کودکی و نوجوانی

فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

صفحه 1 از 40 1, 2, 3 ... 20 ... 40  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الثلاثاء أكتوبر 02, 2012 8:18 am



ایرج قادری (۱۳۱۴-۱۳۹۱)



اميرايرج قادری در سال ۱۳۱۴ در تهران بدنیا آمد
و در ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ چشم از جهان فرو بست.
او در ۴۱ فیلم کارگردان، ۴ فیلم نویسنده، ۷۱ فیلم بازیگر،
۸ فیلم تهیه ‌کننده و ۱ فیلم تدوین ‌گر بود.
.
.
.

درباره ی زنده یاد ایرج قادری بسیار گفته و نوشته شده است بنابراین قصد زیاده گویی
و معرفی چند باره و حرفهای تکراری نیست. شاید قصدم از نوشتن این مطلب کوتاه
این بود که به رسم سپاسگزاری، یادی داشته باشیم از او که حتی اگر در مواردی
با سبک فیلمسازی اش هم سلیقه نبودم، اما بی هیچ شکی چند اثر قابل توجه را
در سینمای ایران نهادینه ساخت که در نوع خود تکرار ناشدنی هستند.

برای من بسیار مهم هست که ایرج قادری جوان پس از آنکه تحصیل
در رشته ی داروسازی را رها میکند، در سال ۱۳۴۱ اقدام به تاسیس
شرکت سینمایی "پاناروما" مینماید و این در حالیست که او تنها ۲۷ سال دارد،
و ۳ سال پس آن، اولین فیلم خود "داغ ننگ (۱۳۴۴)" را در مقام کارگردان میسازد.
تا قبل از آن و صرفه نظر از حضورش به عنوان بازیگر در سینما،
زمانی که تنها ۲۵ سال داشته در جایگاه تهیه کننده قرار میگیرد
و یک فیلم بلند سینمایی با نام او به روی اکران میرود - "ماجراي جنگل (۱۳۳۹)".
و این یعنی دارا بودن "توانایی" و از همه مهمتر "اراده ی غریزی"
از سنین کم که به برکت آن، راه را برای گامهای خود هموار میساخته.

بخش زیادی از فیلمهای ایرج قادری، چه در آنهایی که فقط بازیگر بوده
و چه در نیمی از بیشترشان که خود کارگردان نیز بوده است، روایتگر فضاها
و انسانهایی هستند که در طبقه بندی های روانشناسانه و آسیب شناسیهای اجتماعی،
در گروه سطح متوسط و رو به پایین جامعه قرار دارند. البته ممکن است
قهرمان فیلم او، در اپتدا مردی مرفه بوده که بنا به دلایلی که سرچشمه ی آنها
در همان شخصیت عوام و سطح پایین اوست، به دام زنی هر جایی گرفتار میشود
و در ادامه برای نگاه داشتن خود و اعتیادی که به آن نیز دچار شده،
برای مشتری های معشوقه ی سابقش حتی جا میاندازد!. و یا در بسیاری
از فیلمهای قدیم و حتی تقریبن جدید او، از پشت بام خانه ی کناری،
جوانی مشغول چشم چرانی در حیاط همسایه هست که با متوجه شدن مرد آن خانه،
جنگ و دعوایی ناموسی در میگیرد و ....

انسانها، مکانها و هر آنچه که دربردارنده ی آنها میباشد،
از نگاه ایرج قادری فیلمساز، دنیایی مستندی را برای مخاطب و تماشاگر
بازسازی میکنند که خالی از هر گونه دغدغه های مینوی و فلسفی،
تنها نشانگر روی دوم سکه ی زندگانی که همان:
"خور و خواب و خشم و شهوت" میباشند، هستند.
شاید زنده یاد قادری، خود نیز زاده و بزرگ شده
در چنین فضای اجتماعی بوده و بسان آن، دیده ها و شنیده هایش را
از دریچه ی نگاه هنری و فیلمسازی اش که در بسیاری موارد،
ساده اما "خوش ساخت" هست، برای مخاطب بازگو میساخته.
یادش گرامی.

------------------------------

دادا (۱۳۶۱)

. . . . . . .

نظر دوستان گرامی را به تماشای فیلم "دادا" بکارگردانی و بازیگری ایرج قادری جلب مینمایم،
فیلمی که روایتگر همان داستان همیشگی درباره ی ظلم خانها و مظلومیت دهقانان
و روستاییان میباشد و با این حال، به برکت ساختار مناسب و منسجمی که داشت،
در سال ۱۳۶۱ با فروش ۷ میلیون تومانی خود در گیشه، نشانی بود از شناخت درست او
از نیاز زمان و آنچه که تماشاگر را میتوانست به سالن نیمه تاریک و جذاب سینما بکشاند.
هر چند که به گفته ی خود او که در یکی از آخرین مصاحبه هایش به انتشار رسیده،
پس از ساخت فیلم "مي خواهم زنده بمانم -۱۳۷۳"، نبض مخاطب از دستش رها میگردد
و موفقیت های قبلی دیگر هیچگاه در فیلمهای بعدی تکرار نمیگردند.


فیلم کامل "دادا - ۱۳۶۱" در دو فایل فشرده
(هر دو فایل را بارگیری کرده، سپس با هم انتخاب و از حالت فشرده خارج نمایید)

http://www.4shared.com/rar/IcDkDY2m/Dada-1361part1.html

http://www.4shared.com/rar/_ACdqcLj/Dada-1361part2.html

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:23 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف babak في الخميس أكتوبر 04, 2012 6:09 am

سلام در مورد شاپور شهیدی ذکر یه مطلب دیگه هم خالی از لطف نیست و اون این که ایشون فرزند عبدالوهاب شهیدی و دیانا (هنر پیشه تئاتر و سینما با لهجه اصفهانی و بیشتر در فیلمهای کمدی مثل محلل) وهمسر خانم نیاز سلیمی ( که در جنگ اقتصادی ایفای نقش می کردند ) بودند . برای یادآوری نیاز سلیمی و شنیدن صداش کافیه یه بار دیگه "حسن و خانم حنا" رو بشنوید .
_یه بچه! یه بچه درسته! ولی حیف که بچه آدمیزاده،اه اه نفس گیر
گوینده نقش زن غول نیاز سلیمی بود.

babak

تعداد پستها : 297
Join date : 2009-09-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الخميس أكتوبر 04, 2012 11:27 am

babak نوشته است:سلام در مورد شاپور شهیدی ذکر یه مطلب دیگه هم خالی از لطف نیست و اون این که ایشون فرزند عبدالوهاب شهیدی و دیانا (هنر پیشه تئاتر و سینما با لهجه اصفهانی و بیشتر در فیلمهای کمدی مثل محلل) وهمسر خانم نیاز سلیمی ( که در جنگ اقتصادی ایفای نقش می کردند ) بودند . برای یادآوری نیاز سلیمی و شنیدن صداش کافیه یه بار دیگه "حسن و خانم حنا" رو بشنوید .
_یه بچه! یه بچه درسته! ولی حیف که بچه آدمیزاده،اه اه نفس گیر
گوینده نقش زن غول نیاز سلیمی بود.
از نسبتهای فامیلی که اشاره داشتید خبر نداشتم، بسیار بسیار جالب بود.
اتفاقن چندی پیش پس از سالها، موفق به دیدن فیلم "وكيل اول - ۱۳۶۵" شدم
که شاپور شهیدی هم در کنار اسماعيل محرابي، محمد مطيع و زنده یاد غلامحسين خان نقشينه،
به ایفای نقش میپرداخت. کلن ایشان در دهه ی شصت بجز تلویزیون،
در سه فیلم سینمایی بازی داشت و با اینکه تعدادشان کم هست،
اما هم نقش های او در یادها مانده و هم آن فیلمها همانند دیگر آثار دهه ی شصت ماندگار هستند.

در ضمن اگر دوستان مایل بودند، بفرمایند،
تا فایل فیلم "وكيل اول - ۱۳۶۵" هم با اندازه ی مناسب،
در فروم رویایی قرار گیرد.

.
.
.


اسماعیل مهرابی و شاپور شهیدی،
در نمایی از فیلم "وكيل اول - ۱۳۶۵"، ساخته ی "جمشید حیدری"




.
.
.

سپاسگزارم از مطلب جالبی که گفتید.
سلامت باشید.


اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:21 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف faridonline في الخميس أكتوبر 04, 2012 11:38 am

babak نوشته است:سلام در مورد شاپور شهیدی ذکر یه مطلب دیگه هم خالی از لطف نیست و اون این که ایشون فرزند عبدالوهاب شهیدی و دیانا (هنر پیشه تئاتر و سینما با لهجه اصفهانی و بیشتر در فیلمهای کمدی مثل محلل) وهمسر خانم نیاز سلیمی ( که در جنگ اقتصادی ایفای نقش می کردند ) بودند . برای یادآوری نیاز سلیمی و شنیدن صداش کافیه یه بار دیگه "حسن و خانم حنا" رو بشنوید .
_یه بچه! یه بچه درسته! ولی حیف که بچه آدمیزاده،اه اه نفس گیر
گوینده نقش زن غول نیاز سلیمی بود.

سلام بابك عزيز . اطلاعات شما كاملا صحيحه ولي آيا از وضعيت فعلي ايشون خبري داري ؟ من همون موقعها شنيدم كه از ايران رفته
اگه خاطرتون باشه در برنامه " روستاي كارآباد " كه در ايام عيد پخش ميشد همسرشون هم بازي ميكرد به نقش كوكب خانوم . يه سالي عيد در ايام كودكي دهه 60 به شيراز رقته بوديم به همراه خانواده كه ايشون رو در يك مركز خريد ديدم . يادم نميره كه با چه ذوقي به پدر و مادرم ميگفتم : خودشه كوكب خانوم ! كوكب خانوم !
يادش بخير

faridonline

تعداد پستها : 64
Join date : 2009-09-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف babak في الخميس أكتوبر 04, 2012 6:28 pm

سلام فرید جان
www.youtube.com/watch?v=fJ69SqKsBvg
کنگره ایرانیان کانادا

مال پارسال است و خانم نیاز سلیمی به عنوان رییس هیئت مدیره در این جلسه ضد جنگ حضور دارند.این موضوع مرا بیاد مرگ جان خراش نیایش سلیمی 9 ساله در موشک باران تهران انداخت.روزهایی که امیدوارم دیگر برنگردند.

.

babak

تعداد پستها : 297
Join date : 2009-09-11

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف kazvash في الخميس أكتوبر 04, 2012 7:38 pm

59 نوشته است:
Emiliano نوشته است:

3. علاوه بر اسامی ای؛ که، نام بردید، یه چهره ی دیگه رو هم خیلی دوس داشتم؛ که، نقشش تو این سال ها اون قدر کمرنگ شد؛ که، به صفر رسید:
آقایی؛ که، با لهجه ی مشهدی صحبت می کرد و توی "آپارتمان شماره ی 13" نقش زی زی رو داشت و "جمشید اسماعیل خانی" راه به راه بهش تیکه های ناجور می نداخت (عکس زیر):




امیر جان بازیگری که عکسشون رو قرار دادی، "ناصر لقايی" هستند :

http://www.sourehcinema.com/People/People.aspx?Id=138112250541

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100867090136

.
.
.

من راستش از این تبادل نوستالژیک خاطرات که بین ما بچه ها
در این فروم رویایی هست، بسیار بسیار لذت میبرم. حتمن بیاد دارید که
در نوروز ۱۳۶۸ که اولین جشن نوروز بعد از ۱۰ سال بود که جنگی دیگر در کار نبود،
سریال طنز و زیبای "ازدواج پر ماجرا" نشان داده میشد که
ساخته ی "منوچهر پور احمد (برادر کیومرث پوراحمد)" بود و زنده یاد "جواد خدادادی"
هم همانند همیشه، با آن طنز زیر پوستی که در فن بازیگری اش بود،
ایفای نقش میکرد (نقش پدر دختر مورد خواستگاری رو داشت که در اصل کارش تزریقات بود،
اما برای اینکه آبرویشان جلوی خانواده ی داماد نرود!، میگفتند که دکتر هست و ...).
البته در وبلاگ "فرهنگ مجموعه های تلویزیونی ایرانی"، نوشته شده که این سریال
در نوروز ۶۹ پخش میشده، و شاید زمان پخش دقیق آن، نوروز ۶۸ که من بیاد دارم نباشد.

بله، و اما یک یا دو سال پس از آن، نوروز با ماه روزه برخورد کرده بود،
و سریال مناسبتی کانال یک هم در همان حال و هوا ساخته شده بود. داستان جوانی بود
که از یک کشور خارجی پس از تحصیل به ایران و خانواده ی سنتی خود باز میگشت.
نقش آن جوان را "ناصر لقايی" که عکسشان را در بالا قرار دادی ایفا میکرد.
نام سریال را بخاطر ندارم، البته از سویی دیگر، گمان میکنم که "چراغ خانه" باشد،
که جمشید مشایخی و زنده یاد نادره خیرآبادی هم در آن بازی داشتند، شاید هم
نام دیگری داشته. امیدوارم شما و دوستان که بهتر از من بخاطر دارید،
در شفاف سازی کمک نمایید.

سلامت باشی.



سلام بر 59 عزیز و دیگر دوستان
نوروز سال 70 که مقارن با ماه مبارک رمضان بود، سریال مهمان پخش میشد که تصنیف تیتراژ آن همان تصنیف معروف "عید آمد و عید آمد " با صدای زیبای حسن فداییان بود که همانطور که مرقوم فرمودید، جمشید مشایخی و زنده یاد نادره درآن بازی میکردند و اولین بار بود که کاراکتر طاهره خانوم چنگال به دست با بازی زنده یاد خانم پروین سلیمانی در آن سریال معرفی شد
اما مطمئن هستم که آن بازیگرجوان که نقش فرزند خانواده را که از خارج آمده بود بازی میکرد ، ناصر لقایی یا همان مرد زی زی در فیلم آپارتمان شماره 13 نبودو تقریباً در فیلم یا سریال دیگری نقش آفرینی نکرد.
اما سریال چراغ خانه درسال بعد یعنی نوروز 71 و تقریباً با همان هنرمندان به علاوه هنرمند عزیز آقای اکبر عبدی و علی اکبر طوفان پناه پخش شد که آین آخری نقش بساز و بفروش را بازی میکرد و میخواست خانه جمشید مشایخی را بخرد و خراب کند یا بقول خودش بترکونه ، ولی اسناد خانه گم شده بود و یا دزدیده شده بود که همه به دنبال دزد اسناد بودند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/14

kazvash

تعداد پستها : 53
Join date : 2011-06-26

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة أكتوبر 05, 2012 7:00 am

kazvash نوشته است:
سلام بر 59 عزیز و دیگر دوستان
نوروز سال 70 که مقارن با ماه مبارک رمضان بود، سریال مهمان پخش میشد که تصنیف تیتراژ آن همان تصنیف معروف "عید آمد و عید آمد " با صدای زیبای حسن فداییان بود که همانطور که مرقوم فرمودید، جمشید مشایخی و زنده یاد نادره درآن بازی میکردند و اولین بار بود که کاراکتر طاهره خانوم چنگال به دست با بازی زنده یاد خانم پروین سلیمانی در آن سریال معرفی شد
اما مطمئن هستم که آن بازیگرجوان که نقش فرزند خانواده را که از خارج آمده بود بازی میکرد ، ناصر لقایی یا همان مرد زی زی در فیلم آپارتمان شماره 13 نبودو تقریباً در فیلم یا سریال دیگری نقش آفرینی نکرد.
اما سریال چراغ خانه درسال بعد یعنی نوروز 71 و تقریباً با همان هنرمندان به علاوه هنرمند عزیز آقای اکبر عبدی و علی اکبر طوفان پناه پخش شد که آین آخری نقش بساز و بفروش را بازی میکرد و میخواست خانه جمشید مشایخی را بخرد و خراب کند یا بقول خودش بترکونه ، ولی اسناد خانه گم شده بود و یا دزدیده شده بود که همه به دنبال دزد اسناد بودند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/14


با درود.
جناب kazvash گرامی، سپاسگزارم از توضیحات خوب و روشنی که فرمودید.
حال هر چه بیشتر به ژرفای خاطرات فرو میرویم، شک ها نیز بیشتر میگردند.

در مورد سریال مهمان که گفتید، مطلب کامل روشن شد، با اینکه هنوز هم
گمان میکنم که " ناصر لقایی" نقش پسر از خارج آمده ی خانواده را ایفا میکرد.
حتمن بهتر بیاد دارید که از خارج از ایران، برای بستگانش سوغات آورده بود،
اما از آنجا که یک دختر خانمی که دلیل بودنش در آنجا را هیچگونه بیاد نمی آورم،
نزد پدر و مادر او زندگی میکرد که با دیدنش کمی علاقمند گردیده بود،
هدیه ها را به آن خانم داد و داماد خانواده به همسرش گلایه میکرد که :
"این برادر تو که به ایران آمده، نمیتونست یه سوغاتی بده به دست بچه های ما!".

بله، راستش دو سوال دیگر دارم که یکی از اونها رو مدتها بود میخواستم مطرح کنم.
بجز سریال "مهمان - ۱۳۷۰" که فرمودید، سریال دیگری با نام " تعطیلات نوروزی "
نیز در آن سالها پخش میشد که هر دو سریال از ساخته های "خسرو ملکان" بودند.
(" تعطیلات نوروزی " را ظاهرن شبکه ی " آی فیلم " سال پیش باز پخش کرده،
چون آنزمان در سایتشان، تمام قسمتهای آن، البته دوبله به زبان عربی بود و همچنین
عکس هایی از سریال. البته اکنون طراحی سایت و سیستم داخلی آنرا تغییر دادند
و دیگر خبری از سریال مورد گفتگوی ما و همچنین " آیینه " در آرشیوشان نیست!).


پروین سلیمانی در نمایی از سریال " تعطیلات نوروزی - ۱۳۷۰ "



.
.
.


سوال اول، گمان نمیکنید که " تعطیلات نوروزی " یک سال پس از "مهمان"،
در نوروز ۱۳۷۱ پخش میشده که اگر اینگونه هست، پس "چراغ خانه" مربوط به چه سالی میباشد؟
(در تابستانهای ۷۱ و یا ۷۲، خاطرم هست که با بازی جمشید مشایخی سریال معروفی پخش میشد،
از سویی گمان میکنم که "پیک سحر" بوده و از سویی دیگر، "چراغ خانه"!).

سوال دوم، اشاره ی نوستالژیک و بجایی داشتید از کاراکتر "نقش بساز و بفروش"
با آن تکه کلام معروفش. میخواستم بدانم که "علی اکبر طوفان پناه" این بازیگر هستند:




البته کادر بالا از "باغ گیلاس - ۱۳۷۲ (پخش در ۱۳۷۳)" هست
که در آنجا هم نقشی نزدیک به آنچه که گفتید داشت.
همچنین در فیلم "روزی كه خواستگار آمد - ۱۳۷۵" ساخته " فريال بهزاد" نیز هم.
در نیمه ی اول دهه هفتاد، این کاراکتر بسیار مشهور شده بود و تکه کلام او،
به گفتار روزمره ی مردم نیز راه یافته بود.


.
.
.


و این فایل کوتاه تصویری تقدیم شما و دوستان گرامی:

نماهایی بسیار کوتاه اما خاطره انگیز از سریال " تعطیلات نوروزی - ۱۳۷۰ "
http://s1.picofile.com/file/7519109779/Tatilat_e_Norouzi_1370_.rar.html

.
.
.

باز هم سپاسگزارم برای شفاف سازی خاطرات گذشته.
سلامت باشید.


اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:20 am ، و در مجموع 4 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في السبت أكتوبر 06, 2012 12:43 pm

59 نوشته است:
Emiliano نوشته است:

3. علاوه بر اسامی ای؛ که، نام بردید، یه چهره ی دیگه رو هم خیلی دوس داشتم؛ که، نقشش تو این سال ها اون قدر کمرنگ شد؛ که، به صفر رسید:
آقایی؛ که، با لهجه ی مشهدی صحبت می کرد و توی "آپارتمان شماره ی 13" نقش زی زی رو داشت و "جمشید اسماعیل خانی" راه به راه بهش تیکه های ناجور می نداخت (عکس زیر):




امیر جان بازیگری که عکسشون رو قرار دادی، "ناصر لقايی" هستند :

http://www.sourehcinema.com/People/People.aspx?Id=138112250541

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100867090136

.
.
.

من راستش از این تبادل نوستالژیک خاطرات که بین ما بچه ها
در این فروم رویایی هست، بسیار بسیار لذت میبرم. حتمن بیاد دارید که
در نوروز ۱۳۶۸ که اولین جشن نوروز بعد از ۱۰ سال بود که جنگی دیگر در کار نبود،
سریال طنز و زیبای "ازدواج پر ماجرا" نشان داده میشد که
ساخته ی "منوچهر پور احمد (برادر کیومرث پوراحمد)" بود و زنده یاد "جواد خدادادی"
هم همانند همیشه، با آن طنز زیر پوستی که در فن بازیگری اش بود،
ایفای نقش میکرد (نقش پدر دختر مورد خواستگاری رو داشت که در اصل کارش تزریقات بود،
اما برای اینکه آبرویشان جلوی خانواده ی داماد نرود!، میگفتند که دکتر هست و ...).
البته در وبلاگ "فرهنگ مجموعه های تلویزیونی ایرانی"، نوشته شده که این سریال
در نوروز ۶۹ پخش میشده، و شاید زمان پخش دقیق آن، نوروز ۶۸ که من بیاد دارم نباشد.

بله، و اما یک یا دو سال پس از آن، نوروز با ماه روزه برخورد کرده بود،
و سریال مناسبتی کانال یک هم در همان حال و هوا ساخته شده بود. داستان جوانی بود
که از یک کشور خارجی پس از تحصیل به ایران و خانواده ی سنتی خود باز میگشت.
نقش آن جوان را "ناصر لقايی" که عکسشان را در بالا قرار دادی ایفا میکرد.
نام سریال را بخاطر ندارم، البته از سویی دیگر، گمان میکنم که "چراغ خانه" باشد،
که جمشید مشایخی و زنده یاد نادره خیرآبادی هم در آن بازی داشتند، شاید هم
نام دیگری داشته. امیدوارم شما و دوستان که بهتر از من بخاطر دارید،
در شفاف سازی کمک نمایید.

سلامت باشی.










1. سلام.
2. دوست خوبم، "59" عزیز، نام "ناصر لقایی کاملاً درست بود. متشکرم از راهنمایی، توضیحات شما و لینک هاتون.
و جالب این که ایشون اصلاً هم مشهدی هستن.

3. اون سریال آخری، که شرحش رو نوشتید، به هیچ وجه خاطرم نیست و مطمئنم اگه دیده بودم، یادم می یومد. دهه ی 70 به علت دانشجویی، متأسفانه خیلی تلوزیون و کارتون و سریال نگاه نمی کردم و اینو سایر دوستان هم خوب می دونن.






babak نوشته است:سلام در مورد شاپور شهیدی ذکر یه مطلب دیگه هم خالی از لطف نیست و اون این که ایشون فرزند عبدالوهاب شهیدی و دیانا (هنر پیشه تئاتر و سینما با لهجه اصفهانی و بیشتر در فیلمهای کمدی مثل محلل) وهمسر خانم نیاز سلیمی ( که در جنگ اقتصادی ایفای نقش می کردند ) بودند . برای یادآوری نیاز سلیمی و شنیدن صداش کافیه یه بار دیگه "حسن و خانم حنا" رو بشنوید .
_یه بچه! یه بچه درسته! ولی حیف که بچه آدمیزاده،اه اه نفس گیر
گوینده نقش زن غول نیاز سلیمی بود.

faridonline نوشته است:
babak نوشته است:سلام در مورد شاپور شهیدی ذکر یه مطلب دیگه هم خالی از لطف نیست و اون این که ایشون فرزند عبدالوهاب شهیدی و دیانا (هنر پیشه تئاتر و سینما با لهجه اصفهانی و بیشتر در فیلمهای کمدی مثل محلل) وهمسر خانم نیاز سلیمی ( که در جنگ اقتصادی ایفای نقش می کردند ) بودند . برای یادآوری نیاز سلیمی و شنیدن صداش کافیه یه بار دیگه "حسن و خانم حنا" رو بشنوید .
_یه بچه! یه بچه درسته! ولی حیف که بچه آدمیزاده،اه اه نفس گیر
گوینده نقش زن غول نیاز سلیمی بود.

سلام بابك عزيز . اطلاعات شما كاملا صحيحه ولي آيا از وضعيت فعلي ايشون خبري داري ؟ من همون موقعها شنيدم كه از ايران رفته
اگه خاطرتون باشه در برنامه " روستاي كارآباد " كه در ايام عيد پخش ميشد همسرشون هم بازي ميكرد به نقش كوكب خانوم . يه سالي عيد در ايام كودكي دهه 60 به شيراز رقته بوديم به همراه خانواده كه ايشون رو در يك مركز خريد ديدم . يادم نميره كه با چه ذوقي به پدر و مادرم ميگفتم : خودشه كوكب خانوم ! كوكب خانوم !
يادش بخير



4."بابک" عزیز، این خانوم "نیاز سلیمی"؛ که، گفتید، همون خانوم "ایرج راد" توی "اجاره نشین ها" نبود؟
چون یادمه توی "سیمای اقتصاد ما" یه خانوم بازی می کرد و خیلی شبیه ایشون بود:



فکر می کنم خودشه، نه؟
البته، اسمش به نظر خودش بی کلاس و زشت اومده و اونو توی تیتراژ به "منیژه سلیمی" تغییر داده بود.
این خانوم علاوه بر این فیلم تو فیلمای "با من از فردا بگو"، "خبرچین" و "شکار" هم بازی کرده.

5. پی اس: این نوشته ها رو توی خونه و قبل از دیدن سایر پست ها تنظیم کرده بودم. الآن؛ که، عکس خانوم "سلیمی" پا به سن گذاشته رو دیدم، مطمئن شدم خودشه.

6. "فرید" عزیز، "کوکب خانوم" یادآوری خوبی بود. ممنون از شما.

7. می گم یه فایل فسقلی عجب بحث شیرینی رو راه انداخت.

..................................................

8. این هم دو عکس خاطره انگیزناک آلود از "در پناه تو":








Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الأحد أكتوبر 07, 2012 7:23 am



غلامحسين لطفي



غلامحسين لطفي متولد سال ۱۳۲۸ - قزوين، دارای فوق ليسانس بازيگری و كارگرداني،
از دانشكده ی هنرهاي زيبا دانشگاه تهران و همچنین دكترای افتخاری تئاتر است. آغاز فعالیت سینمایی او
با فیلم صبح خاکستر به کارگردانی تقی مختار به عنوان بازیگر در سال ۱۳۵۶ بوده‌ است و بشکل مستقل،
نويسندگي و كارگرداني را با فيلم سينمايي "سرخ پوستها" در سال ۱۳۵۷ تجربه كرد. در مورد ساخت
فیلم سرخ‌ پوست‌ها اینگونه میگوید:

"در سال‌های دانشجویی که دوست داشتم بازیگر شوم، به خیابان ارباب جمشید رفت‌ وآمد پیدا کردم و کم ‌کم.
تماشای "عشق فیلم‌هایی" که به تهران می‌آمدند و در میان سیاهی ‌لشکرها برای خودشان جایی باز می‌کردند،
یکی از اصلی‌ترین روزمرگی‌هایم شد. بینشان ماندم و زندگی کردم و یادداشت برداشتم و سه - ‌چهار بار
با آنها سر صحنه هم رفتم. مینی ‌بوس می‌آمد و همه ‌شان تا جایی که می‌توانستند خودشان را جا می‌دادند
و به کافه‌ها یا محل های فیلمبرداری می‌رفتند. آن‌هایی هم که باقی می‌ماندند برای هم خاطره تعریف می‌کردند
و از شب‌های قبلی می‌گفتند".

در نیمه ی اپتدایی دهه ی شصت خورشیدی، سریال تلویزیونی و خانوادگی " آیینه "
بکارگردانی غلامحسين لطفي در ۱۳ قسمت ۴۵ دقیقه ای ساخته و در سال ۱۳۶۴،
دوشنبه شبها برای پخش به روی آنتن کانال یک تلویزیون ایران میرفت که با استقبال کم نظیر مردم
مواجه گردید و تا به امروز هم با آنکه بیش از دو دهه و نیم از ساخت و پخش آن میگذرد،
همچنان بعنوان معیاری درخشان در سبک سریالهای تلویزیونی شناخته میگردد.

غلامحسين لطفي در کارنامه ی هنری خویش تا به امروز، ۲۵ فیلم بلند سینمایی را در مقام بازیگر،
و ۲ فیلم را در جایگاه کارگردان دارد. با آرزوی موفقیت های بیشتر و همچنین فراهم آمدن شرایط بهتر کاری
و حرفه ای برای حضور موثرتر ایشان در سینما و هنرهای نمایشی.


--------------------

پاکباخته (۱۳۷۴)



دوستان گرامی، فیلم سینمایی "پاکباخته - ۱۳۷۴" بکارگردانی غلامحسين لطفي،
برای این نوبت در نظر گرفته شده که نشانی است از آخرین لحظات حضور فیلمهایی،
به سبک دهه ی شصت در سینمای ایران. تقدیم شما گرامیان:

فیلم کامل "پاکباخته - ۱۳۷۴" در دو فایل فشرده:

(هر دو فایل را بارگیری کرده، سپس با هم انتخاب و از حالت فشرده خارج نمایید)

http://www.4shared.com/rar/7aaCxWeO/Pak_Bakhte-1374part1.html

http://www.4shared.com/rar/CCH6TyST/Pak_Bakhte-1374part2.html

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:18 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الخميس أكتوبر 11, 2012 9:19 am



دو فیلم از شصت و چهار





یادی داشته باشیم از دو فیلم ایرانی بیاد ماندنی و خوش ساخت
که در دهه ی شصت و هفتاد خورشیدی، بارها از تلویزیون پخش میشدند.
و با آروزی موفقیت های بیشتر برای کارگردانان آنها:

"کیانوش عیاری"

و

"مهدی فخیم زاده".


----------------------




نماهایی خاطره انگیز از فیلمهای " تنوره دیو - ۱۳۶۴ " و " تشریفات - ۱۳۶۴ "

http://s3.picofile.com/file/7520070214/Tanoure_Div_1364_Tashrifat_1364.rar.html

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:17 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف kazvash في الأحد أكتوبر 14, 2012 5:30 pm

59 نوشته است:
kazvash نوشته است:
سلام بر 59 عزیز و دیگر دوستان
نوروز سال 70 که مقارن با ماه مبارک رمضان بود، سریال مهمان پخش میشد که تصنیف تیتراژ آن همان تصنیف معروف "عید آمد و عید آمد " با صدای زیبای حسن فداییان بود که همانطور که مرقوم فرمودید، جمشید مشایخی و زنده یاد نادره درآن بازی میکردند و اولین بار بود که کاراکتر طاهره خانوم چنگال به دست با بازی زنده یاد خانم پروین سلیمانی در آن سریال معرفی شد
اما مطمئن هستم که آن بازیگرجوان که نقش فرزند خانواده را که از خارج آمده بود بازی میکرد ، ناصر لقایی یا همان مرد زی زی در فیلم آپارتمان شماره 13 نبودو تقریباً در فیلم یا سریال دیگری نقش آفرینی نکرد.
اما سریال چراغ خانه درسال بعد یعنی نوروز 71 و تقریباً با همان هنرمندان به علاوه هنرمند عزیز آقای اکبر عبدی و علی اکبر طوفان پناه پخش شد که آین آخری نقش بساز و بفروش را بازی میکرد و میخواست خانه جمشید مشایخی را بخرد و خراب کند یا بقول خودش بترکونه ، ولی اسناد خانه گم شده بود و یا دزدیده شده بود که همه به دنبال دزد اسناد بودند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/14


با درود.
جناب kazvash گرامی، سپاسگزارم از توضیحات خوب و روشنی که فرمودید.
حال هر چه بیشتر به ژرفای خاطرات فرو میرویم، شک ها نیز بیشتر میگردند.

در مورد سریال مهمان که گفتید، مطلب کامل روشن شد، با اینکه هنوز هم
گمان میکنم که " ناصر لقایی" نقش پسر از خارج آمده ی خانواده را ایفا میکرد.
حتمن بهتر بیاد دارید که از خارج از ایران، برای بستگانش سوغات آورده بود،
اما از آنجا که یک دختر خانمی که دلیل بودنش در آنجا را هیچگونه بیاد نمی آورم،
نزد پدر و مادر او زندگی میکرد که با دیدنش کمی علاقمند گردیده بود،
هدیه ها را به آن خانم داد و داماد خانواده به همسرش گلایه میکرد که :
"این برادر تو که به ایران آمده، نمیتونست یه سوغاتی بده به دست بچه های ما!".

بله، راستش دو سوال دیگر دارم که یکی از اونها رو مدتها بود میخواستم مطرح کنم.
بجز سریال "مهمان - ۱۳۷۰" که فرمودید، سریال دیگری با نام " تعطیلات نوروزی "
نیز در آن سالها پخش میشد که هر دو سریال از ساخته های "خسرو ملکان" بودند.
(" تعطیلات نوروزی " را ظاهرن شبکه ی " آی فیلم " سال پیش باز پخش کرده،
چون آنزمان در سایتشان، تمام قسمتهای آن، البته دوبله به زبان عربی بود و همچنین
عکس هایی از سریال. البته اکنون طراحی سایت و سیستم داخلی آنرا تغییر دادند
و دیگر خبری از سریال مورد گفتگوی ما و همچنین " آیینه " در آرشیوشان نیست!).


پروین سلیمانی در نمایی از سریال " تعطیلات نوروزی - ۱۳۷۰ "



.
.
.


سوال اول، گمان نمیکنید که " تعطیلات نوروزی " یک سال پس از "مهمان"،
در نوروز ۱۳۷۱ پخش میشده که اگر اینگونه هست، پس "چراغ خانه" مربوط به چه سالی میباشد؟
(در تابستانهای ۷۱ و یا ۷۲، خاطرم هست که با بازی جمشید مشایخی سریال معروفی پخش میشد،
از سویی گمان میکنم که "پیک سحر" بوده و از سویی دیگر، "چراغ خانه"!).

سوال دوم، اشاره ی نوستالژیک و بجایی داشتید از کاراکتر "نقش بساز و بفروش"
با آن تکه کلام معروفش. میخواستم بدانم که "علی اکبر طوفان پناه" این بازیگر هستند:




البته کادر بالا از "باغ گیلاس - ۱۳۷۲ (پخش در ۱۳۷۳)" هست
که در آنجا هم نقشی نزدیک به آنچه که گفتید داشت.
همچنین در فیلم "روزی كه خواستگار آمد - ۱۳۷۵" ساخته " فريال بهزاد" نیز هم.
در نیمه ی اول دهه هفتاد، این کاراکتر بسیار مشهور شده بود و تکه کلام او،
به گفتار روزمره ی مردم نیز راه یافته بود.


.
.
.


و این فایل کوتاه تصویری تقدیم شما و دوستان گرامی:

نماهایی بسیار کوتاه اما خاطره انگیز از سریال " تعطیلات نوروزی - ۱۳۷۰ "
http://s1.picofile.com/file/7519109779/Tatilat_e_Norouzi_1370_.rar.html

.
.
.

باز هم سپاسگزارم برای شفاف سازی خاطرات گذشته.
سلامت باشید.

سلام بر 59 عزیز و سایر دوستان
1- واقعاً نمیدانم که سوال های شما ، سوال است یا اینکه جواب چون شما جواب سوالهای خودتان را تا حدودی داده اید.
اما من مطمئن هستم که بازیگر جوان سریال مهمان ، آقای ناصر لقایی نبود
2- عکس مورد نظر جناب آقای علی اکبر طوفان پناه است
3- مطمئن هستم که سریال تعطیلات نوروزی بعد از چراغ خانه پخش شد زیرا کاراکتر طاهره خانم چنگال به دست ، دیگر در این سریال از فرط تکرار نخ نما شده بود. که البته با عرض پوزش و از نظر شخصی، بسیار سریال سطح پایینی بود.
4-سریال پیک سحری قبل از سریال مهمان پخش میشد که در آن جناب آقای جمشید مشایخی نقش رفتگر را بازی میکرد که قرار بود دخترش را به خانه بخت بفرستد و از طرف دیگر متهم شده بود به دزدی از خانه ای که در آن کارهای نظافت را انجام میداد.
خاطره جالبی از این سریال مربوط به کاریکاتور روی جلد مجله گل اقا در همان سالها بود که استاد مشایخی را با لباس رفتگری در حال جارو کردن نشان میداد و دو نفر ، او را تماشا میکردند و یکی از آنها به دیگری گفته بود : این شخص را که میبینی ، سلطان صاحبقران بوده که به این روز افتاده.
ضمناً از دوستان میخواهم که اگر ممکن است ، تاریخ شمسی نگارش مطالبشان را در پایان مطالب خود درج نمایند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/24

kazvash

تعداد پستها : 53
Join date : 2011-06-26

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الثلاثاء أكتوبر 16, 2012 12:26 pm

kazvash نوشته است:

سلام بر 59 عزیز و سایر دوستان
1- واقعاً نمیدانم که سوال های شما ، سوال است یا اینکه جواب چون شما جواب سوالهای خودتان را تا حدودی داده اید.
اما من مطمئن هستم که بازیگر جوان سریال مهمان ، آقای ناصر لقایی نبود
2- عکس مورد نظر جناب آقای علی اکبر طوفان پناه است
3- مطمئن هستم که سریال تعطیلات نوروزی بعد از چراغ خانه پخش شد زیرا کاراکتر طاهره خانم چنگال به دست ، دیگر در این سریال از فرط تکرار نخ نما شده بود. که البته با عرض پوزش و از نظر شخصی، بسیار سریال سطح پایینی بود.
4-سریال پیک سحری قبل از سریال مهمان پخش میشد که در آن جناب آقای جمشید مشایخی نقش رفتگر را بازی میکرد که قرار بود دخترش را به خانه بخت بفرستد و از طرف دیگر متهم شده بود به دزدی از خانه ای که در آن کارهای نظافت را انجام میداد.
خاطره جالبی از این سریال مربوط به کاریکاتور روی جلد مجله گل اقا در همان سالها بود که استاد مشایخی را با لباس رفتگری در حال جارو کردن نشان میداد و دو نفر ، او را تماشا میکردند و یکی از آنها به دیگری گفته بود : این شخص را که میبینی ، سلطان صاحبقران بوده که به این روز افتاده.
ضمناً از دوستان میخواهم که اگر ممکن است ، تاریخ شمسی نگارش مطالبشان را در پایان مطالب خود درج نمایند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/24

با درود جناب kazvash گرامی.

یکی از امتیازات فروم ها و برتریشان نسبت سایتها و بلاگها،
همین سوال و جوابها و پشتیبانی های گفتاری در بین افراد شرکت کننده هست،
که سبب بوجود آمدن بازیافت خاطره ها و روش شدن موارد مطرح شده در آنجا میگردد.
از اینکه جواب سوالها را با توضیحاتی خوب و نوستالژیک بیان میکنید،
باز هم سپاسگزارم. امیر گرامی پایه گذار این رسم خوش و دیرین،
یعنی پشتیبانی از گفتگوهای انجام شده در این فروم رویای هست،
که از ایشان هم سپاسگزارم. البته مدتها بود که میخواستم این را بگم،
و اکنون زمانش فرا رسید.

و اما نکته ی بسیار جالب اینکه، چند روز پیش یک مصاحبه ای میخواندم،
که با استاد مشایخی انجام گرفته بود و ایشان خاطره ای تعریف کردند،
که به سندیت آن، زمان ساخت سریال "پیک سحر" مشخص میشود:

"مرحوم حاتمی، سعدی سينمای ايران بود كه ديالوگ‌های حساب شده‌ ای در فيلم‌هايش استفاده مي‌كرد.
... قرار بود در "دلشدگان" هم حضور داشته باشم و حتي تست گريم دادم و قرارداد بستم،
... حاتمي به من گفت تا شهريور كاری با من ندارد و دراين فاصله سريال "پيك سحر" پيشنهاد شد.
به گونه‌ ای قرارداد بستم كه كارم اول شهريور تمام شود. اما ۱۰ مرداد حاتمی مدير توليد را
سراغ من فرستاد و به خاطر اينكه كاخ گلستان را جلوتر گرفته بودند، خواستند كار را شروع كنند
كه نتوانستم در فيلم بازی كنم".

.
.
.

بله با این حساب، سریال "پیک سحر" در تابستان ۱۳۷۰ ساخته شده
و اکنون بیاد میارم که در پاییز همان سال که من به کلاس اول راهنمایی رفته بودم،
سریال پخش میشد. خاطره ی بسیار جالبی را گفتید درباره ی مجله ی گل آقا.
کلن در آن سال، انتقادهای زیادی شد به استاد مشایخی بخاطر بازی در این سریال.
به گمان من، نقشهای خالی از جاه و مقام ظاهری، زیاد همخوانی با سبک بازیگری ایشان ندارند،
از اینرو میگردد که مخاطب نمیتواند با آن ارتباط حسی برقرار کنند و در نتیجه،
کار آن گونه که باید به چشم نمی آید. البته خوب خاطرم هست که "پیک سحر"،
در فیلمنامه نیز سست بود، بویژه آنجا که تهمت دزدی به ایشان زده میشد،
کمی دور از باور و ناهمگون به نظر میامد.


جمشید مشایخی در نماهایی از سریال "پیک سحر - ۱۳۷۰"
عکس ها برگرفته از برنامه ی "شب نشینی - گفتگو با جمشید مشایخی"



.
.
.
سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:15 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف ahmad1300mo في الأربعاء أكتوبر 17, 2012 1:32 pm

اقای 59 یه سریال تلویزیونی ایرانی بود که در دهه 60 از تلویزیون پخش میشد بنام "گذرگاه " که داستان بچه هایی بود که منزلشان نزدیک ریل راه اهن بود که بخاطر بازیگوشی زیر قطار میماندند و جانشان را از دست میدادند فیلم سوزناکی بود اگر دارید قسمتهایی از فیلم یا کامل انرا برای دانلود بگذارید . یا عکس یا توضیحاتی راجع به فیلم بدهید .ممنون .

ahmad1300mo

تعداد پستها : 34
Join date : 2012-04-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الخميس أكتوبر 18, 2012 9:31 am

ahmad1300mo نوشته است:اقای 59 یه سریال تلویزیونی ایرانی بود که در دهه 60 از تلویزیون پخش میشد بنام "گذرگاه " که داستان بچه هایی بود که منزلشان نزدیک ریل راه اهن بود که بخاطر بازیگوشی زیر قطار میماندند و جانشان را از دست میدادند فیلم سوزناکی بود اگر دارید قسمتهایی از فیلم یا کامل انرا برای دانلود بگذارید . یا عکس یا توضیحاتی راجع به فیلم بدهید .ممنون .
با درود خدمت شما.
شوربختانه هیچ فایل تصویری و یا عکسی از سریالی که فرمودید ندارم.
آنگونه که در یاد دارم، این سریال بصورت "نیمه مستند - نیمه داستانی" تهیه شد بود،
با هدف آموزش به بچه ها و برخورد مناسب ایشان با وسایل نقلیه از جمله قطار.
برای نمونه، علت زخمی و یا کشته شدن این بچه ها که همگی در منطقه ی نزدیک به راه آهن
زندگی میکردند، این بود که با شنیدن سوت قطار به ریل نزدیک میشدند و با گذاشتن سنگ
بر روی آن، میخواستند که لحظه ی برخورد چرخ لوکوموتیو با آن را بر روی ریل ببینند،
که گاهن یا سنگ از روی ریل با حرکت چرخ به بیرون و سمت ایشان پرتاب میشد،
و یا دستشان آسیب میدید. اگر اشتباه نکنم، در چند سال پایانی دهه ی شصت پخش میشد (۶۹ - ۶۸).
کلن دیدن این برنامه برای سن آنروز ما که نزدیک به یک دهه یا کمی بیشتر از آن گذشته بود،
بسیار دلخراش و ناراحت کننده بود. سپاسگزارم از یاد آوری نوستالژیکی که داشتید.

.
.
.

حال که شما خاطرات را زنده کردید، من هم به موردی که مدتها در یادم هست اشاره میکنم.

در همان دو- سه سال پایانی دهه شصت، یک مجموعه داستانی در برنامه ی کودک شبکه یک
عصرهای پنجشنبه پخش میشد که داستان آن مربوط به یک خانواده بود که ۲ یا ۳ فرزند داشتند
و ارتباطشان با یکدیگر بسیار خوب و عاطفی بود. پدر خانواده تاکسی داشت و هر وقت که خانه بود،
در حیات یا کوچه، مشغول تعمیر ماشین بود و با دستانی روغنی و چهره ای خندان به آشپزخانه میامد.
همسرش که خانه دار بود همیشه با لبخند و خوشرویی با او برخورد میکرد و با آرامش از او میخواست
که دستناش را باید اول بشورد!. در این سریال تلویزیونی یک بخش مستند هم وجود داشت،
به این شکل که بچه های این خانواده توسط مدرسه به اردو برده میشدند و هر بار به این بهانه،
یکی از جاهای دیدنی شهر به بیننده معرفی میشد، برای نمونه "باغ وحش"، "موزه تاریخ طبیعی" و ....
نقش مادر خانواده را " الیزا جوهری " ایفا میکرد و نام بازیگر نقش پدر را نمیدانم،
و در عکس زیر، نمایی از فیلم "شب بیست و نهم - ۱۳۶۸" با بازی ایشان قرار داده شده.
امیدوارم که شما و دوستان نام این سریال را بخاطر دارید و راهنمایی میفرمایید.



.
.
.
سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:14 am ، و در مجموع 4 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف afsoon520 في الجمعة أكتوبر 19, 2012 2:34 pm

سلام
یک سریالی بود که ماه رمضان پخش شده بود . فکر کنم اسمش " نیمه پنهان ماه" بود. بازیگراش اکرم محمدی، فریبرز سمندرپور، عنایت بخشی ... بود. کسی از این سریال چیزی داره؟
یک سئوال دیگه کسی از فریبرز سمندرپورخبر داره ؟ خیلی وقته تو هیچ فیلم و سریالی ندیدمش .
راستی اگر کسی فیلم 53 نفر را داره لطف کنه در اختیار سایرین قرار بده. خیلی این فیلم رو دوست دارم مخصوصا بازی فریبرز سمندرپور که اسمش تو فیلم صبری بود.

afsoon520

تعداد پستها : 5
Join date : 2012-02-08

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الجمعة أكتوبر 19, 2012 7:34 pm

afsoon520 نوشته است:سلام
یک سریالی بود که ماه رمضان پخش شده بود . فکر کنم اسمش " نیمه پنهان ماه" بود. بازیگراش اکرم محمدی، فریبرز سمندرپور، عنایت بخشی ... بود. کسی از این سریال چیزی داره؟

با درود.
یادآوری بسیار بجایی داشتید.

سریال خوش ساخت و خاطره انگیز " نیمه پنهان ماه " بکارگردانی "مجید جعفری"،
در سال ۱۳۷۳ در ۳۰ قسمت برای اولین بار از شبکه اول پخش شد.
نقش آفرینی بازیگران حرفه ای و صاحب نام هنرهای نمایشی ایران،
در کنار فضا سازی نوستالژیک و فلاش بک های موجود در سریال،
بر پربیننده بودن آن میافزود. این سریال برای بار دوم در سال ۷۹ یا ۸۰،
بازپخش شد و اکنون نیز دیدن دوباره ی آن تبدیل به یکی از یادمانه هایمان گشته.

عکسهای خاطره انگیز زیر برگرفته از سایت "موسسه فرهنگی هنری سها فیلم"
میباشد که این سریال یکی از تولیدات آن بوده است.


کادرهایی از سریال " نیمه پنهان ماه - ۱۳۷۳ ":





.
.
.
سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:13 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في السبت أكتوبر 20, 2012 11:57 am

59 نوشته است:
kazvash نوشته است:

سلام بر 59 عزیز و سایر دوستان
1- واقعاً نمیدانم که سوال های شما ، سوال است یا اینکه جواب چون شما جواب سوالهای خودتان را تا حدودی داده اید.
اما من مطمئن هستم که بازیگر جوان سریال مهمان ، آقای ناصر لقایی نبود
2- عکس مورد نظر جناب آقای علی اکبر طوفان پناه است
3- مطمئن هستم که سریال تعطیلات نوروزی بعد از چراغ خانه پخش شد زیرا کاراکتر طاهره خانم چنگال به دست ، دیگر در این سریال از فرط تکرار نخ نما شده بود. که البته با عرض پوزش و از نظر شخصی، بسیار سریال سطح پایینی بود.
4-سریال پیک سحری قبل از سریال مهمان پخش میشد که در آن جناب آقای جمشید مشایخی نقش رفتگر را بازی میکرد که قرار بود دخترش را به خانه بخت بفرستد و از طرف دیگر متهم شده بود به دزدی از خانه ای که در آن کارهای نظافت را انجام میداد.
خاطره جالبی از این سریال مربوط به کاریکاتور روی جلد مجله گل اقا در همان سالها بود که استاد مشایخی را با لباس رفتگری در حال جارو کردن نشان میداد و دو نفر ، او را تماشا میکردند و یکی از آنها به دیگری گفته بود : این شخص را که میبینی ، سلطان صاحبقران بوده که به این روز افتاده.
ضمناً از دوستان میخواهم که اگر ممکن است ، تاریخ شمسی نگارش مطالبشان را در پایان مطالب خود درج نمایند.
قربان همگی
kazvash
1391/07/24

با درود جناب kazvash گرامی.

یکی از امتیازات فروم ها و برتریشان نسبت سایتها و بلاگها،
همین سوال و جوابها و پشتیبانی های گفتاری در بین افراد شرکت کننده هست،
که سبب بوجود آمدن بازیافت خاطره ها و روش شدن موارد مطرح شده در آنجا میگردد.
از اینکه جواب سوالها را با توضیحاتی خوب و نوستالژیک بیان میکنید،
باز هم سپاسگزارم. امیر گرامی پایه گذار این رسم خوش و دیرین،
یعنی پشتیبانی از گفتگوهای انجام شده در این فروم رویای هست،
که از ایشان هم سپاسگزارم. البته مدتها بود که میخواستم این را بگم،
و اکنون زمانش فرا رسید.

و اما نکته ی بسیار جالب اینکه، چند روز پیش یک مصاحبه ای میخواندم،
که با استاد مشایخی انجام گرفته بود و ایشان خاطره ای تعریف کردند،
که به سندیت آن، زمان ساخت سریال "پیک سحر" مشخص میشود:

"مرحوم حاتمی، سعدی سينمای ايران بود كه ديالوگ‌های حساب شده‌ ای در فيلم‌هايش استفاده مي‌كرد.
... قرار بود در "دلشدگان" هم حضور داشته باشم و حتي تست گريم دادم و قرارداد بستم،
... حاتمي به من گفت تا شهريور كاری با من ندارد و دراين فاصله سريال "پيك سحر" پيشنهاد شد.
به گونه‌ ای قرارداد بستم كه كارم اول شهريور تمام شود. اما ۱۰ مرداد حاتمی مدير توليد را
سراغ من فرستاد و به خاطر اينكه كاخ گلستان را جلوتر گرفته بودند، خواستند كار را شروع كنند
كه نتوانستم در فيلم بازی كنم".

.
.
.

بله با این حساب، سریال "پیک سحر" در تابستان ۱۳۷۰ ساخته شده
و اکنون بیاد میارم که در پاییز همان سال که من به کلاس اول راهنمایی رفته بودم،
سریال پخش میشد. خاطره ی بسیار جالبی را گفتید درباره ی مجله ی گل آقا.
کلن در آن سال، انتقادهای زیادی شد به استاد مشایخی بخاطر بازی در این سریال.
به گمان من، نقشهای خالی از جاه و مقام ظاهری، زیاد همخوانی با سبک بازیگری ایشان ندارند،
از اینرو میگردد که مخاطب نمیتواند با آن ارتباط حسی برقرار کنند و در نتیجه،
کار آن گونه که باید به چشم نمی آید. البته خوب خاطرم هست که "پیک سحر"،
در فیلمنامه نیز سست بود، بویژه آنجا که تهمت دزدی به ایشان زده میشد،
کمی دور از باور و ناهمگون به نظر میامد.


جمشید مشایخی در نماهایی از سریال "پیک سحر - ۱۳۷۰"
عکس ها برگرفته از برنامه ی "شب نشینی - گفتگو با جمشید مشایخی"

.
.
.
سلامت باشید.







1. سلام دوستان.
2. "59" عزیز، اول از همه، بنده و سایر دوستان باید از شما متشکر باشیم؛ که، با اومدنتون باعث شدید اینجا دوباره زنده بشه. اینو بی اغراق عرض می کنم.
ثانیاً نوشته های من بدون دوستان و نوشته های زیباتر اون ها چه ارزشی داره؟ کار، کار گروهیه و همه مون درش سهیمیم.
فقط مثل همیشه آرزو دارم این نوشته ها و تاپیک ها هیچ وقت تموم نشه و دوستان اگه هم مدتی کم کار و خسته می شن، باز اینجا و کودکی های خودشون رو فراموش نکنن.
با تشکر از شما و سایر عزیزانم.


3. با تشکر از Kazvash عزیز، من هم اون کاریکاتور "جمشید مشایخی" توی "گل آقا" خوب یادمه. مث همیشه گوشه ی چشماشو پُر از چین و چروک کشیده بودن.
4. حالا که صحبت از "پیک سحر" و رفتگرها شد، یاد یه سریال دیگه افتادم. ببینید این همون "پیک سحر"ه یا فرق داشت:
این هم در مورد رفتگرها بود؛ اما، نقش اصلیش پسر نوجوونی بود؛ که، اون سال ها تو خیلی از کارهای کودک و فیلم ها و سریال های کوتاه بازی می کرد. معروف ترین صحنه ش؛ که، همیشه یادمه این بود که این پسر اومد روز اول کاری شو شروع کنه؛ اما، کارفرما اومد، دید لباس کار (لباس فرم؛ که اگه اشتباه نکنم اون سال ها سبز بود) نپوشیده.
بعد یه سیلی زد تو گوش این پسر و گفت: "عارت اومد لباس بپوشی؟"
پسر دستشو گذاشت رو صورتش و گفت: "عارم نیومد."
بعد نگاه کرد به بند رخت ها تو پارک و دوربین رفت رو بند رخت و لباس هایی؛ که، پسر شسته بودشون.

این همون "پیک سحر"ه؟
از طرفی اسم اون پسر رو لطفاً هر کی می دونه بگه.

5. باز اگه اشتباه نکنم، همین پسر نوجوون اون سال ها، توی "آخرین روز تابستان" هم بازی می کرد؛ که، شرحشو از "لیست سیاه" براتون کپی می کنم:

112. "آخرین روز تابستان": تک قسمتی. یه شب تابستونی که دو دوست روی پشت بوم خوابیده بودن و داشتن برای تابستونشون نقشه می کشیدن، بابای یکیشون ("سیروس گرجستانی") گفت باید پسره بره سر کار. پسر هم تو تعمیرگاه مکانیکی "اوستا" ("عنایت شفیعی"، با اون چشم دریدن هاش!) مشغول به کار شد؛ اما، شاگرد بزرگتره از این خوشش نمی اومد و فکر می کرد می خواد جاشو بگیره. بالأخره یه روز شاگرد قدیمیه با اوستا دعواش شد و اوستا هم خوابوند تو گوشش و اخراجش کرد. پسره هم که داشت می رفت، رو به نقش اصلیه کرد و گفت: "تلافی سیلی شو درمی یارم." یه روز دیدن مغازه رو دزد زده و اوستا هم از شاگرد جدیده شکایت کرد؛ اما، کار، کارِ شاگرد قبلیه بود که کلید مغازه رو داشت. آخر سر هم این پسره با دوستش دزدو پیدا و به کمک پلیس دستگیر کردن. توی کلانتری هم "عنایت شفیعی"؛ از این که، به این یکی شاگردش تهمت دزدی زده، کلی شرمنده شد. باباهه هم به پسرش گفت که دیگه نمی خواد بره سر کار. کارگردانان: "شیرین جاهد" و "حسین سحرخیز". نویسنده: "فرهاد توحیدی". بازیگران: "عنایت شفیعی"، "سیروس گرجستانی"، "محمد شیری"، "منیژه گلچین" ("منیژه دلدار گلچین") و "منوچهر لاریجانی". "محمد شیری" نقش دیوونه ها رو بازی می کرد. سال 68. (سؤال من، "حمید"، "عسگر رضایی" و "ماریان".)




6. دیدن عکس هایی از "پیک سحر" بی نظیر بود، "59" عزیز. لطفاً اگه فایل ویدئویی شو هم داری، بذار. ممنونت می شم.






ahmad1300mo نوشته است:اقای 59 یه سریال تلویزیونی ایرانی بود که در دهه 60 از تلویزیون پخش میشد بنام "گذرگاه " که داستان بچه هایی بود که منزلشان نزدیک ریل راه اهن بود که بخاطر بازیگوشی زیر قطار میماندند و جانشان را از دست میدادند فیلم سوزناکی بود اگر دارید قسمتهایی از فیلم یا کامل انرا برای دانلود بگذارید . یا عکس یا توضیحاتی راجع به فیلم بدهید .ممنون .







7. من هم این سریال یادمه و خیلی دوس دارم عکس هاییش رو ببینم. تیکه هایی از فیلم؛ که، مثل رؤیا می مونه.



..................................................



8. خبر خیلی فوری و مهم خدمت "59" عزیز (که به یادش بودم) و سایر عاشقان دهه ی 60:

امروز شنبه، 29 مهر 91، ساعت 17:15 که می خواستم بیام بیرون از خونه، زدم "شبکه ی نمایش" و اوایل فیلم "مردی که زیاد می دانست" بود.
دی وی بی مو گذاشتم رو ضبط؛ اما، اولاً فیلم ناقصه و ثانیاً با توجه به این که خونه اینترنت ندارم، قول آپلود نمی دم؛ اما، اگه "59" عزیز بخواد، می تونم فیلم رو (البته بدون 20 دقیقه ی اولش) براش پست کنم.

اما، گمون می کنم فردا، یکشنبه، "نمایش" تکرار فیلم رو بده.
لطفاً گوش به زنگ باشید و زیرنویس ها رو دنبال کنید.
امیدوارم این نوشته رو امروز ببینید و امیدوارم دی وی بی وطنی من بدون هنگ، فیلم رو ضبط کنه.


فعلاً.



Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في السبت أكتوبر 20, 2012 4:34 pm

Emiliano نوشته است:

6. دیدن عکس هایی از "پیک سحر" بی نظیر بود، "59" عزیز. لطفاً اگه فایل ویدئویی شو هم داری، بذار. ممنونت می شم.

..................................................

خبر خیلی فوری و مهم خدمت "59" عزیز (که به یادش بودم) و سایر عاشقان دهه ی 60:

امیر جان نظر لطف شما و دوستان هست.
راستش همانگونه که اشاره شد، این دو عکس برگفته از
برنامه ی "شب نشینی - گفتگو با جمشید مشایخی" هست
که بشکل بسیار گذرا و با زمان بسیار کم، در اپتدای آن برنامه گنجانده شده بود
و بجز دو تک کادری که تقدیم شد، فایل تصویری دیگری از آن نمیتوان گرفت.

فیلم داستانی "آخرین روز تابستان" رو بخوبی بیاد دارم،
اما نام بازیگر نقش اصلی آنرا نمیدانم، همچینین سریالی که با بازی او اشاره داشتی.
صحبت از زنده یاد "منوچهر لاریجانی" بمیان آوردی که چهره و صدایشان،
یکی از برگ های مهم، از دفتر یادمانه هایمان در دهه ی شصت هست.
باز هم یادش را گرامی میداریم.

همچنین سپاسگزارم برای یادآوری فیلم "مردی که زیاد می دانست - ۱۳۶۳"،
و لطفی که همیشه داری و بسیار ارزشمند هست. حالا هر زمان که امکان بارگذاری
فایل این فیلم برایت فراهم شد، خرسند خواهیم بود که در فروم رویایی،
مهمان تماشایش گردیم.
سلامت باشی.


.
.
.


یادآوری: دلیل قرار دادن برخی از تک کادرها در این بخش از فروم رویایی،
این میباشد که آنها همانند یک برنامه یا فیلم از دوران گذشته مان،
یادآور ماجراهای آن روزگاران هستند.


تصویر گوینده ی اخبار کانال یک، که در تیرماه سال ۱۳۶۷،
پس از واقعه ی انفجار هواپیمای "پرواز مسافربری شماره ۶۵۵"،
مشغول گفتن اخبار آن بود. البته دوستان بهتر از من بیاد دارند که ایشان،
مدت بسیار کمی در جلوی دوربین بخش خبری بودند، اما بهر حال
چهره ی آشنایی برای ما دارند.




خاطرم هست که عصرهای تابستان سال ۶۷،
با آنکه آتش جنگ فروکش کرده بود، اما بخاطر انفجار هواپیمای ایرباس،
در آبهای خلیج فارس و نشان دادن مرتب فیلمهای آن در تلویزیون،
بسیار اندوهگین بودند.

براستی که ما "شصتی ها"،
در دوره ای کودکی و یا نوجوانیمان گذشت،
که از درو دیوار، اندوه و ناراحتی میبارید،
آنهم بشکلی رایگان و با دسترسی فراوان!.

.
.
.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:11 am ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف ahmad1300mo في الأحد أكتوبر 21, 2012 1:54 pm

اقای 59 ممنون از توضیحاتی که راجع به فیلم گذرگاه دادید واقعا این فیلم در ان دوره برای ما خیلی تاثیر گذار بود یادش بخیر . متاسفانه نام ان فیلمی که توضیح دادید را بخاطر نمی اورم ولی یادم هست همچین فیلمی در ان موقع پخش شد

ahmad1300mo

تعداد پستها : 34
Join date : 2012-04-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف ahmad1300mo في الأحد أكتوبر 21, 2012 2:06 pm

اقای 59 اگه اجازه بدید چند فیلم که مربوط به دهه 60 بود را نام ببرم بلکه بتونید خاطراتی را از این فیلمها زنده کنید . یه مجموعه ای در ماه رمضان پخش میشد بنام "مخمصه " تنها چیزی که یادمه اینه که با شروع شدن این فیلم همه میرفتند پای تلویزیون و نام یکی از بازیگران این فیلم "هیبت " بود . مجموعه دیگری بنام " اسانسور " که اهنگ زیبایی داشت که الان بعد از 30 سال بعضی ها از این اهنگ بعنوان زنگ موبایل استفاده میکنند ( بعدا این اهنگ را برای دانلود میگذارم) تنها چیزی که از این فیلم یادمه اینه که مر بوط به کارمندان اداره ای میشد که صبحها موقع رفتن به سر کار با عجله میرفتند بعد از این که کارت (ساعت زنی ) را میزدند خیلی اهسته میرفتند به اتاقهایشان .

ahmad1300mo

تعداد پستها : 34
Join date : 2012-04-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف fazel1994 في الأحد أكتوبر 21, 2012 4:33 pm

ahmad1300mo نوشته است:اقای 59 اگه اجازه بدید چند فیلم که مربوط به دهه 60 بود را نام ببرم بلکه بتونید خاطراتی را از این فیلمها زنده کنید . یه مجموعه ای در ماه رمضان پخش میشد بنام "مخمصه " تنها چیزی که یادمه اینه که با شروع شدن این فیلم همه میرفتند پای تلویزیون و نام یکی از بازیگران این فیلم "هیبت " بود . مجموعه دیگری بنام " اسانسور " که اهنگ زیبایی داشت که الان بعد از 30 سال بعضی ها از این اهنگ بعنوان زنگ موبایل استفاده میکنند ( بعدا این اهنگ را برای دانلود میگذارم) تنها چیزی که از این فیلم یادمه اینه که مر بوط به کارمندان اداره ای میشد که صبحها موقع رفتن به سر کار با عجله میرفتند بعد از این که کارت (ساعت زنی ) را میزدند خیلی اهسته میرفتند به اتاقهایشان .
با سلام خدمت دوستان . شخصیت "هیبت" تا آنجایی که بنده به یاد دارم مربوط به سریالی در مایه های طنز به نام " اغر به خیر" بود و فکر کنم نقش هیبت را که پسری بازیگوش بود را هم آقای اکبر عبدی به عهده داشتند.. وداستان آن هم فکر کنم در مورد آقای "همه فن حریف" بود که در جستجوی همسر از شهر به روستایی آمده بود..همرا با خودرویی مدل بالا ،با تکیه کلام : رنگش متالیکه ! فرمونش هیدرولیکه! و هر جا از این ماشینش تعریف و تمجید می کردند. سریال خاطره انگیزیه و امیدوارم باز هم تو لیست پخش بیاد. سریال مخمصه هم کم و بیش یادمه که داستان فردی بود که با گرفتن پول و پله از دیگران جهت ساختن خانه برای آنها ، و ماجراهایی که در اثر ندانم کاری برای این آقا پیش اومد، بود. ولی نام این آقا قطعأ هیبت نبود وزمان پخش این دو سریال هر دو مربوط به اوایل دهه ۶۰ بود.

fazel1994

تعداد پستها : 83
Join date : 2011-03-05

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف 59 في الأحد أكتوبر 21, 2012 7:50 pm



مقدمه: در اپتدا سپاسگزارم از گرامیان:
" ahmad1300mo " و " فاضل جان
برای زنده نگه داشتن خاطرات و توضیحات خوبی که ارایه داشتند.

راستش در گذشته هم بارها خدمت دوستان گفتم که،
ارتباط ذهنی و نقاط مشترک فکری در بین ما بچه های فروم رویایی،
بسیار بالا و جالب توجه هست. در ادامه ی معرفی هنرمندان دهه ی شصت،
پستی را درباره ی یکی از کارگردانان خوب آن دوران آماده داشتم،
که اکنون به برکت مطرح شدن آن موارد توسط دوستان،
زودتر تقدیم میگردد.


--------------------------

مجید بهشتی




مجید بهشتی زاده ی ۱۳۳۴ در شهر کرمان میباشد.
وی دارای فوق دیپلم از انستتیتو بازرگانی کرمان،
لیسانس از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران
و مدرک فوق لیسانس از دانشگاه هنر و معماری است.
بازی در تاتر را از سال ۱۳۴۸ آغاز کرد و سپس
به ایفای نقش در تاترها و سریالهای تلویزیونی پرداخت.

مجید بهشتی در دهه ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد خورشیدی،
سریالهای موفق بسیاری را در مقام کارگردان هنری
برای کانال یک تلویزیون ایران ساخت است که در ادامه،
کادرهایی خاطره انگیز از آنها، از آرشیو شخصی ایشان تقدیم میگردد.

.
.
.


------------------

زنده یاد رضا ژیان، رضا رویگری و اکبر رحمتی، در سالهای دور



------------------

سریال " ماجراهای آقای همه فن حریف - ۱۳۶۴ " -
میان پرده های هفت قسمتی در برنامه تلویزیونی "کشاورزی محور استقلال".
با سپاس از وبلاگ "فرهنگ مجموعه های تلویزیونی ایرانی" برای اطلاعات تکمیلی.




------------------

سریال " آقای دلار - ۱۳۶۵ " - (دانیل حکیمی در تست گریم)



------------------

سریال " اغر به خیر - ۱۳۶۵ " - پخش در نوروز سال ۱۳۶۶ (زنده یاد فاطمه طاهری)



------------------

سریال " باغ گیلاس - ۱۳۷۲ " - پخش در سال ۱۳۷۳



------------------

.
.
.
جاودان باد یاد خاطرات کودکی و نوجوانی.
شاد و سلامت باشید.



اين مطلب آخرين بار توسط 59 در السبت مايو 11, 2013 9:08 am ، و در مجموع 3 بار ويرايش شده است.

59

تعداد پستها : 1332
Join date : 2011-02-09

خواندن مشخصات فردي http://www.aparat.com/PanjaH_o_NoH

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف ahmad1300mo في الثلاثاء أكتوبر 23, 2012 2:53 pm

ممنون اقای 59 واقعا خاطرات زیادی را در ذهن ما تازه کردی نمیدانم چرا با اینکه سالهای زیادی از ان دوران گذشته است هیچوقت دهه 60 فراموش شدنی نیست از فیلمهای تلویزیون گرفته تا از مدرسه رفتن و دوستان ان دوره برخورد مردم با هم و خیلی چیزهای دیگه هیچوقت فراموش نمیشود.

ahmad1300mo

تعداد پستها : 34
Join date : 2012-04-22

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف Emiliano في الأربعاء أكتوبر 24, 2012 1:35 pm

59 نوشته است:
Emiliano نوشته است:

6. دیدن عکس هایی از "پیک سحر" بی نظیر بود، "59" عزیز. لطفاً اگه فایل ویدئویی شو هم داری، بذار. ممنونت می شم.

..................................................

خبر خیلی فوری و مهم خدمت "59" عزیز (که به یادش بودم) و سایر عاشقان دهه ی 60:



همچنین سپاسگزارم برای یادآوری فیلم "مردی که زیاد می دانست - ۱۳۶۳"،
و لطفی که همیشه داری و بسیار ارزشمند هست. حالا هر زمان که امکان بارگذاری
فایل این فیلم برایت فراهم شد، خرسند خواهیم بود که در فروم رویایی،
مهمان تماشایش گردیم.
سلامت باشی.


.[/size][/color]





1. سلام به همه ی دوستان.
2. "59" عزیز، با توجه به این که بنده برای آپلود و دانلودهای حجیم به کافی نت می یام، اگه اجازه بدید، بعد از تهیه ی فیلم "مردی که زیاد می دانست" به فرمت قابل قبولی، اونو چند تیکه کنم و هر بار، یکی، دو تیکه شو بیارم برای دانلود بذارم.
ضمناً همون جور که عرض کردم، حدود 20 دقیقه ی اول فیلم رو ندارم. مشکلی که نداره؟
اگه در هفته های آتی فیلم کامل رو گیر نیاوردی، به هر ترتیبی شده، اونو واسه ت می ذارم؛ اما، دیر و زود داره، ....

Emiliano

تعداد پستها : 1586
Join date : 2009-09-12

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف kazvash في الجمعة أكتوبر 26, 2012 12:13 pm

afsoon520 نوشته است:سلام
یک سریالی بود که ماه رمضان پخش شده بود . فکر کنم اسمش " نیمه پنهان ماه" بود. بازیگراش اکرم محمدی، فریبرز سمندرپور، عنایت بخشی ... بود. کسی از این سریال چیزی داره؟
یک سئوال دیگه کسی از فریبرز سمندرپورخبر داره ؟ خیلی وقته تو هیچ فیلم و سریالی ندیدمش .
راستی اگر کسی فیلم 53 نفر را داره لطف کنه در اختیار سایرین قرار بده. خیلی این فیلم رو دوست دارم مخصوصا بازی فریبرز سمندرپور که اسمش تو فیلم صبری بود.

با سلام خدمت تمام دوستان و همچنین خانم یا آقای afsoon 520

من هم ، فیلم 53 نفر با بازی فریبرز سمندرپور را خیلی دوست دارم مخصوصاً قسمتی که رئیس ایشان با بازی مرحوم منصور والامقام به او میگوید که کفش های خریداری شده برای خانم رئیس را باید ببرد عوض کند و کفش به رنگ سبز لجنی برایش بیاورد.
ضمناً یادم هست که در دهه شصت ، یک تاتر تلویزیونی به همین نام با بازی زنده یاد خسرو شکیبایی در نقش زندانی مبارز و فریبرز سمندر پور در نقش مامور ساواک از تلویزیون پخش میشد
اگر دوستان ، چیزی به خاطر می آورند لطفاً ارائه دهند
عید قربان بر همه بندگان مخلص مبارک باد
kazvash
1391/08/05

kazvash

تعداد پستها : 53
Join date : 2011-06-26

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: فیلمها و برنامه های تلویزیونی روی طاقچه ذهن کودکی

پست من طرف محتوى إعلاني اليوم في 2:40 pm


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 1 از 40 1, 2, 3 ... 20 ... 40  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد