پنبه زن خوشبخت با همسرش جواهرات را میفروشند، پولها را بدست می‌‌آورند، اما غافل از این بودند که ... (سه‌ قسمت) .:







- توضیح اینکه، بنده ی کمترین، با آنکه تمام سرورهایم پر گشته اند،
اما میتوان دست به دامن سایتهای خارجی‌ شد، و کل سریال را تقدیم نمود.
البته ماجرای کت و شلوار جالب نیست، اما ۴ قسمت اول که آقای خیرواله باشد،
و بویژه این سه‌ قسمت آخر که "پنبه زن" هست، بسیار عالیست. ...
حال دیگر انتخاب با شما. ... با احترام.
آبدارچی ی معاونت فرهنگی‌ فروم رویایی.


- فیلم "یوزپلنگ-۱۳۶۴" هم بزودی تقدیم میگردد.
همراه باشید که تابستان ۹۳ در این فروم دلنشین،
برنامه‌ های اعجاب انگیزی بر پا خواهد بود .:
رقص آتش، ژانگولر، تقلید صدا،
پرش ببر‌ها از حلقه‌ های نورانی،
پخش کامل تمام قسمتهای فیلم "اره" با صدای دالبی اما بدون تصویر،
و ...

.
.
.


59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الخميس يونيو 19, 2014 10:12 am




یوزپلنگ - ۱۳۶۴
(فیلمی با ساختاری مناسب در سبک سینمای کلاسیک)



کارگردان: مرحوم ساموئل خاچیکیان
نویسنده: ناصر شاملو
مشاور فیلمنامه: غلامرضا گمرکی
مدیر فیلمبرداری: محمد قاضی
انتخاب موسیقی‌: یورا یوسفی
سرپرست گویندگان: استاد سعید مظفری

بازیگران: مجید مظفری، جمشید هاشم پور، رضا رویگری، عبدالرضا آشتیانی،
عنایت بخشی، عزت اله رمضانی فر، علی محمودی، محمدتقی شریفی نوری،

زنده یادان: " پرویندخت اقبالپور، ملیحه نصیری، ناصر گیتی جاه، محمد ورشوچی، عباس ناظری نیک".



چهره پرداز: پرویز شکری
جلوه های ویژه : ناصر بهرام پور
ژانر: پلیسی/ جنایی
سال ساخت: ۱۳۶۴
مدت: ۱۰۱ دقیقه

.
.
.




* فیلم کامل "یوزپلنگ - ۱۳۶۴" در یک فایل فشرده (اندازه و کیفیت تصویر مناسب - ۱۱۰ مگابایت) .:
http://s5.picofile.com/file/8127071742/YouzPalang_1364.rar.html



.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت يونيو 21, 2014 5:53 pm ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الخميس يونيو 19, 2014 7:29 pm





"داستان پنبه زن" از سریال "خیرواله صندوقچه اسرار - ۱۳۷۲"







* تمام سه‌ قسمت ماجرای‌ جذاب و دیدنی‌ "پنبه زن"، بصورت پیوسته در یک فایل تصویری -
(زمان: ۹۵ دقیقه - حجم فایل: ۱۰۶ مگابایت - کیفیت تصویر مناسب) .:


http://s5.picofile.com/file/8127119534/Daastane_Panbezan_Az_Seriyele_Kheyrollah_1372_.rar.html

* تیتراژ انیمیشنی‌ خاطره انگیز اپتدا و انتهای سریال هم، کامل در فایل قرار داده شده است.






-------------------------------------------------------------------------------------------------------


پی‌ نوشت:

خاطره ی کوتاه اما بیادماندنی از بازیگر باسابقه و گرانقدر این سریال اینکه،
در دوران دبیرستان به انجمن خوشنویسان واقع در خیابان خارک تهران میرفتم.
یک عصر پاییزی در سال ۷۴ بود که کمی‌ زودتر از همیشه، به محل انجمن رسیدم.
وارد ساختمان شدم و فهمیدم که استاد خط ما، با تاخیر به سر کلاس خواهند آمد.
برای همین دوباره به کوچه برگشتم و تصمیم گرفتم تا غذایی بخورم.
روبروی درب ورودی انجمن، یک ساندویچی قرار داشت که در اصل،
بخشی بود از یک باغ قدیمی‌ که آنرا تبدیل به مغازه کرده بودند.
وارد ساندویچ فروشی شد‌م و پس از سلام و احوال پرسی‌، به آقای جوانی که آنجا بود،
سفارش یک ساندویچ کالباس را دادم. ایشان هم بدون درنگ، مشغول درست کردن آن شدند.
در همین زمان متوجه شدم که پشت سر او، یک درب چوبی قدیمی ست، و قسمتی از باغ پیداست.
پس از چند ثانیه، شخصی از داخل باغ به سمت این درب آمد که یک ساعت رومیزی هم در دست داشت،
و با پیچگوشتی مشغول تعمیرش بود. ... اپتدا فکر کردم که تلویزیون روشن است و یا در سینما هستم!،
چرا که چهره ا‌ش بسیار آشنا و هنرمندانه بود. کمی‌ که دقت کردم، دیدم جناب آقای "اکبر رحمتی" هستند.
من هم تعجب کرده بودم و هم از دیدن ایشان خوشحال بودم. آقای رحمتی که متوجه نگاه ژرف من شده بودند،
لبخندی زدند. ... من بلافاصله سلام کردم و ایشان هم با خوشرویی پاسخ دادند. سپس گفتم: "آقای رحمتی!، شما صاحب اینجا هستید؟!".
با همان لبخندی که داشت، در حالیکه پیچهای ساعت را سفت میکرد گفت: "بله جوان، .. ما هم بالاخره باید از یکجا نون بخوریم دیگه".

.
.
.

یادآوری: در فیلم بسیار زیبا و خوشساخت "چهره - ۱۳۷۴" هم،
جناب اکبر رحمتی نقش صاحب ساندویچ فروشی را داشتند. ... معلمی بودند بازنشسته،
که اغذیه فروشی بازکرده بودند. / "چهره"، از فیلمهای ماندگار آقای سیروس الوند است.



(آقای رحمتی چه با سوز و حال آواز میخوانند ...) .:
http://www.youtube.com/watch?v=3WTmOTm27XU

(داستان زندگی اکبر رحمتی به زودی از گویا مدیا) .:
http://www.youtube.com/watch?v=zj2HiFhvakQ

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.




اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت يونيو 21, 2014 5:45 pm ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الجمعة يونيو 20, 2014 3:46 am



1. سلام.
2. بچه ها، می دونید امروز یاد چی افتادم؟
یه سری دفترایی بودن که جلد پشتشون واحدهای اندازه گیری رو با خط نستعلیق واسه مون نوشته بودن. همون زمان هم خیلی عتیقه و بی مزه بودن و به شدت ازشون بدم می یومد و هیچ وقتم به جز "سیر" که می شه 75 گرم، نخود و مثقال و فلان رو یاد نگرفتم و الآنم دوس ندارم؛ اما، دلم برای دیدن اون دفترا تنگ شده.
کسی احیاناً نداره؟

3. می دونم که باید تقاضای بالا رو تو تاپیک "همشاگردی سلام" می گفتم؛ اما، گفتم تو پست ها صرف جویی شه.

.........................


4. "59" عزیز، راستش دیدم "ببرفروش" رو تو کوتیشن مارکس گذاشتید، خیلی تعجب کردم؛ آخه، مطمئن بودم که من این خاطره رو جز به چند تا از دوستای نزدیکم، به کسی نگفته بودم!
جریان از این قراره که کوچیک که بودیم، زیاد بازی اسم، فامیل می کردیم. تو این بازی عامل زمان هم مهم بود و هرکی سریع تر مقوله ها رو می نوشت، نفر یا نفرای بعدی نمی تونستن ادامه بدن. یکی از خنده دارترین بخش هایی که حالا که بزرگ شدیم یادم می یاد، این بود که برای سریع تر شدن زمان، می یومدیم به آخرِ اسم یه "ی" اضافه می کردیم تا بشه فامیل، یا به حیوون و اشیا یه "فروش" اضافه می کردیم تا بشه شغل.
البته اون موقع فکر می کردم فقط ما این طوری ایم، اما سال ها بعد متوجه شدم همه ی بچه ها این کارو می کرده ن. بگذریم.
هیچ وقت یادم نمی ره، با خواهرزاده م، داشتیم اسم فامیل بازی می کردم و من برای شغل از حرف "ب" نوشته بودم "ببر فروش"! کلی خندیدیم.
بعدها که این خاطره رو برای خانومم تعریف می کردم، می گفتم تصورشو بکن یه نفر ببر بفروشه و داد بزنه: ببریه، ببر! اونم هم گفت خوب گیرم که این بفروشه، کی می یاد ازش ببر بخره! و دوباره کلی خندیدیم.

5. "59"، باورم نمی شه تله پاتی تا این حد باشه بین ماها!

.........................

6. هدیه ی امروز من به شما، مصاحبه ی "رامبد جوان" با "فؤاد بابان" عزیز در برنامه ی "خندوانه"ی چهارشنبه ی پیش.
جداً از دیدن کل این برنامه لذت بردم و به "بابان" عزیز بیشتر علاقمند شدم.
این فایل رو حتماً ببینید؛ وگرنه، پشیمون می شید:

http://s5.picofile.com/file/8127133992/Khandevaneh_2_Foad_Baban.rar.html

7. اعتراف می کنم که همیشه فک می کردم "فؤاد بابان" تو اواخر دهه ی 60 اومد تلویزیون؛ اما، مث این که سابقه ی ایشون خیلی پیشتر از این حرفا و از روزای اول انقلاب بوده.

.........................

8. در پایان باز هم از دوست عزیزمون، "59"، بسیار ممنونم؛ بخاطر، "خیرالله و صندوقچه ی اسرار"ی که گذاشته و الآن می خوام برم برای دانلود اون فایل ارزشمند.
همچنین از این که مثل گذشته با حرارت و پشتکار همیشگی دارن فیلم های قدیمی رو بارگزاری می کنن، از ایشون متشکرم. موفق باشن.

9. فقط با توجه به علاقه ی شما به عکس و گرافیک و فاصله های بین نوشته هاتون حدس زدم باید تو سرور جدید دارید عکسا رو آپلود می کنید؛ که، بچه ها نمی تونن ببینن، متأسفانه.
اگه می شه فعلاً سرورهای ایرونی رو تحریم نکنید؛ یا لااقل، از سرورهای خارجی ای استفاده کنید که هنوز بازن؛ مثل، http://tinypic.com/. متشکرم.

10. ضمناً بنده هم خیلی از آقای "اکبر رحمتی" عزیز و اجراهای صمیمی و روونشون خوشم می یاد و ایشون هم به قول خودتون؛ که یه بار می گفتید، از اون کمترشناخته شده هاییه؛ که، قدرشونو کمتر دونسته ن ملت، متأسفانه.

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة يونيو 20, 2014 9:36 am




امیر گرمی با درود.

- مورد جالب و خاطره انگیزی بود این "ببر فروش".
من هم از خودم اونروز نوشتم. چون واقعا علاقه دارم به ببر.
توضیحات مربوط به بعضی‌ اسم و فامیل هم بسیار نوستالژیک بود.
این "ی" رو همه اضافه میکردن، تا جنسشون جور بشه.

- خوشحالم که داستان پنبه زن از مش خیرواله مورد توجه بود.
شاید بهترین قسمت سریال همین باشه. .. البته یک داستان هم هست با بازی اکبرعبدی،
که در طی‌ این سالها هیچوقت ظاهرن بازپخش نشده. برای همین در ارشیو‌ها نیست.
کلن هر بار که بازپخش می‌کنن، گویا سریال رو کمتر نشون میدن،
چون حمید گرامی هفته پیش گفتن، که "پنبه زن" رو پخش نکردن و سریال تموم شده.
- بله، فرمایش شما درست هست. آقای رحمتی از هنرمندان مظلوم هستند.


- و اما، اکنون از دست خودم خیلی‌ آشفته شدم سر اینکه فهمیدم عکسها نشون داده نمیشن.
من چند روز پیش پرسیدم، یعنی‌ زمانی که عکسهای ۴ صفحه ی قبل رو،
در این سرور بارگذاری کردم، سوال کردم که آیا نشون داده میشن یا نه‌؟.
البته شما فرمودین که این سایت فیلتره، اما من گمان کردم که با اینترنت معمولی‌،
فقط امکان دسترسی به آن نیست، اما چون خودم عکسها رو میبینم، پس برای همگی‌ نشان داده میشن.
اما اکنون فرمودین که هیچ عکسی‌ حتا معلوم نیست. ...‌ای کاش همون روزی که ۴ صفحه رو عوض کردم،
و سوال هم پرسیدم، جواب هم میگرفتم، که اکنون اینقدر شرمنده نشم در حضور شما و فروم.
پس الان تصاویر تمام پست‌ های من در ۴-۵ صفحه ی آخر، معلوم نیست برای ایران. ...
حالا الان نمی‌دونم چه کنم. ... اینهمه عکس و تصویر سازی قرار میگیرن که دیده بشن،
اما وقتی‌ نمی‌شن، چه فایده‌ ای داره. ...

اکنون تصاویر تمام ۴ صفحه رو، میارم در  http://tinypic.com.
از همگی‌ هم پوزش میخواهم. تا الان نمیدونستم که هیچی دیده نمیشه در سرور جدید برای ایران.
خودم مثل گاگولها می یامدم میدیدم عکسها و تصویر سازیها سر جاشه، الکی‌ خوش بودم.

.
.
.
اما نه عوض نمیکنم. ... اگر مهم بود، زودتر گفته میشد.
۴ روزه در این سرور جدید هستم.
پس لابد بود و نبود عکسها و تصویر سازی ها، هیچ فرقی‌ نمیکنه.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الجمعة يونيو 20, 2014 9:51 am

59 نوشته است:


امیر گرمی با درود.

- مورد جالب و خاطره انگیزی بود این "ببر فروش".
من هم از خودم اونروز نوشتم. چون واقعا علاقه دارم به ببر.
توضیحات مربوط به بعضی‌ اسم و فامیل هم بسیار نوستالژیک بود.
این "ی" رو همه اضافه میکردن، تا جنسشون جور بشه.

- خوشحالم که داستان پنبه زن از مش خیرواله مورد توجه بود.
شاید بهترین قسمت سریال همین باشه. .. البته یک داستان هم هست با بازی اکبرعبدی،
که در طی‌ این سالها هیچوقت ظاهرن بازپخش نشده. برای همین در ارشیو‌ها نیست.
کلن هر بار که بازپخش می‌کنن، گویا سریال رو کمتر نشون میدن،
چون حمید گرامی هفته پیش گفتن، که "پنبه زن" رو پخش نکردن و سریال تموم شده.
- بله، فرمایش شما درست هست. آقای رحمتی از هنرمندان مظلوم هستند.


- و اما، اکنون از دست خودم خیلی‌ آشفته شدم سر اینکه فهمیدم عکسها نشون داده نمیشن.
من چند روز پیش پرسیدم، یعنی‌ زمانی که عکسهای ۴ صفحه ی قبل رو،
در این سرور بارگذاری کردم، سوال کردم که آیا نشون داده میشن یا نه‌؟.
البته شما فرمودین که این سایت فیلتره، اما من گمان کردم که با اینترنت معمولی‌،
فقط امکان دسترسی به آن نیست، اما چون خودم عکسها رو میبینم، پس برای همگی‌ نشان داده میشن.
اما اکنون فرمودین که هیچ عکسی‌ حتا معلوم نیست. ...‌ای کاش همون روزی که ۴ صفحه رو عوض کردم،
و سوال هم پرسیدم، جواب هم میگرفتم، که اکنون اینقدر شرمنده نشم در حضور شما و فروم.
پس الان تصاویر تمام پست‌ های من در ۴-۵ صفحه ی آخر، معلوم نیست برای ایران. ...
حالا الان نمی‌دونم چه کنم. ... اینهمه عکس و تصویر سازی قرار میگیرن که دیده بشن،
اما وقتی‌ نمی‌شن، چه فایده‌ ای داره. ...

اکنون تصاویر تمام ۴ صفحه رو، میارم در  http://tinypic.com.
از همگی‌ هم پوزش میخواهم. تا الان نمیدونستم که هیچی دیده نمیشه در سرور جدید برای ایران.
خودم مثل گاگولها می یامدم میدیدم عکسها و تصویر سازیها سر جاشه، الکی‌ خوش بودم.




1. سلام دوست من. خوبید؟
2. من اون قسمت "اکبر عبدی"ش اصلاً یادم نیست. قسمت "پنبه زن" رو هم ظهری به لطف تو، دوست گرامی، گرفتم؛ اما، هنوز فرصت نکرده م دوباره ببینمش و لذت ببرم. خواستم باز هم تشکری از شما داشته باشم و دست مریزادی خدمتتون عرض کنم.
3. آره. این بار فقط انگار سه قصه شو دادن و قصه ی آخر ("علی نصیریان" و خنجر "نادر") هم کلی جروبحث های "علی نصیریان" و همسرش، "طلعت"، رو (با بازی "مهشید افشارپناه") حذف می کردن و روش موسیقی به شدت زیاد می شد!


4. در مورد سرور عکس ها، بنده عرض کردم خدمتتون و فک نمی کردم بد برداشت بشه و شما بخوایید کل عکساتونو اونجا بذارید. شرمنده، شاید هم بنده باید بهتر می گفتم.
به هر حال، دوستان می تونن با دورزن ها عکس ها رو ببینن؛ اما، افراد معمولی و کسانی که فیل کش ندارن، نه. باز هم شرمنده. شاید تقصیر من بوده. امیدوارم به دل نگیرید.

5. مصاحبه ی "فؤاد بابان" رو دیدید؟ چهره ی جالب ایشون در دهه های مختلف رو چی؟

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة يونيو 20, 2014 10:17 am




امیر گرامی،

در اپتدا پوزش میخوام، چرا که از بس از دست خودم سر آپلود تصاویر ناراحت شدم،
موضوع کلیپ بسیار بسیار نوستالژیکی که فرمودید رو یادم رفت که در پست قبلی مطرح کنم.
واقعن عالی‌ بود این فایل تصویری از آقای بابان، و از همه مهمتر،
سکانسهای کوتا اما یادمانه سرشتی بود که از گویندگی ایشان در دهه ی شصت نشان دادند.
"سرکار خانم ایران شاقول" و "جناب آقای حیاتی" هم در یک پلان کوتاه حضور داشتند.
در کنار این، آقای بابان، یادی داشتند از آقایان "حسن سلطانی" و "جناب ناصر خویشتندار"،
که البته از نگاه کوچک من، صدای آقای خویشتندار، از وقتی‌ به واحد دوبلاژ آمدند،
برای من قابل هضم نبوده. اما در گویندگی بخش خبر عصرگاهی دهه ی شصت و اپتدای هفتاد،
"اخبار شهرستانها" رو میگفتند، و گوینده ی خبر توانایی در رادیو و تلویزیون بودند.

- ۴ صفحه ی قبل رو هیچ توانی از جهت روحی‌، برای بارگزاری دوباره ی تصاویرش ندارم.
اما از این پس، در همان سایت خارجی که فرمودید، عکسها قرار میگیرند.
بازهم پوزش میخوام سر دیده نشدن تصویر ها ...
انسان برای چیزهایی‌ که زحمت میکشه و دوستشون داره،
همیشه دلسوزیش بیشتره و به همون نسبت، حساسیتش هم بالاتره. همانند این فروم رویایی.
برای کلیپ آقای بابان بازهم سپاسگزارم. عالی‌ بود. ... سلامت باشید.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الجمعة يونيو 20, 2014 10:36 am

59 نوشته است:


امیر گرامی،

در اپتدا پوزش میخوام، چرا که از بس از دست خودم سر آپلود تصاویر ناراحت شدم،
موضوع کلیپ بسیار بسیار نوستالژیکی که فرمودید رو یادم رفت که در پست قبلی مطرح کنم.
واقعن عالی‌ بود این فایل تصویری از آقای بابان، و از همه مهمتر،
سکانسهای کوتا اما یادمانه سرشتی بود که از گویندگی ایشان در دهه ی شصت نشان دادند.
"سرکار خانم ایران شاقول" و "جناب آقای حیاتی" هم در یک پلان کوتاه حضور داشتند.
در کنار این، آقای بابان، یادی داشتند از آقایان "حسن سلطانی" و "جناب ناصر خویشتندار"،
که البته از نگاه کوچک من، صدای آقای خویشتندار، از وقتی‌ به واحد دوبلاژ آمدند،
برای من قابل هضم نبوده. اما در گویندگی بخش خبر عصرگاهی دهه ی شصت و اپتدای هفتاد،
"اخبار شهرستانها" رو میگفتند، و گوینده ی خبر توانایی در رادیو و تلویزیون بودند.

- ۴ صفحه ی قبل رو هیچ توانی از جهت روحی‌، برای بارگزاری دوباره ی تصاویرش ندارم.
اما از این پس، در همان سایت خارجی که فرمودید، عکسها قرار میگیرند.
بازهم پوزش میخوام سر دیده نشدن تصویر ها ...
انسان برای چیزهایی‌ که زحمت میکشه و دوستشون داره،
همیشه دلسوزیش بیشتره و به همون نسبت، حساسیتش هم بالاتره. همانند این فروم رویایی.
برای کلیپ آقای بابان بازهم سپاسگزارم. عالی‌ بود. ... سلامت باشید.




1. حق با شماست، "59" عزیز. آدم برای چیزایی که دوسشون داره، دلش می سوزه و می دونم با چه عشقی به اینجا سر می زنید.
اما، هیچ نیازی به اذیت کردن خودتون نیست و به هیچ وجه نگران گذشته ها نباشید. هر کی دوس داشته باشه، با فندق شکن و گردوشکن و از این وسایل می یاد و می بینه و هر کی هم که نه، مهم نیست که.

2. بله. اون کلیپ و دیدن دوباره ی آقای "حیاتی" و خانوم "شاغول" و تیتراژ "خبر"ی که می یاد، همه و همه عالی کار شده بودن. جناب "بابان" هم بسیار زیبا اون شب ظاهر شد و با این که برنامه های لوس و بی مزه ی "رامبد جوان" رو دوس ندارم؛ اما، این برنامه ش _ بسته به مهمونی که دعوت می شه - بدک نیست و مهمونش خیلی مهم تر از مجری شه واسه م.
واقعاً "بابان" عزیز تو دل مردم جا داره و برای همین لبخند آخر برنامه ش ("جوان" از مهمونا می خواد 5 ثانیه به دوربین نگاه کنن و لبخند بزنن) به عنوان بهترین لبخند هفته شناخته شد؛ چون، چشاش دروغ نمی گفتن و از ته دل مهربونی ازشون می بارید.

خوشحالم که "برگ سبز" بنده مورد قبول شما واقع شد و از دیدنش لذت بردید.

3. حالا برای این که جو عوض شه و قضیه ی عکس ها از یادتون بره، این پوسترا رو تقدیم می کنم به شما و باز هم اون ها رو وامدار دوست بسیار عزیزم، "کریم"، هستم؛ که، خیلی کاردرسته و حتا "مردی که زیاد می دانست" رو برای اولین بار می دیدم و کل وب رو بگردید، پوستری ازش پیدا نمی شه:










Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة يونيو 20, 2014 12:15 pm




Emiliano نوشته است:
1. حق با شماست، "59" عزیز. آدم برای چیزایی که دوسشون داره، دلش می سوزه و می دونم با چه عشقی به اینجا سر می زنید.
اما، هیچ نیازی به اذیت کردن خودتون نیست و به هیچ وجه نگران گذشته ها نباشید. هر کی دوس داشته باشه، با فندق شکن و گردوشکن و از این وسایل می یاد و می بینه و هر کی هم که نه، مهم نیست که.

2. بله. اون کلیپ و دیدن دوباره ی آقای "حیاتی" و خانوم "شاغول" و تیتراژ "خبر"ی که می یاد، همه و همه عالی کار شده بودن. جناب "بابان" هم بسیار زیبا اون شب ظاهر شد و با این که برنامه های لوس و بی مزه ی "رامبد جوان" رو دوس ندارم؛ اما، این برنامه ش _ بسته به مهمونی که دعوت می شه - بدک نیست و مهمونش خیلی مهم تر از مجری شه واسه م.
واقعاً "بابان" عزیز تو دل مردم جا داره و برای همین لبخند آخر برنامه ش ("جوان" از مهمونا می خواد 5 ثانیه به دوربین نگاه کنن و لبخند بزنن) به عنوان بهترین لبخند هفته شناخته شد؛ چون، چشاش دروغ نمی گفتن و از ته دل مهربونی ازشون می بارید.

خوشحالم که "برگ سبز" بنده مورد قبول شما واقع شد و از دیدنش لذت بردید.

3. حالا برای این که جو عوض شه و قضیه ی عکس ها از یادتون بره، این پوسترا رو تقدیم می کنم به شما و باز هم اون ها رو وامدار دوست بسیار عزیزم، "کریم"، هستم؛ که، خیلی کاردرسته و حتا "مردی که زیاد می دانست" رو برای اولین بار می دیدم و کل وب رو بگردید، پوستری ازش پیدا نمی شه:





امیر گرامی،

- بله، فرمایش شما درست هست. و البته خود شما و همه ی اعضای گرامی هم،
این عشق و احساس رو نسبت به فروم رویایی دارید و من هم بردار کوچک شما هستم.
اتفاقن امروز در بخش دیدگاههای پست جدید وبلاگ وزین "خاطرات دهه شصت"،
مطلب کوتاهی‌ نوشتم، که مورد "برادر کوچک" هم هست (لبخند)، ... یاد آن افتادم الان.

- نکات درستی رو در مورد آقای بابان اشاره داشتید و ممنون هستم.
حالا شما ببینید داستان چه شد. نوروز ۹۲ که ایران بودم، یک روز اخبار تلویزیون نگاه می‌کردم،
بگمانم کانال "خبر" بود. بعد دیدم یک مجری به نسبت جوان، که البته برخلاف این جدیدی ها خوشصدا بود،
با چهره و صدایی آشنا از دهه ی شصت!، مشغول خواندن اخبار میباشد. ... به بردار گرامی‌ ام گفتم،
پسر جان، این آقا، چقدر من رو بیاد جناب بابان میندازن!. ... برادر با نگاهی‌ لبخندوار گفت،
خب ایشون پسر آقای بابان هست دیگه!. ... / من تا اونروز نمیدونستم که پسر جناب بابان،
با ظاهر و از همه مهمتر، صدایی خوش چون پدرش، مجری اخبار هستند و خیلی‌ هم خوشحال شدم.
بازهم از شما برای این فایل تصویری نوستالژیک و جذاب ممنون هستم.

- پوسترهای روزنامه‌ ای که ناب و عالی‌ بودند. ... دست مریزاد.
دیروز اتفاقن یک متن کار می‌کردم، که هم در آن واژه ی "سرب" بود! و هم "سمندر"!.
گویش واژه ی سمندر در روسی، شبیه به فارسی هست، میگن "سالاماندرا". ... بله، باز هم تلپاتی.
و نکته ی تکمیلی اینکه، در صفحه ی روسی زبان این جاندار در "ویکی پدیا" نوشته شده که "سالاماندرا"،
که البته از زبان لاتین وارد روسی شده،  کلن از واژه ی پارسی "سمندر" گرفته شده است. ...

سلامت باشید.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة يونيو 20, 2014 8:51 pm



شانس زندگی‌ - ۱۳۷۰
(فیلمی خوشساخت از سینمای تجاری)



نویسنده و کارگردان: شهریار پارسی پور
مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی بروجنی
موسیقی: استاد فریبرز لاچینی
منشی صحنه: شالیزه عارفپور
صدابردار صحنه: سیدهاشم موسوی، رضا کنشلو
صداگذاری و میکس: حمید قدکچیان، فریدون خوشابافرد
بازیگران: چنگیز وثوقی ، افسانه بایگان، بهروز رضوی، شیوا خنیاگر، مهدی آرین نژاد (دوبلور)،
زنده یادان: "جهانگیر فروهر، مهدی فتحی، اکبر دودکار، منوچهر حامدی، پریدخت اقبالپور"
جلوه های ویژه: محمدرضا شرف الدین
مدیر تدارکات: علی اصغر احدی
طراح صحنه: مختار سائقی
ژانر: اجتماعی / حادثه ای
سال ساخت: ۱۳۷۰
مدت: ۸۷ دقیقه

.
.
.







* فیلم "شانس زندگی‌ - ۱۳۷۰" در یک فایل فشرده (اندازه و کیفیت تصویر مناسب - ۸۶ مگابایت):
http://s5.picofile.com/file/8127197418/Shanse_Zendegi_1370.rar.html





.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في السبت يونيو 21, 2014 2:51 am

59 نوشته است:


Emiliano نوشته است:
1. حق با شماست، "59" عزیز. آدم برای چیزایی که دوسشون داره، دلش می سوزه و می دونم با چه عشقی به اینجا سر می زنید.
اما، هیچ نیازی به اذیت کردن خودتون نیست و به هیچ وجه نگران گذشته ها نباشید. هر کی دوس داشته باشه، با فندق شکن و گردوشکن و از این وسایل می یاد و می بینه و هر کی هم که نه، مهم نیست که.

2. بله. اون کلیپ و دیدن دوباره ی آقای "حیاتی" و خانوم "شاغول" و تیتراژ "خبر"ی که می یاد، همه و همه عالی کار شده بودن. جناب "بابان" هم بسیار زیبا اون شب ظاهر شد و با این که برنامه های لوس و بی مزه ی "رامبد جوان" رو دوس ندارم؛ اما، این برنامه ش _ بسته به مهمونی که دعوت می شه - بدک نیست و مهمونش خیلی مهم تر از مجری شه واسه م.
واقعاً "بابان" عزیز تو دل مردم جا داره و برای همین لبخند آخر برنامه ش ("جوان" از مهمونا می خواد 5 ثانیه به دوربین نگاه کنن و لبخند بزنن) به عنوان بهترین لبخند هفته شناخته شد؛ چون، چشاش دروغ نمی گفتن و از ته دل مهربونی ازشون می بارید.

خوشحالم که "برگ سبز" بنده مورد قبول شما واقع شد و از دیدنش لذت بردید.

3. حالا برای این که جو عوض شه و قضیه ی عکس ها از یادتون بره، این پوسترا رو تقدیم می کنم به شما و باز هم اون ها رو وامدار دوست بسیار عزیزم، "کریم"، هستم؛ که، خیلی کاردرسته و حتا "مردی که زیاد می دانست" رو برای اولین بار می دیدم و کل وب رو بگردید، پوستری ازش پیدا نمی شه:





امیر گرامی،

- بله، فرمایش شما درست هست. و البته خود شما و همه ی اعضای گرامی هم،
این عشق و احساس رو نسبت به فروم رویایی دارید و من هم بردار کوچک شما هستم.
اتفاقن امروز در بخش دیدگاههای پست جدید وبلاگ وزین "خاطرات دهه شصت"،
مطلب کوتاهی‌ نوشتم، که مورد "برادر کوچک" هم هست (لبخند)، ... یاد آن افتادم الان.

- نکات درستی رو در مورد آقای بابان اشاره داشتید و ممنون هستم.
حالا شما ببینید داستان چه شد. نوروز ۹۲ که ایران بودم، یک روز اخبار تلویزیون نگاه می‌کردم،
بگمانم کانال "خبر" بود. بعد دیدم یک مجری به نسبت جوان، که البته برخلاف این جدیدی ها خوشصدا بود،
با چهره و صدایی آشنا از دهه ی شصت!، مشغول خواندن اخبار میباشد. ... به بردار گرامی‌ ام گفتم،
پسر جان، این آقا، چقدر من رو بیاد جناب بابان میندازن!. ... برادر با نگاهی‌ لبخندوار گفت،
خب ایشون پسر آقای بابان هست دیگه!. ... / من تا اونروز نمیدونستم که پسر جناب بابان،
با ظاهر و از همه مهمتر، صدایی خوش چون پدرش، مجری اخبار هستند و خیلی‌ هم خوشحال شدم.
بازهم از شما برای این فایل تصویری نوستالژیک و جذاب ممنون هستم.

- پوسترهای روزنامه‌ ای که ناب و عالی‌ بودند. ... دست مریزاد.
دیروز اتفاقن یک متن کار می‌کردم، که هم در آن واژه ی "سرب" بود! و هم "سمندر"!.
گویش واژه ی سمندر در روسی، شبیه به فارسی هست، میگن "سالاماندرا". ... بله، باز هم تلپاتی.
و نکته ی تکمیلی اینکه، در صفحه ی روسی زبان این جاندار در "ویکی پدیا" نوشته شده که "سالاماندرا"،
که البته از زبان لاتین وارد روسی شده،  کلن از واژه ی پارسی "سمندر" گرفته شده است. ...

سلامت باشید.




1. "59" گرامی، برادر عزیزم، نوشته ی زیبای نویسنده ی "خاطرات دهه ی شصت" و کامنت زیباتر شما رو خوندم و هم خیلی لذت بردم و هم خیلی به بلاهت یه عده خندیدم.
با اجازه ت همونجا هم نظرمو نوشتم.  رز 

2. البته مطمئنم منظورتون "بابک بابان" بوده؛ که، برادر "فؤاد بابان"ه و نه پسرش:



3. همون چهارشنبه شب، اتفاقاً گریزی هم زدن به مصاحبه با دو برادر و دو برادرزاده ی بامزه ی ایشون و "بابک" گفت که 16 سال از "فؤاد" کوچیک تره؛ درست، شبیه من و برادرم. Smile
برادرزاده های بامزه و کوچیک دیگه ی ایشون هم گفتن عموشونو دوس دارن و وختی گزارشگر پرسید: "حتماً عیدی خوب می ده؟" کوچولوتره خیلی باحال و با لهجه ی زیبای تهرونی گفت: "عالی می ده عیدی به من!"




4. تو عکس بالا برادر دیگه ی کوچیک تر از "فؤاد" رو می بینید؛ که، اصلاً بهش نمی خوره از ایشون کوچیک تر باشه و انگار شکسته تر به نظر می رسن.

5. کلیپ و پوسترها قابل تو، دوست عزیزم، رو نداشتن.
من هم دیشب دوباره "داستان پنبه زن" رو به لطف شما دیدم و دوباره لذت بردم. مثل "قصه های مجید" می مونه این "خیرالله و صندوقچه ی اسرار" و هیچ وقت از دوباره دیدنشون خسته نمی شم.
ممنونم از لطفت.

6. دیشب که داشتم سریال رو می دیدم، یک آن یاد حرف شما افتادم در مورد قسمتی که فرمودید "اکبر عبدی" بازی کرده و من عرض کردم یادم نمی یاد. دیشب یک آن یادم اومد که یه قسمت از بازپخش این سری آخر در "شبکه ی تماشا" اسمش بود "قالیچه ی کاشی"؛ که، "حمید جبلی" نقش اولش بود و "اکبر عبدی" نقش دهم، یازدهمش. برای همین یادم نبود.
خواستم بگم شاید منظور شما اون قسمت بوده؟ اگه آره، این بار "تماشا" دادش و من گذاشتمش رو ضبط؛ اما، وقتی برگشتم، دیدم دستگاهم هنگ کرده و از وسطا فریز شده و فایلی هم که ضبط شده بوده، به علت بسته نشدن فایل، تا همون نقظه هم باز نمی شه. این بود که مجبور شدم پاکش کنم. این هم از بدی های دیجیتال نسبت به آنالوگ.

7. بله. مهم نیست که ما "بد" و "سمندر" و "مادر" و هزاران واژه رو از اونا گرفتیم، یا اونا از ما؛ اما، چیزی که مهمه اینه که بسیاری از این کلمه ها تو اکثر زبونا مشترکن و همین به یادگیری کمک می کنه.
ضمناً باز هم از زحماتی که می کشیدید از شما ممنونم و فیلم هاتون خیلی خاطره انگیزه؛ حتا، دیدن تک کادرهایی که می ذارید. ممنون.  رز 

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في السبت يونيو 21, 2014 9:16 am




Emiliano نوشته است:
1. "59" گرامی، برادر عزیزم، نوشته ی زیبای نویسنده ی "خاطرات دهه ی شصت" و کامنت زیباتر شما رو خوندم و هم خیلی لذت بردم و هم خیلی به بلاهت یه عده خندیدم.
با اجازه ت همونجا هم نظرمو نوشتم.  رز 

2. البته مطمئنم منظورتون "بابک بابان" بوده؛ که، برادر "فؤاد بابان"ه و نه پسرش:



3. همون چهارشنبه شب، اتفاقاً گریزی هم زدن به مصاحبه با دو برادر و دو برادرزاده ی بامزه ی ایشون و "بابک" گفت که 16 سال از "فؤاد" کوچیک تره؛ درست، شبیه من و برادرم. Smile
برادرزاده های بامزه و کوچیک دیگه ی ایشون هم گفتن عموشونو دوس دارن و وختی گزارشگر پرسید: "حتماً عیدی خوب می ده؟" کوچولوتره خیلی باحال و با لهجه ی زیبای تهرونی گفت: "عالی می ده عیدی به من!"




4. تو عکس بالا برادر دیگه ی کوچیک تر از "فؤاد" رو می بینید؛ که، اصلاً بهش نمی خوره از ایشون کوچیک تر باشه و انگار شکسته تر به نظر می رسن.

5. کلیپ و پوسترها قابل تو، دوست عزیزم، رو نداشتن.
من هم دیشب دوباره "داستان پنبه زن" رو به لطف شما دیدم و دوباره لذت بردم. مثل "قصه های مجید" می مونه این "خیرالله و صندوقچه ی اسرار" و هیچ وقت از دوباره دیدنشون خسته نمی شم.
ممنونم از لطفت.

6. دیشب که داشتم سریال رو می دیدم، یک آن یاد حرف شما افتادم در مورد قسمتی که فرمودید "اکبر عبدی" بازی کرده و من عرض کردم یادم نمی یاد. دیشب یک آن یادم اومد که یه قسمت از بازپخش این سری آخر در "شبکه ی تماشا" اسمش بود "قالیچه ی کاشی"؛ که، "حمید جبلی" نقش اولش بود و "اکبر عبدی" نقش دهم، یازدهمش. برای همین یادم نبود.
خواستم بگم شاید منظور شما اون قسمت بوده؟ اگه آره، این بار "تماشا" دادش و من گذاشتمش رو ضبط؛ اما، وقتی برگشتم، دیدم دستگاهم هنگ کرده و از وسطا فریز شده و فایلی هم که ضبط شده بوده، به علت بسته نشدن فایل، تا همون نقظه هم باز نمی شه. این بود که مجبور شدم پاکش کنم. این هم از بدی های دیجیتال نسبت به آنالوگ.

7. بله. مهم نیست که ما "بد" و "سمندر" و "مادر" و هزاران واژه رو از اونا گرفتیم، یا اونا از ما؛ اما، چیزی که مهمه اینه که بسیاری از این کلمه ها تو اکثر زبونا مشترکن و همین به یادگیری کمک می کنه.
ضمناً باز هم از زحماتی که می کشیدید از شما ممنونم و فیلم هاتون خیلی خاطره انگیزه؛ حتا، دیدن تک کادرهایی که می ذارید. ممنون.  رز



امیر گرامی با درود.

- از لطف شما در مجله ی خاطرات شصت ممنونم.
همانجا نیز اکنون مراتب ارادت خود را بیان داشتم.
سپاسگزار شما هستم. ... البته اینرو نیز در تکمیل فرمایش شما بگم،
که شیر خشک خوب، مزه اش اگر با آب قاطی بشه، مثل شیر طبیعی نیست،
یعنی‌ بهتره و حتا میتونه، مزه ی بستنی قیفی رو یاد آوری کنه.
البته من هم اکنون، ۲۵ سالی‌ هست که شیر خشک نچشیدم،
اما آنزمان اینگونه بود در ذهنم. ... (عجب داستانی شد ... لبخند).

- بله، همین گوینده ی گرامی اخبار منظورم بود،
پس ایشون یعنی‌ آقای "بابک بابان"، برادر آقای بابان اصلی‌ هستند.
حالا البته شما که امیر خان باشید هم، جای برادر بزرگ من هستید،
برادر من هم، همنام شما هستند!. ممنونم از شفاف سازی که داشتید.

- بله، و در ضمن، این برادر سومی‌ "بابان"،
اصلن شبیه آقایان "فواد" و "بابک" نیستن. پس چرا نشونشون دادن (خنده).
امیدوارم همگی‌ سلامت باشند. همچنین شما و برادر گرامیتان.

- خواهش می‌کنم، بسیار خرسندم که "پنبه زن" مفید و نوستالژیک واقع شده.
مقایسه ی خوبی‌ داشتید بین "قصه‌ های مجید" و "خیرواله".

- آفرین، کاملن درسته.  ... < اکبر عبدی و حمید خان جبلی و قالیچه > ...
قسمت خوبی‌ بود، اما همان زمان پخش فقط یکبار دیدم.
... عجب!، پس اصلن انگار "قسمت نیست!"، که این قسمت "اکبر عبدی از خیرواله"، در آرشیو شخصی‌ باشه.
در تیتراژ هم عکس هر دوشون هست (عکس حمید خان پایین عکس عمو اکبر هست) .:
(نام اکبر عبدی رو که میارم، حسی آمیخته با "عصبانیت، افسوس و اندوه"، وجودم رو فرا میگیره!)



- بله، کاملن موافقم. ... زبانها همگی‌ چه مستقیم و چه غیر مستقیم، بهم وابسته هستند.
فرمایش درستی داشتید. ... بسیار هم خوشحالم که فیلمها و تصاویر مورد توجه قرار میگیرند.

سلامت باشید.

-----------------------------------------------------------

پی‌ نوشت:

این آیتم بامزه و خاطره انگیز، از "نوروز ۷۲" هست،
با بازی "حمید خان لولایی" و "مهرداد نظری".
چندین سال پیش از وبلاگی گرفته بودم که آدرسشان بر صفحه ی اکران هست.
این فایل بر روی همین DVD بود که چند روز پیش محتویاتش را روی فلش مموری آوردم.
بگمانم دیگر این کلیپ جایی‌ نیست. ... امیدوارم که برای یاران ارجمند هم نوستالژیک باشد.



http://s5.picofile.com/file/8127272834/Norooze_72_Lolayi_Nazari_.rar.html

.
.
.


59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Milassyui في السبت يونيو 21, 2014 3:50 pm

سلام وعرض ادب واحترام خدمت جناب ميحا بزرگوار خيلي عذر مي خواهم سوال داشتم كه شما در جستجوي اهنگ هاي فيلم مشت به نتيجه رسيده ايد بيشتر اين اهنگ هاي انتخابي مربوط به چه سبكي هستند خيلي ممنونم از لطف شما

Milassyui

تعداد پستها : 49
Join date : 2014-04-25

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 2:38 pm


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 38 از 40 الصفحة السابقة  1 ... 20 ... 37, 38, 39, 40  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد